
Ubisoft نیاز دارد که Assassin’s Creed Shadows موفق شود، اما این هدف را با تغییر نحوه ظاهر یا عملکرد سری دنبال نکرده است.
به طور کلی، این ورودی جدید از نظر آزادی عمل در یک دنیای باز وسیع مشابه Origins، Odyssey و Valhalla است که به شما اجازه میدهد هر کاری را انجام دهید. اما از سوی دیگر، به نحوی محدودتر، جاهطلبانهتر و غیرقابل پیشبینی اجرا میشود. به عنوان یک بازیکن پیشین این سری، این موضوع بسیار هیجانانگیز است. بعد از گذراندن تقریباً ده ساعت با این ورودی جدید، دریفتم که نمایش ژاپن فئودالی را با سرعتی شگفتآور تدریجی کشف میکنم و به نظر میرسد بازی این سبک را در آغوش میگیرد. پس از شروعی که در آن به طور مختصر به عنوان هر دو شخصیت Naoe و Yasuke بازی میکنید تا با نحوه عملکرد این دو قهرمان آشنا شوید، در نقش Naoe به نگهداری از زنی بومی سپرده میشوید تا زخمهایتان را درمان کنید قبل از آنکه به عنوان یک شینوبی انتقامجو وارد جهان شوید. ساعتهای بعدی در چند منطقه سپری خواهد شد تا محدودیتهای اولیه برداشته شود و شما آزادانه به هر جایی که بخواهید سفر کنید.
شروع بازی بسیار کندتر از آنچه انتظار داشتم
من نمیخواستم به قلمروهای ناشناخته وارد شوم که تنها استقبال من، مرگ سریع باشد، بنابراین زمان خود را صرف آشنایی با منطقه Settsu و روستای ماهیگیری Sakai در مرکز آن کردم. تصمیم گرفتم همه نقاط همگامسازی در این ناحیه را فتح کنم تا فعالیتهای تصادفیای پیدا کنم که به تدریج تجربهام را افزایش داده و به کیف عظیمی از غنیمتها بیفزایند. این پاداشها از جنبههای مختلف بسیار فراتر از آنچه انتظار میرفتم در یک بازی Assassin’s Creed باشد، بودند.
هنوز هم تعداد زیادی حواسپرتی قالبی وجود دارد، مثل پیدا کردن صفحات گمشده در اطراف معابد یا شکست دادن گروههایی از سامورایی که قلعهها را نگهبانی میکنند تا صندوقهای گنج نایاب را آزاد کنید، اما اغلب این حس بر من وارد میشد که این جهان را به طور خودجوش کشف میکنم. فشار دکمه شانه، مجموعهای از نقاط رنگی را نشان میدهد که گنج و اهداف را مشخص میکنند و به جای پیروی از نشانگرهای کلی نقشه، میتوانید آنها را بر اساس خواسته خود پیدا کنید در حالی که نکات مبهمی برای پیشروی مأموریتها ارائه میشود.
برای چندین ساعت، حتی به آیکونهای نقشه جهان هم نگاه نکردم و به حس و کنجکاوی خود تکیه کردم تا ببینم این بازی چه پیشنهادهایی دارد. بازی منحصر به فرد اما آشناست؛ شاید این همان تعادلی باشد که Shadows برای موفقیت نیاز دارد.
فکر میکنم افراد – هم هواداران مشتاق و هم منتقدان سرسخت – انتظار دارند Shadows یک ماجرای اکشن عمومی و جامد باشد که در هر مرحله دست شما را بگیرد، اما برخلاف Mirage بسیار بیتاثیر، اینطور نیست. در واقع، ساعتهای ابتدایی بازی بیرحمانهاند، چرا که Naoe تنها میتواند چند ضربه تحمل کند قبل از آنکه از پا بیفتد. شما باید مخفیکاری کنید و به طور مداوم از جابجایی و بلوک کردن استفاده کنید تا تنها با چند دشمن همزمان مبارزه کنید.
اگر در میان جمعیت گرفتار شوید، محکوم هستید زیرا دیر یا زود از ذخایر غذاییتان کم میشود یا در مدیریت هجوم roninهایی که شما را احاطه کردهاند دچار مشکل خواهید شد. اما این مسئله، به تدریج افزایش قدرت و تجربه در پرده اول بازی را بسیار رضایتبخش میسازد؛ چرا که یاد میگیرید این سیستم جدید مخفیکاری چگونه کار میکند و در کدام موقعیتها Naoe بهترین عملکرد را دارد. سپس، وقتی که کم انتظارترین لحظه فرا میرسد، آن حس قدرت گرفته شده و به بهترین شکل ممکن بازنشانی میشود.
و این محدودیت ممکن است بزرگترین قوت Shadows باشد
احتمالاً متوجه شدهاید که تاکنون از Yasuke صحبت نکردهام، همراهی که نیمه دوم قهرمانان دوگانه Shadows را تشکیل میدهد. دلیل این امر آن است که بازی به شدت بر این نکته تأکید دارد که او تا زمان مناسب از بازیکن مخفی بماند. در حالی که در نبرد آغازین به سرعت کنترل او به دست شما میآید، در بقیه بازی او از دسترس بازیکن دور نگه داشته میشود تا زمانی که قوس شخصیتی اولیه Naoe به پایان برسد.
تا زمانی که با Oda Nobunaga روبرو شوید و برای اولین بار با Yasuke آشنا شوید، زمان قابل توجهی را با Naoe سپری کردهاید و درک نمودهاید که او برای چه میجنگد و یک متحد جدید میتواند چه نقشی در آن نبرد ایفا کند.
حتی اگر از پیامهای داستانی فاصله بگیریم، اینمدت طولانی انتظار برای معرفی یک شخصیت قابل بازی دوم با آرشال و سبک حرکتی کاملاً متفاوت، این ماجراجویی دنیای باز تکراری را به تجربهای با امکانات بسیار بیشتر تبدیل میکند. هنوز بخشهای زیادی از دنیای بازی برایم ناشناخته مانده است، اما حالا میخواهم با بازی به عنوان Yasuke به سرزمینهای آشنا بازگردم تا ببینم چه تغییراتی رخ داده، او چگونه رفتار شده و آیا مأموریتها یا قلعههای آشنا را میتوان به شیوههای متفاوت به چالش کشید یا خیر. احتمالاً نه، اما Assassin’s Creed هرگز مرا به چنین تفکری وادار نکرده بود.
Assassin’s Creed Shadows ممکن است اولین بازیای باشد که بعد از سالها به پایان میرسانم
Naoe و Yasuke به عنوان مخالفان ایدئولوژیک و مکانیکی طراحی شدهاند؛ به گونهای که دو سبک گیمپلی که از زمان پیدایش Assassin’s Creed تعریف کننده آن بودهاند، به دو شخصیت تقسیم شدهاند که از شما خواسته میشود به طور مساوی هر دو را بازی کنید. هر دو قادرند در مبارزه یا حمله از سایهها بدرخشند، اما نقاط قوت و ضعفشان به اندازه کافی برجسته است که نهایتاً باید برای مأموریتهای خاص تصمیم بگیرید کدام یک مناسبتر است یا هنگام کاوش در دنیای باز کدام سبک بازی را بیشتر میپسندید.
پیش از این، بازی به یک شخصیت قفل شده بود و همین امر باعث شد که خستگی طولانی مدت پیش از پایان داستان ایجاد شود؛ که به همین دلیل من از Odyssey و Valhalla دست برمیداشتم. این بار شاید تصمیم بگیرم همراه بمانم.
وارد Assassin’s Creed Shadows شدم با انتظاری بسیار مشخص از نحوه بازی، و در حالی که بیشک در همان چهارچوب قرار میگیرد، به اندازه کافی شگفتانگیز است که من را درگیر نگه دارد. Naoe و Yasuke به هیچ وجه فرمول بازی را بازتعریف نمیکنند، اما تغییر نحوه ارائه آن به ما باعث میشود که در برخی مواقع، کل تجربه حس تازگی پیدا کند. هنوز مشخص نیست که آیا تا هنگام پایان تا زمان نمایش تکالیف اعتبار (کریڈیتها) این روند ادامه خواهد داشت، اما در حال حاضر من کاملاً جذب شدهام.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های نقد (بازی)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید