
با عرضه بازی جدید تقریباً هر ساله، سری Assassin’s Creed شرکت Ubisoft شاهد رشد فراوان، تغییرات، اوجها و درههایی بوده است. این سری کارهای جسورانه و غیرمعمولی انجام داده، اما اصول مکانیک و طراحی آن عمدتاً بدون تغییر باقی مانده است، به گونهای که همیشه سرگرمکننده و به طور قابل اعتمادی امن برای لذتبری است.
انتخاب یک بازی مورد علاقه موضوع بسیار شخصی است و در نهایت به داستان، قهرمان، محیط و مکانیکهایی که شما ترجیح میدهید بستگی دارد. با این حال، برخی بازیها نسبت به بقیه بهتر گذشتهاند و برخی به دلیل نوآوری و جاهطلبی بیش از دیگران قابل تحسین هستند. در اینجا سیزده بازی اصلی سری Assassin’s Creed به ترتیب رتبهبندی شدهاند.
نسخه مورد انتظار Assassin's Creed در ژاپن بالاخره منتشر شد.
Shadows دو قهرمان جدید به این سری معرفی میکند و به بازیکنان اجازه میدهد تا به رویای ساموراییها بنگرد. به همین منظور، رتبهبندی کلی بازیهای Assassin's Creed را بازبینی کردهایم تا آخرین عنوان را نیز اضافه کنیم.
15 Assassin’s Creed
بازی اول هنگام عرضه خیرهکننده بود؛ با الهام از جواهر محبوب آن زمان در دیوارپیمایی موجود در Prince of Persia، به بازیکنان آزادی بالارفتن از هر سطح و حرکت آزادانه در شهر را اعطا میکرد.
همچنین دارای پیچشی جالب بود که نشان میداد در آینده در واقع شما نقش یک Nolan North کسلکننده را بازی میکنید که از خاطرات نیاکانش عبور میکند.
بازی برای زمان خود بسیار جذاب بود و مکانیکهایی را پایهگذاری کرد که تا به امروز مورد استفاده قرار میگیرند، اما در عین حال تکراری، با تنوع کم و قهرمان بسیار خستهکنندهای داشت.
اشکالات تاریخی آن، در نصبهای بعدی گاهی اوقات به گونهای منجر به نادیده گرفتن کامل تاریخ شدهاند.
14 Assassin's Creed Rogue
شات پاتریک کورمک در لیستی از قدرتمندترین قاتلان تاریخ یافت نخواهد شد. او یک غدار خودمحور علیه Assassins است. افسوس که عنوان "Rogue" برای کسی اختصاص یافته که در نهایت به حفظ ساختار موجود میانجامد به جای اینکه آن را از بین ببرد.
این بازی از پایه قایقرانیهای ایجاد شده توسط بازیهای قبلی بهره میبرد، اما جز این مورد چیز زیادی به آن اضافه نشده است. شخصیتهای تاریخی جالباند، اما حضورشان روی صفحه بسیار کوتاه بوده و حس کنترلها خارج از کشتی به درستی عمل نمیکند.
13 Assassin's Creed Freedom Cry
این بازی زحمتی از عشق و علاقه است و تجربهای شدید از ابتدا تا انتها ارائه میدهد. پس چرا در رتبه پایین قرار گرفته است؟ به طور کل، برای افراد بخشنده تنها حدود هفت ساعت طول میکشد. در اصل قرار بود یک DLC برای Black Flag باشد.
عبدال، برده سابق Adéwalé، گزینهای بینقص برای Assassins است. ارتباط شخصی او با تم آزادی به قدری قوی است که نمیتوانید از الهام گرفتن از او جلوگیری کنید. از تمام نبردهای رئیس منحصر به فرد در این سری، مالکان باغ و قاچاقچیان برده دشمنان رضایتبخشی برای شکست دادن هستند.
12 Assassin's Creed Mirage
ظاهر شده از یک DLC احتمالی برای بازی قبلی، Mirage بازگشتی به ریشههای سادهتر سری بود. بسیاری از المانهای RPG حذف شدند، نقشه کوچکتر است و کارهای بسیار کمتری نسبت به بازیهایی مانند Valhalla, Origins و Odyssey وجود دارد.
با این حال، داستان و شخصیتها به اندازه کافی جذاب نبودند تا کمبود محتوا را جبران کنند. در حالی که برخی جنبهها با کیفیت بازیهای مدرن Assassin's Creed همخوانی دارند، اما به نظر میرسد مقیاس آن برای به چالش کشیدن بهترین عناوین سری بسیار کوچک است.
11 Assassin’s Creed Revelations
اگرچه داستان Ezio به قدری در میان هواداران محبوب شد که Ubisoft تصمیم گرفت آن را به یک سهگانه تبدیل کند، اما این سهگانه به مرور از شتاب خود کاست. AC Revelations Ezio پیر شده را به استانبول برد؛ محیطی کاملاً جدید و داستانی نسبتاً جذاب که حماسه او را به پایان رساند و پیوندهای جالبی بین او و قهرمان بازی اول یعنی Altaïr ایجاد کرد.
در حالی که Revelations بازی بدی نیست (هیچ کدام از این بازیها بدی نیستند)، قطعاً تکیه خود را بر تعامل هواداران با Ezio و هیجان آنها برای دیدن پایان داستان او به عنوان روشی برای جذب بازیکنان قرار داد.
10 Assassin’s Creed Brotherhood
چطور میتوانستیم درخواست بیشتری از Ezio نکنیم پس از آنکه هواداران از جذابیت جسورانه او در Assassin’s Creed II دل ببستند؟ دنباله آن، Brotherhood، دنیایی فشردهتر در قالب رم به ما ارائه کرد و همچنین ورود سری به مولتیپلیر آنلاین از طریق سیستمی به نام Animus که با داستان اصلی ناسازگار است را معرفی نمود.
در زمان عرضه این بازی، هر بازی در هر ژانری مولتیپلیر آنلاین را به طور نامناسبی در بر میگرفت؛ از Bioshock 2 گرفته تا این بازی. صنعت بازی همیشه اصرار دارد از هر بازار پتانسیلی سرمایهگذاری کند، مهم نیست تجربه چقدر ضعیف باشد.
9 Assassin’s Creed Unity
من شخصاً از Unity بسیار لذت بردم، هرچند میدانم که Arno شبیه برادر کوچکتر و کسلکننده Ezio به نظر میرسید. همچنین میدانم در زمان عرضه پر از اشکال بود (اگرچه به خوششانسی اولین دوره بازیام بدون مشکل به پایان رسید).
بازی همچنین از اشباع وظایف تکراری رنج میبرد که صرفاً شبیه کارهای بیهدف به نظر میرسید. علاوه بر این، پس از موفقیت Black Flag عرضه شد و با این حال این نسخه حتی یک کشتی هم نداشت؛ که ناامیدی فورا ایجاد میکند. با این حال، بازی در دوران انقلاب فرانسه تنظیم شده است، به گونهای که حس بازی کردن در Les Misérables را به شما میدهد و این به اندازه کافی جذاب است.
8 Assassin's Creed Valhalla
از بازیای که از باگهای سرنوشتساز رنج میبرد تا بازی دیگری، Valhalla به دلیل داستانی طولانی، پر از پیچیدگی و کسلکننده، حتی دردناکتر برای به پایان رساندن است. و بیشتر سوال ایجاد کرد تا پاسخی ارائه داد در داستانی که به سرعت پیچیدهتر میشود.
اما این بازی با ویژگیهایی که بهتر از بقیه عناوین لیست انجام میدهد نجات پیدا میکند. با اینکه محیط بسیار وسیع است، معماری و فضای آن منحصر به فرد و به زیبایی طراحی شدهاند، گزینههای دسترسی در سطحی کاملاً جدید قرار دارند و آسمان همراه با تغییرات جوی، واقعاً دیدنی است.
7 Assassin’s Creed Origins
برای من، بسیاری از عواملی که سری Assassin’s Creed را سرگرمکننده میکند، در محیطهای آن نهفته است. به عنوان یک علاقهمند به تاریخ، اگر دورهای را هیجانانگیز بدانم، با وجود نقائص بازی، احتمالاً علاقهمند خواهم شد. به همین دلیل، هرگز نتوانستم علاقه زیادی به Origins نشان دهم، زیرا دوره مصر بطلمیسی هرگز مورد علاقه من نبوده است.
اگرچه بازی در گیمپلی، طراحی نقشه و رویکرد به اکتشاف دچار تغییرات عمدهای شد و از نظر بصری فوقالعاده به نظر میرسید، اما محیط آن برای برخی ناامیدکننده بود. البته این موضوع کاملاً ذهنی است؛ حتی بیشتر از بقیه عناوین لیست، و من این را درک میکنم. همچنان یک بازی عالی است و از نظر مکانیکی یکی از بهترینهای سری محسوب میشود، علیرغم معرفی چند سیستم جدید آزاردهنده که Odyssey و Valhalla از آن کپی کردند.
6 Assassin’s Creed III
همانطور که Assassin’s Creed II بر تمام بنیانهای گذاشته شده توسط اولین ورودی سری بنا نهاد، ACIII نیز سعی کرد که آنچه بازی مقدم بر او را فوقالعاده کرده بود، ادامه دهد. قهرمان داستان، Connor، به اندازه Ezio نبود، حتی اگر داستان و شرطهای او بسیار بزرگتر از سهگانه قبلی احساس میشد.
آنچه که این بازی را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کرد، معرفی مبارزه دریایی در سری بود. اگرچه در مقایسه با آنچه بعدها شکل گرفت، کمرنگ به نظر میرسید، اما شروع بسیار خوبی بود. محیط و زیباییشناسی آن نیز فوقالعاده بود؛ شهرکهای زیبا و تمرکز بیشتر بر اکتشاف مناطق بکر لایه اضافی فوقالعادهای به سری اضافه کرد.
5 Assassin's Creed Shadows
دنیای Assassin's Creed Shadows یکی از بهترین دنیاها در کل سری است. این دنیا زیباست، کاوش در آن لذتبخش بوده و پر از فعالیتهایی است که بدون افراط، سرگرمکننده باقی میمانند. مبارزات بازی نیز گردش در دنیا و مقابله با هر دشمن را لذتبخش ساخته است.
Yasuke و Naoe، دو قهرمان بازی، نیز نکات برجستهای هستند که در طول بازی به خوبی با یکدیگر تعامل دارند. با این حال، داستان مرکزی چندان جذاب نیست و در نیمه دوم بازی بیش از حد پیچیده میشود. Assassin's Creed Shadows همچنان برای مدتی بهترین نسخه سری بوده است.
4 Assassin’s Creed II
بازیای که توسط بسیاری از هواداران به عنوان نقطه شروع واقعی سری محسوب میشود، Assassin’s Creed II تمام عناصری که بازی اول را جالب کرده بود، گرفته و به شکلی واقعاً جذاب آن را توسعه داد. Altaïr کمی بیروح بود؟ خوب، اینجا Ezio است. مکانیکهای بازی اول کمی محدود به نظر میرسید؟ اکنون کوهنوردی شما روان، حرکات شما سریعتر و تسلیحات شما گستردهتر شدهاند.
این بازی درس بزرگی در تولید یک دنباله واقعی است که میداند چگونه دنیای خود را گسترش دهد. محیط ایتالیای رنسانس نیز پیروزی بزرگی به حساب میآید، چراکه هیچ کس جز هنرمند، ریاضیدان و مخترع Leonardo Da Vinci نبود که تمام ابزارها و ارتقاءهای شما را فراهم کند.
3 Assassin’s Creed Syndicate
به نظر این نویسنده، Syndicate همچنان از نظر سرگرمی، بهترین بازی سری تا کنون است. دو قهرمان دوقلوی آن، Evie و Jacob Frye، پر از گفتگوهای جذاب هستند و بازی به طرز فوقالعادهای توانست محیط، حس و لحن لندن ویکتوریایی (یکی از دورانهای مورد علاقه من در تاریخ بریتانیا) را به تصویر بکشد.
توانایی تعامل با Charles Dickens و Darwin فوقالعاده بود، هرچند به شکلی شوخ و اغراقآمیز، و محیط دودی و کثیف آن، باعث میشد که هر بار بازی را روشن کنم به آرامی در آن پرسه بزنم و از آن لذت ببرم.
2 Assassin’s Creed IV: Black Flag
همانطور که سری Assassin’s Creed شروع به احساس کمی کسالت و کندی شتاب خود کرده بود، Ubisoft این شبیهساز قتل را تقریباً به یک شبیهساز دزدان دریایی تبدیل کرد؛ به طوری که این عنوان بیشتر درباره تحقق رویای فرماندهی یک خدمه دزدان دریایی و تمام آنچه که همراه آن میآید میشود.
در این بازی، بازیکنان میتوانستند کشتیهای خود را به دلخواه طراحی کنند، به قلعها و جزایر نفوذ کنند و در دریاهای هفتگانه به دنبال گنجهای غرقشده و کشتیهای دشمن بگردند تا در نبرد شرکت کنند، سوار شوند و آنها را نابود کنند. قهرمان جذاب بازی، Edward، یک آقای شوخ طبع از کشور ولز در Swansea بود.
1 Assassin’s Creed Odyssey
موفقیت Odyssey به دو عامل تضمین شده بود: آنچه Origins باید میبود، با دنیای باز گسترده برای اکتشاف و گرایشی به سمت مکانیکهای RPG، ارتقاءها و سیستم پیشرفت؛ و همچنین بازگشت مکانیکهای قایقرانی که در Black Flag بسیار محبوب بودند، به گونهای که در هر جنبه بهتر و سرگرمکنندهتر شدند. بازی آنقدر بزرگ بود که بازیکنان هنوز در حال کشف جزئیات داستان اصلی هستند.
افزودن گزینه بازی به عنوان زن و امکان اینکه شخصیت شما در طیف جنسیتی متنوع قرار گیرد، حرکتی بسیار مورد نیاز و ستایششده از سوی Ubisoft بود. و فراموش نکنیم که محیط بازی، یونان باستان، دورهای است که هواداران سری سالها انتظار آن را داشتند و ثابت کرد انتخاب کاملاً مناسبی برای این بازی دنیای باز عظیم بوده است.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات بازی
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید