
The Walking Dead یکی از پربینندهترین برنامههای تلویزیونی تاریخ بود که بیش از یک دهه موج بر سر موجها داشت.
برگرفته از ذهن رابرت کرمن، The Walking Dead هواداران خود را به صندلیها چسباند تا در حالی که گروه کوچکی از بشریت در تلاش برای بقا در اپوکالیپس زامبی بودند، شاهد ماجرا بمانند.
یک داستان ترسناک جهانی، The Walking Dead بر ریک گرایمز، شرفداری سابق که از کما بیدار شده در دنیایی مرده به دنبال خانوادهاش میگردد، متمرکز است. این سریال مسیری پیچیده از تراژدی و ناامیدی است که در آن هر روز هم نعمت و هم نفرین به حساب میآید.
سختیهایی که شخصیتهای سری از سر میگذرند، پیوندهای عمیقی به وجود میآورد — روابط مبتنی بر اعتماد که در آن مردم مجبورند زندگیشان را به دست یکدیگر بسپارند. تیمها و دوستیها در The Walking Dead از زیباترین روابط عاطفی نمایش به شمار میروند. اگرچه سری اصلی به پایان رسیده است، این روابط تأثیری ماندگار بر هواداران به جای گذاشتند. در اینجا بهترین دوستیهای موجود در The Walking Dead معرفی شدهاند.
7 Michonne و andrea
اعتمادی که با آتش شکل گرفت
andrea شخصیتی چالشبرانگیز برای دوست داشته شدن در The Walking Dead بود، اما او فردی قوی و مستقل بود.
پس از آنکه غنائم، مزرعه Herchel را تصاحب کردند و گروه تقسیم گشت، andrea به تنهایی از بیابان عبور کرد. در آستانهٔ اتمام نیروهایش، او به مراقبت Michonne سپرده شد؛ کسی که کاتانایی در دست داشت و از دو واکر تکهتکه شده به عنوان محافظ/فریبنده استفاده میکرد.
Michonne و andrea راهی پر فراز و نشیب با خیانتهای متعددی را طی کردند، اما پیوندی که پس از زنده ماندن ماهها در میان مردگان به اشتراک گذاشتند، به راحتی از بین نرفت. حتی در لحظات پایانی andrea، Michonne هیچگاه از کنار او جدا نشد و این امر تأثیری ماندگار بر Michonne به جا گذاشت.
6 Eugene و Rosita
دوستی که پس از یک فقدان شکل گرفت
Rosita و Eugene به صورت تصادفی شریک شدند، زمانی که نمایش اینکه Eugene دانشمندی است که میتواند جهان را نجات دهد، Rosita و Abraham را وادار کرد تا او را به واشنگتن دی.سی هدایت کنند.
اگرچه رابطهای پیچیده به حساب میآمد، Rosita به دلیل ویژگیهای منفی شخصیت Eugene علاقهای نداشت. اما پس از آنکه Negan جان Abraham را سنگینی کرد، Eugene رشد کرد و او و Rosita بر اثر از دست دادن یک فرد خوب و دوست نزدیک، به هم پیوستند. این رابطه مانند خواهر بزرگ بود که کوچولوی خود را در میان میدان مین میکشاند؛ امری که تماشای آن بسیار لذتبخش بود.
5 Ezekiel و Shiva
بیش از صرفاً یک پادشاه و حیوان خانگیاش
Ezekiel در فصل هفتم The Walking Dead به عنوان رهبر محلی به نام The Kingdom معرفی شد. به عنوان "پادشاه" شناخته میشد، Ezekiel یک رمز و راز با وقار بود که به نظر میرسید از وحشتهای جهان بیتغییر مانده است.
هالهٔ مرموز Ezekiel حتی با حضور ببر خانگیاش، Shiva برجستهتر شد. Shiva ببری بود که Ezekiel از باغ وحش نجات داد و از آن پس، با هم در سرزمینهای مرده قدم زدند و اعتماد عمیقی به یکدیگر پیدا کردند. در عین حال، Shiva همچنان یک حیوان وحشی است اما بسیار مراقب Ezekiel میباشد و بالعکس.
4 Connie و Daryl
دو آدم بسیار سرسخت که به یکدیگر خیره شدهاند
Connie به عنوان بخشی از گروه Magna در فصل نهم به The Walking Dead اضافه شد و با پیشرفت داستانش به یکی از شخصیتهای محبوب هواداران تبدیل گشت.
هویت او به عنوان یک بازمانده ناشنوا دینامیکی تازه به برنامه وارد کرد، چرا که او نیز همچون دیگران بازماندهای توانمند بود و شاید حتی توانمندتر. Connie به سرعت اعتماد Daryl را به دست آورد و رابطهای مبتنی بر اعتماد و احترام شکل گرفت. Connie یکی از معدودی است که Daryl او را برابر میدید و نه به عنوان باری بر دوش، چرا که هر دو زمانهایی را به تنهایی در میان مردگان سپری کرده بودند.
3 Glenn و Rick
پیتزا پسر و شرفدار
اولین ورود Rick Grimes به دنیای نو او را وادار کرد تا به سرعت یاد بگیرد، و با وجود تلاشهایش، هنوز برای دریای مردگان ساکن شهر آتلانتا آماده نبود.
غافلگیر شده و به داخل یک تانک رانده گشت، Rick امید فراری نداشت تا زمانی که صدایی از رادیو با او صحبت کرد. بدون Glenn، Rick Grimes وجود نداشت و به لطف این دوستی، جانهای بسیاری نجات یافت.
به عنوان ستون فقرات گروه (همراه با Daryl)، دوستی Rick و Glenn باعث شد تا بتوانند از پس هر چالشی برآیند، مادامی که به یکدیگر تکیه داشتند. احترام متقابل بین Rick و Glenn بسیار حائز اهمیت بود، چرا که هر یک به راحتی میتوانست جای دیگری را بپوشند. در حالی که Rick به طور غیررسمی رهبر گروه بازماندان بود، Glenn نیز همان میزان اعتماد و ایمان از سوی گروه کسب کرد.
2 Daryl و Carol
به یکدیگر چسبیده از نظر قلب و جان
Daryl و Carol سابقه طولانی در The Walking Dead دارند که نشان میدهد آنها بیش از دوستان اما کمتر از عاشقان بودهاند. این دو، گرگهای تنها گروه هستند که از دور مانند شکاری در حال محافظت از عزیزان خود بدون درنگ نظاره میکنند.
انرژیهای آنها یکدیگر را به خود جذب کرد و به ایجاد یکی از قویترین پیوندهای نمایش انجامید. Daryl با گذشت زمان احترام بیشتری برای Carol قائل شد؛ کسی که به تدریج آموخت گاهی اوقات تصمیمات سخت و مرگبار باید اتخاذ شوند.
وابستگی Carol به Daryl ناشی از طبیعت محافظتی او بود که حتی پس از آنکه Carol یاد گرفت از خودش مراقبت کند پابرجا ماند. هر دوی این شخصیتهای محبوب میتوانند با هم هر کاری را انجام دهند.
1 Rick و Daryl
برادرانی که در میدان نبرد به دنیا آمدند
دوستی Rick و Daryl محکمتر از آهن و قویتر از فولاد است. اتحاد یک پلیس و یک جنایتکار، حتی پس از آنکه پلیس برادر جنایتکار را به سقف زنجیر کرد، یکی از بزرگترین داستانها در The Walking Dead به حساب میآید.
سطح اعتمادی که بین Rick و Daryl وجود دارد در هر یک از وجودشان به وضوح مشهود است، چرا که آنها از میان هجومها، فرمانداران، زندانیها و حتی از دل هم گذر کردهاند. Rick و Daryl سیستم پشتیبانی یکدیگر بودند و میتوانستند در تقریباً هر موقعیتی به یکدیگر تکیه کنند، بدون توجه به خطر، حتی زمانی که در میان خانواده غرق بودند؛ به خاطر مسئولیتی که برای محافظت از عزیزان به دوش میگرفتند.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات فیلم و سریال
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید