
قهرمانان ابرقهرمان معمولاً به تنهایی فعالیت میکنند. یا به عبارتی، همین چیزی است که از همیشه به ما القا شده است. اما با گذشت زمان، این روند تغییر کرد، به خصوص با ایجاد پویاییهای جالب بین شخصیتها توسط the Marvel Cinematic Universe. پس از Avengers فیلمها، این روند همچنان رشد یافت، چرا که مبارزه تیمی برای مخاطبان بسیار محبوب بود. با ترکیبی از طنز، دلسپاری و اکشن، شاهد بودیم که ابرقهرمانان به طرقی که پیشبینی نمیشد اما هیجانانگیز بود، به یکدیگر تکیه میکنند. از آن زمان، حتی spinoffs و سریالهایی پدیدار شدند – نه تنها برای پیشبرد روایتهای مهم، بلکه برای بازگرداندن برخی از شراکتهای محبوب طرفداران از فیلمها.
امروزه انتخاب بهترین دوئیهای MCU کار آسانی نیست، اما بیشک جفتهایی وجود دارند که برجسته میشوند و به دلایل مختلف همچنان در خاطره میمانند. برخی حتی به بخشهای حیاتی داستان جاری فرنچایز تبدیل شدهاند.
Deadpool و Wolverine
اتحاد وید ویلسون با لوگان به راحتی یکی از بهترین حرکتهای MCU بود. با اینکه آنها در کامیکها به عنوان یک دوئ نیرومند شناخته میشدند، دیدن پویاییشان بر روی صفحه نمایش تجربهای کاملاً متفاوت است. جالبترین قسمت؟ تضاد آشکار در شخصیتهایشان – در حالی که یکی به کمدی، کنایه و آشوب خالص میپردازد، دیگری کاملاً به جدیت و عصبانیت دائمی تمایل دارد. همین امر تعاملات آنها را حتی سرگرمکنندهتر میکند و تعادل کاملی میان عدم پیشبینی و شدت خالص ایجاد مینماید.
Deadpool دقیقاً از آن دسته قهرمانانی نیست که با دیگران خوب کنار بیایند (بیگفته به تیم کامل)، بنابراین دیدن او که با Wolverine بیامان همراه میشود، تجربهای کاملاً بینظیر است. در این مرحله، واضح است که آنها به شکلی بسیار غیرمنطقی یکدیگر را تکمیل میکنند و بازگشت مشترکشان به صحنه، چیزی است که طرفداران حاضرند هر کاری انجام دهند. و حتی اگرچه دیدارشان توسط TVA ترتیب داده شد، آیا واقعاً Deadpool قادر خواهد بود که رکوردهای گیشه را بشکند اگر به تنهایی یک اختلال زمانی را متوقف کند؟ افزون بر این، همریزی طبیعی بین Ryan Reynolds و Hugh Jackman، پویایی آنها را از همان صحنه اول حتی برانگیزانندهتر میسازد.
Iron Man و Spider-Man
در اینجا، درخشش در این نکته نهفته است که تونی استارک بزرگ، پیتر پارکر را بزرگ میکند. اما جالبترین قسمت این است که این موضوع دو معنا دارد: یا کمک به جوان برای تبدیل شدن به یک قهرمان بزرگ و عضوی از Avengers، یا ایفای نقش یک پدر. از همان ابتدا، پیتر نشان میدهد که به طور کامل به مربی خود احترام میگذارد و حتی با چرخشهای کلاسیک چشمیاش، Iron Man قطعاً از او چیزهای زیادی میآموزد. روابط بین این دو از همان ابتدا به خوبی توسعه یافته و فراز و نشیبهایی را که بهطور طبیعی با هر پیوندی همراه است به نمایش میگذارد – و این موضوع از Spider-Man: Homecoming به وضوح قابل رویت است.
اما در Avengers: Infinity War واقعاً اهمیت این دوئی و عشق عمیقی که به یکدیگر دارند نمایان میشود. در دو فیلم آخر تیم مشهور Marvel، درمییابیم که استارک تا چه اندازه آمادگی دارد تا پیتر را از بلپ بازگرداند. این موضوع همچنین بر پویایی آنها در میدان عمل تأثیرگذار است، زیرا پسر بدون تردید دستورات Iron Man را دنبال میکند و تونی، از سوی خود، وقتی Spider-Man با راهحلهای خلاقانه برای کمک به ماموریت میآید، اطمینان خود را نشان میدهد.
Falcon و Winter Soldier
آنها بدون شک تعریف «بهترین دوئ» هستند و جای تعجبی ندارد که حتی سریال خودشان را دریافت کردند. سم و باکی بهترین دوستان Steve Rogers بودند و پس از تصمیم Captain America برای باقی ماندن در گذشته، برای رویارویی با چالشهای شخصی خود مجبور به همکاری شدند. میان شوخیهای دوستانه درباره اینکه چه کسی سریعتر یا قادرتر به حمل سپر Captain است (به همراه بحثهای فراوان)، در پایان روز، آنها نمونه نهایی بهترین دوستان محسوب میشوند – یکدیگر را پشتیبانی کرده و از خودپوشانی چشمپوشی نمیکنند.
با این حال، اگر یک نکته در این همکاری برجسته شود، بدون شک وفاداری آنهاست. حتی در میان هرجومرج، آنها موفق میشوند اختلافات خود را کنار گذاشته و در جهت خیر عمومی با یکدیگر عمل کنند. این امر باعث میشود که مخاطبان به راحتی بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند، بهویژه به این دلیل که این دو شخصیت در MCU از نشان دادن نقصها و ابعاد انسانی خود نمیترسند. رابطه آنها همچنین در ایجاد دوستی قوی بین Anthony Mackie و Sebastian Stan موثر بود.
Black Widow و Yelena
روابط در MCU تنها به دوستی محدود نمیشوند. پیوند «خونی» یک جنبه منحصر به فرد و ویژه است، بهویژه وقتی به Black Widows فکر میکنیم. در حالی که مخاطبان اولین بار ناتاشا را از طریق دوستیاش با Clint شناختند، تا زمان اکران فیلم انفرادی او، یلنا ظاهر نشد و ثابت کرد که شریک فوقالعادهای برای خواهرش محسوب میشود. البته، شوخیهای فراوانی بین آنها وجود دارد و از نشان دادن آن در اولین برخورد روی صفحه از خود دریغ نمیکنند. درست مانند سم و باکی، آنها گاهی به یکدیگر تند میشوند، اما این موضوع تماشا را لذتبخش میکند زیرا پویاییشان ریشههای عمیقی در مسائل خانوادگی دارد. با این حال، حتی اگر خواهر و برادر به بحث و جدال بپردازند، در نهایت برای یکدیگر بیش از حد تلاش میکنند.
در عین حال، دیدن آنها در مبارزه بسیار شگفتانگیز است. هر دو بهطور مشابه آموزش دیدهاند و تکمیلکننده سبکهای مبارزهایشان به شیوهای رضایتبخش جلوه میکند – ناتاشا تمرکز و استراتژی بیشتری دارد، در حالی که یلنا نگرشی جسورانه به همراه اندکی طعنه ارائه میدهد. علاوه بر این، حمایت عاطفی از نقاط قوت عمده آنهاست. این پیوند تأثیر قویای بر آینده MCU خواهد داشت، چرا که Yelena نقش بزرگتری در Thunderbolts* بازی خواهد کرد و میراث ناتاشا را به ارث میبرد.
Thor و Loki
مبارزه و رقابت میان خواهر و برادر وقتی صحبت از فرزندان اودین میشود، مدت زمان زیادی طول نمیکشد. تور همیشه نگرانی خود را نسبت به برادرش نشان داده، حتی وقتی لوکی در عمق نفرت بود و آماده خیانت به او میشد. اما Thor: Ragnarok واقعاً برجسته بود وقتی دیدیم هر دو کنار هم، درگیر مبارزه با دشمنان خود میشوند. حتی لحظهای کمدی وجود دارد که نگاهی اجمالی به چگونگی آغاز برادری آنها ارائه میدهد، انگار از همان ابتدا درگیری شدیدی بینشان وجود نداشت. بر همین اساس، واضح است که آنها به یکی از جفتهای محبوب طرفداران تبدیل شدهاند.
اما مرگ لوکی واقعاً این موضوع را استوار ساخت. حتی در آن لحظه، شنیدن اینکه خدای شیطنت چقدر خودش را جزو خانواده واقعی تور میدانست، همزمان زیبا – و تراژیک – بود. درد قهرمان پس از این رویداد دلشکستنی است، چرا که نه تنها پایان همکاریای که تماشای آن لذتبخش بود را رقم میزند، بلکه نشان میدهد که او عمیقترین اندوههای خود را برملا میکند. بین این دو واقعاً ارتباط زیبایی وجود داشت.
Rocket و Groot
وقتی درباره دوئیها در MCU صحبت میکنیم، چیزی که بیشک در هر فهرستی انتظار داریم، هماهنگی است. اما Rocket و Groot این انتظار را به سطح بعدی میبرند و پویایی غیرمنتظره و در عین حال کاملاً پر آشوبی ارائه میدهند. پیوند آنها به طور طبیعی شکل میگیرد و دیدن توسعه تدریجی آن، به ویژه با نسخه جدید Groot، فوقالعاده رضایتبخش است. دوستی آنها با گذشت زمان رشد میکند، بهطوری که Rocket حتی نقش پدری برای این موجود شبیه درخت را بر عهده میگیرد – این موضوع لایه احساسی عمیقتری به ارتباطشان میافزاید. برخی حتی استدلال میکنند که آنها چیزی فراتر از Spider-Man و Iron Man دارند.
اما جادوی واقعی این دوئی در این واقعیت نهفته است که آنها هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند. همیشه برای هر ماموریتی آمادهاند و ثابت میکنند که بیتوجه به هر شرایطی، با هم به آن میپردازند. به همین دلیل است که وقتی با تور در Avengers: Infinity War تیم میشوند، ترکیب بسیار هیجانانگیزی شکل میگیرد. سهگانه Guardians of the Galaxy به طور مطلق فوقالعاده است، اما بدون Rocket و Groot یکسان نخواهد بود.
Ant-Man و The Wasp
پیدا کردن زوجهایی که در MCU در کنار هم بجنگند کار سختی است و اگرچه چند مورد وجود دارد، هیچکس از Scott و Hope پیشی نمیگیرد. در ابتدا، او تنها به عنوان مربی و راهنمای Ant-Man ظاهر میشود، چرا که تمام دانشی را که برای تبدیل شدن به یک قهرمان نیاز است در اختیار دارد. وقتی تصمیم میگیرد در Ant-Man و the Wasp به او بپیوندد، نه تنها ما به اندازه Scott شگفتزده میشویم، بلکه میبینیم که ایده داشتن یک شریک برای ابرقهرمان چیزی است که دوست داریم بیشتر ببینیم. این موضوع حتی واضحتر میشود وقتی درمییابیم هر یک از آنها تواناییهای متفاوتی دارند، اما ترکیبشان هر نبردی را به سطح بالاتری میبرد.
علاوه بر این، به دلیل اینکه آنها زوج هستند، دیدن اعتماد کاملشان به یکدیگر نیز دلگرمکننده است. چه در نبرد و چه در لحظات آرامتر، پویایی بین Scott و Hope ثابت میکند که قهرمانان وقتی در کنار کسی که واقعاً به او اعتماد دارند بجنگند، حتی قویتر میشوند.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مارول
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید