
نمایش نهایی X-Men در Marvel Cinematic Universe هیجانانگیزترین رویداد برای MCU در سالهای اخیر است. برای بسیاری، فرمول داستانی MCU خستهکننده شده و طرفداران از پیشبینیهای تکراری خسته شدند.
اکثر شخصیتهای محبوب MCU از میان رفتهاند و طرفداران متوجه شدهاند که بدون آیآرن من رابرت داونی جونیور یا کاپیتان آمریکا کریس اکوز، MCU چقدر میتواند ضعیف به نظر برسد.
افزودن X-Men در MCU درهای زیادی را به روی این جهان سینمایی باز میکند؛ X-Men دنیای کوچکی در مارول ایجاد کردهاند و بیش از ۶۰ سال داستانهای شگفتانگیز پشت سر دارند.
اگر چیزی بتواند دوباره روح تازهای به MCU ببخشد، اضافه کردن نیروهای جوان است و X-Men فراوانی آن را دارا میباشند.
اما در حالی که برخی از داستانهای X-Men قطعاً باید برای MCU اقتباس شوند، تعداد زیادی داستان وجود دارد که هرگز نباید وارد این دنیای سینمایی شوند. X-Men به ظاهر ساده به نظر میرسند؛ اما تاریخچه آنها مملو از داستانهای پیچیده است که نشان میدهد چقدر از بقیهی دنیای مارول متفاوت هستند، در حالی که MCU به داستانسرایی ظریف مشهور نیست.
با این تفاسیر، برخی داستانهای X-Men هرگز مناسب MCU نخواهند بود. این پنج داستان X-Men درخشان هستند، اما هرگز نباید به MCU اضافه شوند.
“The Dark Phoenix Saga”
«The Dark Phoenix Saga»، نوشتهی کریس کلارمونت و جان بایرن، به طور گستردهای بهترین داستان X-Men در تمام دوران تلقی میشود. دلیل بسیار خوبی برای این ادعا وجود دارد — واقعاً آنقدر شگفتانگیز است. داستان سقوط ژان گری به جنون همهجانبه و نبرد X-Men برای نجات دوستشان و متوقف کردن ولرفت او، تراژدی یونانی با ابرقهرمانان است که احساسات قلبشکن و اکشن نفسگیر را ارائه میدهد و همین امر باعث محبوبیت X-Men در طول سالها شده است. «The Dark Phoenix Saga» به عنوان یکی از سنگ بناهای اسطورهشناسی X-Men بسیار مهم است و دشوار است جهانی را تصور کرد که در آن X-Men هرگز از این رویدادها عبور نکند.
با این حال، MCU هرگز نباید به «The Dark Phoenix Saga» دست بزند. فاکس دوبار تلاش کرد تا این داستان را اقتباس کند و در هر دو تلاش با شکست مواجه شد. مشکل «The Dark Phoenix Saga» به عنوان یک فیلم این است که داستان فقط در دنیای سریالی کمیک بوکها به درستی کار میکند. مطالب زیادی باید قبل از شروع داستان توضیح داده شود و خود داستان نیز بسیار طولانی است به گونهای که ساختن آن در قالب فیلم یا حتی چند فیلم سالها زمان میبرد. «The Dark Phoenix Saga» در یک فیلم جای نمیگیرد و باید در کمیکها بماند تا به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد.
“Days of Future Past”
مارول به آیندههای تاریک جایگزین خود مشهور است؛ موضوعی که X-Men اساساً با داستان کلاسیک «Days of Future Past» آغاز کرد. این همکاری دیگر بین کلارمونت و بایرن، آیندهای وحشتناک را به تصویر میکشد که در آن سنتینلها موتانتها را جمعآوری کرده، آنها را به اردوگاههایی زندانی کرده، اکثر ابرقهرمانان جهان را از میان برده و X-Men را ذبح کردهاند. تیم تصمیم میگیرد با یک حمله دو جبههای روز را نجات دهد — به طور همزمان به تأسیسات Master Mold حمله میکند و کیت پراید را به گذشته میفرستد تا تلاش کند از وقوع حادثهای که این آینده را رقم زده، جلوگیری کند. «Days of Future Past» داستانی کلاسیک است.
این داستان قابلیت اقتباس دارد. در واقع، فاکس اقتباسی بسیار خوب از «Days of Future Past» با X-Men: Days of Future Past ارائه داد. هر اقتباس جدیدی از این داستان بدون شک با آن فیلم مقایسه خواهد شد و احتمالاً کوتاهیهایی خواهد داشت. افزون بر این، «Days of Future Past» کاملاً با فرمول ابرقهرمانی MCU همخوانی ندارد. جدی بگوییم، آیا کسی میخواهد آیندهای ناامید و سرشار از X-Men با طعنههای شوخ ببیند؟ آیا دوست داریم وقتی سنتینلها وولورین را میکشند، کسی بگوید «خب، این اتفاق افتاد»؟ MCU این نوع داستانها را به خوبی به تصویر نمیکشد.
X-Men: Deadly Genesis
استاد ایکس در کمیکها شخصیتی بسیار پیچیدهتر از آنچه طرفداران عادی تصور میکنند، است؛ و یکی از دلایل اصلی این پیچیدگی، مینیسری شش شماره X-Men: Deadly Genesis به قلم اد بروبیکر، تروور هایرسین و پیت وودز میباشد. در این داستان، یک شرور مرموز به X-Men حمله میکند؛ کسی که به نظر میرسد از گذشته آنها بیش از آنچه باید بداند، اطلاعات دارد. تا زمانی که همهچیز برملا شود، گناهان ژاویر آشکار شده و رابطه او با X-Men برای همیشه تغییر میکند.
X-Men: Deadly Genesis بین زمان حال و گذشته پرش میکند و داستان تیمی از X-Men را روایت میکند که هیچکس تا به حال از وجود آن خبر نداشت. این داستان بسیار جذاب است و شخصیتها و مفاهیم جدیدی را معرفی میکند که در سالهای بعد تأثیر بسزایی در تغییر X-Men داشتند. اما، این داستان نمونهای دیگر از داستانسرایی بسیار تاریک است که MCU به خوبی نمیتواند آن را ارائه دهد و المانهایی را به اسطوره X-Men اضافه میکند که هر طرفدار X-Men ممکن است آنها را مورد تایید قرار ندهد. این داستان بخش بزرگی از دوران مدرن X-Men است؛ اما جهتی است که MCU نباید برای X-Men اتخاذ کند.
“The Twelve”
«The Twelve» داستانی بسیار جالب است که واکنشهای بحثبرانگیزی به همراه داشته است. این داستان کراساوور از اواخر دهه ۹۰ میلادی، به گونهای طراحی شده بود تا تمام نقاط ضعفی که در داستانهای X-Men دهه ۹۰ وجود داشت را به هم پیوند دهد و در عین حال به خوانندگان نبرد نهایی علیه Apocalypse را عرضه کند. داستان حول تلاش Apocalypse برای گردآوری «The Twelve»، گروهی از موتانتهایی که قدرتشان به او اجازه میدهد به یک خدا تبدیل شود، میچرخد. X-Men به سرعت وارد عمل میشوند، اما خود را در طرحی مییابند که سالها پیش رقم خورده بود و در برابر خطرناکترین دشمنشان مبارزه میکنند.
«The Twelve» در تمامی کتابهای اصلی X-Men سال ۱۹۹۹ — Uncanny X-Men, X-Men, Wolverine, Cable, و X-Man — منتشر شد و واکنشهای متفاوتی از سوی طرفداران دریافت کرد. برخی خوانندگان فکر میکنند داستان وظیفهای غیرممکن را به خوبی انجام داده است؛ زیرا کمیکهای X-Men دهه ۹۰ به طرز مشهوری پیچیده بودند و نقاط ضعف آنها مانند مایلهای نخی بیپایان به نظر میرسیدند. برخی دیگر اصلاً این داستان را موفق ندیدند و آن را مورد انتقاد قرار دادند. MCU قادر نخواهد بود داستان را بهتر به تصویر بکشد و احتمالاً عملکرد ضعیفتری نشان میدهد.
House of X/Powers of X
House of X/Powers of X، به قلم جاناتان هیکمن، پپه لارراز و آر.بی. سیلوا، به عنوان «دو کتاب که یکی هستند» شناخته میشود. این دو مجموعه خوانندگان را با دوران Krakoa آشنا کردند و نشان دادند چگونه X-Men کشور خود را بنا میکنند و نخستین تهدید وجودی بزرگ برای ملت جدیدشان در House of X به چالش کشیده میشود. در همین حال، Powers of X در واقع مکمل House of X است و خوانندگان را از گذشته، حال و آینده X-Men عبور میدهد تا نشان دهد چگونه اوضاع تغییر کرده و پیامدهای اعمال آنها بر روی خط زمان چه بوده است. این داستان شگفتانگیز جایگاه خود را در میان بهترین داستانهای X-Men در تمام دوران کسب کرده و پنج سال داستانهای X-Men را آغاز کرد که همه چیز را برای تیم تغییر داد.
دوران Krakoa ممکن است روی پردهی سینما جالب به نظر برسد، اما مشکل در اقتباس MCU از House of X/Powers of X این است که نویسندگان و کارگردانان MCU به اندازه کافی متخصص برای اجرای این داستان ندارند. خلاصه مطلب این است که جاناتان هیکمن استعدادی بینظیر است که تنها یکبار در عمر ظاهر میشود و توانست مفهوم X-Men را گرفته و مسیر جدیدی برای آن ترسیم کند. MCU انقلابی نیست و در برخورد با مفاهیم و داستانهای نو عملکرد مناسبی از خود نشان نمیدهد. House of X/Powers of X اثری درخشان است و هیچ چیزی در MCU حتی به نزدیک شدن به آن نرسیده است. MCU به هیچ وجه قادر نخواهد بود حتی به کوچکترین میزان از عدالت لازم برخوردار شود و این قبل از اینکه به تمام زحمتی که برای ایجاد بستری جهت روایت داستان لازم است فکر کنید، صادق است.
نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید!
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مارول
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید