
بازیهای ترسناک به محیطی عالی برای ایجاد فضایی که میخواهند در بازیهای خود القا کنند، نیاز دارند، به طوری که هر ثانیه از بازی به طرز وحشتناکی پر از تعلیق باشد، زیرا بدون یک محیط خوب، بازی برای شکست آماده شده است.
باید همراه مناسبی برای داستانی باشد که میخواهند تعریف کنند، و برای هر خطری که در کمین است.
بیشتر ترسناک تمایل دارد در مجموعهای از مکانهای داخلی به هم پیوسته، یا فقط یک محیط واحد، اتفاق بیفتد، زیرا ترسناک با نقشههای خطیتر بهترین عملکرد را دارد.
حتی آنهایی که در شهر اتفاق میافتند به عنوان تجربیات مختصر و محدود باقی میمانند، تا حس بهتری را القا کنند که بازیکن با هر وحشتی که در کمین است، به دام افتاده است.
8 Deadly Premonition
قاتل بارانی را قبل از اینکه دوباره حمله کند، شکار کنید
Deadly Premonition، نامهای عاشقانه به Twin Peaks است، یک بازی فوقالعاده عجیب و غریب با عناصر سورئال فراوان، تقریباً بیش از حد در ارائه خود.
بازیکنان در نقش فرانسیس یورک مورگان، به شهر گرینویل میروند، در جستجوی قاتلی که مسئول قتلی است که شباهت زیادی به قتلهای دیگر در سراسر ایالات متحده آمریکا دارد.
برخلاف شهرهای دیگر در بازیهای ترسناک، گرینویل در واقع یک منطقه مسکونی است که افراد زیادی در آن زندگی میکنند، که آن را به یک بازی ترسناک واقعگرایانهتر تبدیل میکند که بیشتر بر جنبه هیجانانگیز و معمایی بازیها تمرکز دارد تا ترساندن بازیکن.
اما با دشمنان عجیبی که با آنها روبرو میشوند، و ظاهر نسبتاً ترسناک قاتل بارانی، بازیکنان هنوز در طول اقامت خود در گرینویل اوقات ناخوشایندی را تجربه خواهند کرد.
7 The Dark Pictures Anthology: Little Hope
Little Hope دقیقاً همان چیزی است که بازیکن احساس میکند
دومین قسمت از Dark Pictures Anthology سوپرمسیو، بازیکنان را به شهر کوچکی به نام لیتل هوپ برد، زیرا اتوبوسی که یک گروه مدرسه را در یک سفر میدانی میبرد، به لیتل هوپ منحرف میشود، اما پس از رسیدن تصادف میکند.
گروه در مورد اینکه آیا برای یافتن کمک به شهر بروند یا کنار اتوبوس تصادفی منتظر رسیدن کمک بمانند، اختلاف نظر دارند. اما وقتی مشخص میشود که مه اجازه بازگشت به کسی را نمیدهد، آنها چارهای جز رفتن به شهر کوچک و آرام ندارند. امیدهای یافتن کمک زمانی از بین میرود که مشخص میشود لیتل هوپ خالی است، به جز چند شبح ترسناک که شبیه نسخههای گذشته خودشان هستند که از مرگهای زودهنگام خود بازگشتهاند، مصمم به کشتن آنها در این زندگی. لیتل هوپ نام بسیار مناسبی برای این شهر کوچک است، زیرا ویرانی خالی از سکنهاش هیچ جایی برای امید باقی نمیگذارد، به خصوص زمانی که بازیکنان با این واقعیت روبرو میشوند که گروه مدرسه اصلاً وجود نداشته است، و راننده اتوبوس کاملاً تنها بوده است.
6 Chasing Static
اسرار شهر و گذشته را کشف کنید
کریس سلوود اوقات سختی را میگذراند، زیرا پس از شرکت در مراسم خاکسپاری پدرش در شمال ولز، تصمیم میگیرد در راه بازگشت به خانه در یک کافه کنار جاده توقف کند، فقط برای اینکه متوجه شود به طرز عجیبی خالی از هر شخص دیگری است.
او با یک قطعه تجهیزات به نام دستگاه نظارت بر جابجایی فرکانس، به شهر مجاور به نام هرت میرود. کریس با استفاده از آن، میتواند سیگنالهای رادیویی را ورق بزند تا پژواکهایی را دریافت کند که میتوانند اطلاعات بیشتری در مورد آنچه برای روستا اتفاق افتاده است، آشکار کنند. این یک فرضیه ساده است، اما مؤثر، به ویژه با شهر کوچک و ساکت و وهمآور به نام هرت.
مکانهای زیادی برای کاوش بازیکن وجود دارد، و همه آنها در فضایی وهمآور غوطهور هستند که فقط یک شهر روستایی خالی میتواند ارائه دهد. هیچ هیولایی برای کمین کردن به بازیکنان آماده نمیشود، اما هنوز هم قدم زدن در اطراف هرت بسیار ناراحتکننده است، زیرا فقط بیش از حد ساکت است، جدا از استاتیکی که بازیکن باید آن را تعقیب کند.
5 Outlast 2
روستا در چنگال یک فرقه متعصب است
در حالی که Outlast بازیکنان را به پناهندگی محدود کرد، Outlast 2 بازیکنان را به فضای باز میبرد، به یک سکونتگاه روستایی کوچک نزدیک به سوپای در آریزونا.
لین روزنامهنگار تحقیقی توسط همسرش بلیک همراهی میشود، زیرا این دو در حال بررسی قتل یک نوجوان باردار هستند که نامش مشخص نیست.
نوری باعث سقوط هلیکوپتر آنها میشود و در هرج و مرج، لین گم میشود. بلیک مسلح به دوربین قابل اعتماد خود، به امید یافتن او راه میافتد. روستای مورد بحث قطعاً روستایی است، با مزارع فراوان و یک کلیسای کوچک که به عنوان محل عبادت آنها خدمت میکند، که قطعاً حال و هوای گوتیک جنوبی به آن میدهد. Outlast 2 که توسط یک فرقه متعصب اداره میشود، قطعاً آزمون شجاعت است زیرا بازیکنان نمیتوانند در برابر فرقهگرایان خطرناک مبارزه کنند، و تنها گزینههای آنها فرار و پنهان شدن است.
4 Fatal Frame 2: Crimson Butterfly
روستای گمشده هرگز نباید پیدا میشد
میو و مایو دوقلو هرگز نمیتوانستند برای وحشتهایی که هنگام رسیدن به روستای میناکامی پس از اینکه مایو یک پروانه سرخ را دنبال میکند، تحمل خواهند کرد، آماده باشند. دوقلوها با وجود تردیدهایشان، اکنون به کاوش در این مکان میپردازند، به ویژه میو، زیرا دوقلویش مایو اغلب توسط پروانهها گمراه میشود، و میو باید سعی کند به او برسد، تا این دو بتوانند با هم آنجا را ترک کنند.
میو با بسیاری از ارواح سرگردان در روستا روبرو میشود و باید از دوربین ابسکورا، مورد مشهور این سری، برای دفع آنها استفاده کند، که در یادگیری بیشتر در مورد این روستای محکوم به فنا که بر روی پرتگاه جهنمی ساخته شده است، نیز مؤثر است.
فقط یک آیین قربانی کردن دوقلوها، پرتگاه را آرام میکند، و دو دوقلو درست وارد آن شدهاند. دانستن اینکه این روستا بر روی چه چیزی ساخته شده است، دلیل کافی برای ترسیدن از روستا است، چه رسد به تمام ارواحی که از لحظه مرگشان در اینجا به دام افتادهاند.
3 Alan Wake
Bright Falls برای ویک آن آرامشی که به آن امید داشت، به ارمغان نمیآورد
بدترین کابوس یک نویسنده، انسداد ذهنی وحشتناک نویسندگی است، جایی که هیچ چیز و هیچ کس نمیتواند از مانع ذهنی عبور کند تا چیزی بیشتر از چند کلمه که با عجله از سر استیصال پاک شدهاند، تولید کند.
این دلیل تعطیلات کوچک آلن و آلیس به برایت فالز خوش منظره است، جایی که او امیدوار است یک روانشناس بتواند به آلن کمک کند تا از انسداد ذهنی چند ساله خود خارج شود تا او بتواند به کار خود بازگردد.
به طور معمول در بازیهای ترسناک، این سفر دقیقاً طبق برنامه پیش نمیرود زیرا آلیس به داخل دریاچه کشیده میشود و آلن باید راهی برای نجات او پیدا کند در حالی که از هیولاهای سایهای خطرناک دفاع میکند. شهر کوچک خیالی برایت فالز پسزمینه کاملی برای بازی ارائه میدهد، زیرا در ساعات روز زیبا است، مطمئناً شبیه یک مکان ایدهآل و عاشقانه برای تعطیلات به نظر میرسد.
اما با فرا رسیدن شب، این مکان به نوبه خود تاریکتر میشود، و نه فقط از کمبود نور. جنگلها تهدیدآمیز به نظر میرسند، آب به رنگ جوهر سیاه و نامهربان میشود، و هیولاهای سایهای که در اطراف پرسه میزنند، هنگام مواجهه با آنها وحشتناک هستند.
2 Resident Evil Village
ایتان باید روستای پوشیده از برف را برای نجات دخترش کاوش کند
Resident Evil Village خط داستانی وینترز را برای همیشه به پایان رساند، با یک پایان اشكانگیز که هیچ شکی باقی نگذاشت که کمترین چیزی خواهد بود که بازیکنان از ایتان میبینند.
ایتان پس از استقرار در رومانی، پیوستن به همسرش میا و بزرگ کردن دختر نوزادشان رزماری، یک بار دیگر زندگیاش سقوط میکند زیرا 'همسرش' مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و رزماری از آغوشش توسط کریس ردفیلد ربوده میشود.
ون حامل او غارت شده است و ایتان را به جستجوی او به روستای خلوت میکشاند. روستای مورد بحث به نظر میرسد که مستقیماً از یک افسانه گرفته شده است، اما اگر اینطور بود، برداشت برادران گریم از آن بود. لیکانها، خونآشامها، عروسکهای سخنگو و یک هیولای باتلاقی وحشتناک همگی روستای برفی را پر کردهاند و همگی بین ایتان و خانوادهاش قرار دارند.
1 Silent Hill 2
یک مکان تعطیلات ایدهآل که زمانی بود، به کابوس تبدیل شده است
شهر اصلی این فرنچایز را تسخیر میکند، و قربانی بعدی ناآگاه را به داخل مه میکشاند برای کابوسی که حتی اگر راهی برای فرار زنده پیدا کنند، آن را فراموش نخواهند کرد.
Silent Hill 2 اغلب به دلیل داستان صمیمیتر جیمز و معرفی هرم نمادین، که به عنوان یکی از محبوبترین و ترسناکترین هیولاهای بازیهای ویدیویی در تمام دوران باقی مانده است، به عنوان بهترین در این سری مورد تحسین قرار میگیرد.
سایلنت هیل برای جیمز و همسر مرحومش مری، مکانی برای آرامش بود، زیرا یک مقصد تعطیلات مورد علاقه برای این دو نفر بود.
سه سال پس از درگذشت او، جیمز با نامهای که ظاهراً توسط مری نوشته شده است، دوباره به آنجا کشیده میشود، مری منتظر آنها در هتل لیکویو است.
اما بازیکنان مجبور خواهند بود قبل از آن در شهر متروکه قدم بزنند، که به نظر میرسد فاصله زیادی با مکانی دارد که کسی برای استراحت و آرامش به آنجا برود.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات بازی
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید