امتیاز شما 0
0
مقالات فیلم و سریال

۷ سریال مشابه فرینج؛ اگه Fringe رو دوست داشتید حتما ببینید

داستان‌های علمی تخیلی: کشف مرزهای نوین فناوری

زمانی که جی. جی. آبرامز، الکس کورتزمان و روبرتو اورچی، سریال Fringe را در سال 2008 به تلویزیون آوردند، چیزی واقعاً خاص خلق کردند که سال‌ها پس از پایان فصل نهایی آن در سال 2013 همچنان در قلب مخاطبان زنده است. این سریال داستان مأمور FBI، اولیویا دانام (آنا تورو)، دانشمند عجیب و غریب والتر بی‌شیپ (جان نوبل) و پسرش پیتر (جاشوا جکسون) را روایت می‌کند که برای بخش Fringe، پدیده‌های غیرعادی را بررسی می‌کردند؛ ترکیبی از تحقیقات هفتگی مستقل با اسطوره‌شناسی رو به رشد. آنچه به عنوان یک روند رویه‌ای آغاز شد، به تدریج به روایتی پیچیده درباره‌ی واقعیت‌های جایگزین تبدیل گشت که در آن شخصیت‌های اصلی ارتباط‌های شخصی خود را با این رویدادهای حاشیه‌ای کشف کردند. علاوه بر این، تعادل بی‌نظیر Fringe بین رشد شخصیت، پرسش‌های فلسفی و مفاهیم عجیب علمی تخیلی، تجربه‌ای تماشایی را رقم زد که با بررسی چگونگی توضیح حتی شگفت‌انگیزترین پدیده‌ها توسط علم، در عین حفظ عنصر انسانی، مرزهای مجازی داستان‌سرایی را جابجا کرد.

برای آن‌هایی که از بارها تماشا کردن Fringe خسته شده‌اند و به‌دنبال تجربه‌ای مشابه با ترکیب منحصر به فرد کاوش علمی، داستان‌سرایی دقیق و اسطوره‌شناسی مرموز آن هستند، گزینه‌های متعددی وجود دارد که الان می‌توانید به صورت پیاپی تماشا کنید. از تحقیقات فراطبیعی گرفته تا آزمایش‌های شرکتی متحرک ذهن، هر یک از سریال‌های این فهرست عنصری متمایز را که Fringe را این‌‌قدر جذاب ساخته بود، برجسته می‌کنند. در اینجا هفت سریال ضروری معرفی شده‌اند که جنبه‌های مختلف شیفتگی شما نسبت به Fringe را برآورده می‌سازند:

The X-Files

Image

سریال انقلابی کریس کارتر، The X-Files، ماموران FBI فاکس مولدر (دیوید داچوونوی) و دانا اسکالی (گیلیان اندرسن) را در تعقیب پدیده‌های توضیح‌ناپذیر و توطئه‌های دولتی به تصویر می‌کشد. باور راسخ مولدر به حیات فرازمینی و وقایع فراطبیعی در تضاد کامل با تردید علمی اسکالی قرار دارد و ترکیبی پویای ایجاد می‌کند که حتی عجیب‌ترین پرونده‌ها را نیز حسابی به زمین می‌آورد. نبوغ این سریال در قالب آن نهفته است؛ قالبی که بین قسمت‌های مستقل «هیولا هفته» و قسمت‌هایی با اسطوره‌شناسی سنگین شامل استعمار بیگانگان و مأموران اسرارآمیز دولتی نوسان می‌کند. این ساختار به The X-Files اجازه می‌دهد تا سبک‌های مختلف روایت داستانی را کاوش کند بدون اینکه تنش اصلی میان توضیح منطقی و پدیده‌های غیرقابل توضیح از بین برود.

هم‌آوایی بین داچوونوی و اندرسن پایه‌ای عاطفی ایجاد می‌کند که حتی پیچیده‌ترین مفاهیم را نیز برای تماشاچیان ملموس می‌سازد، همانگونه که درام خانواده بی‌شیپ، عجایب علمی Fringe را به واقعیت می‌پیوندد. همانند Fringe، سریال The X-Files در ایجاد تنش جوی و ساختن اسطوره‌شناسی پیچیده که تماشاچیان دقیق را پاداش می‌دهد، بی‌نظیر است. برای آن‌هایی که از عناصر رویه‌ای Fringe و بررسی توطئه‌های دولتی آن لذت بردند، The X-Files نه فصل اصلی اصیل (به علاوه یک احیا) از تحقیقات فراطبیعی و پوشش‌های پنهانی را ارائه می‌دهد.

LOST

Image

در سریال LOST، گروه متنوعی از بازماندگان سقوط هواپیما در جزیره‌ای مرموز که پر از خرس‌های قطبی، هیولاهای دودی و سازمان تحقیقاتی پنهانی به نام DHARMA Initiative است، گرفتار می‌شوند. با رهبری جک شفارد (متیو فاکس)، کیت آستن (اونجلسین لیلی) و جان لاک (تری او’کوین)، بازماندگان هم با خطرات فوری و هم با رمز و رازهای متعدد جزیره دست و پنجه نرم می‌کنند. ساخته شده توسط جفری لیبر، جی. جی. آبرامز و دیمون لیندلوف، LOST داستان‌سرایی تلویزیونی را با ساختار روایتی غیرخطی‌اش متحول کرد؛ استفاده از فلاش‌بک‌ها، فلاش‌فورواردها و در نهایت روش فلاش-سایدویز برای توسعه گروه گسترده بازیگرانش. علاوه بر این، داستان‌سرایی جاه‌طلبانه این سریال به موضوعاتی مانند سرنوشت در مقابل اختیار، رستگاری و جستجوی معنایی می‌پردازد که اغلب از منظر مناظرات ایمانی در مقابل علمی بین شخصیت‌ها بررسی می‌شوند.

به تدریج مشخص می‌شود که این جزیره در مرکز ناهنجاری‌های الکترومغناطیسی، تحریف‌های زمانی و ویژگی‌های خم‌کننده‌ی واقعیت قرار دارد که ممکن است برای هواداران Fringe یادآور آزمایشات خارق‌العاده‌تر والتر بی‌شیپ شود. افزون بر این، این سریال در توسعه شخصیت‌ها در میان رمز و رازهای ماوراء الطبیعه مهارت دارد و سرمایه‌ی احساسی ایجاد می‌کند که تماشاچیان را از میان پیچیده‌ترین مفاهیم عبور می‌دهد. برای کسانی که جنبه‌های اسطوره‌شناسی Fringe را دوست داشتند، LOST شش فصل پر از معماهای روایتی سرگردان ارائه می‌دهد.

The 100

Image

سریال The 100 که بر اساس رمان‌های کس مورگان ساخته شده، با مفهومی ساده آغاز می‌شود: یک قرن پس از آنکه آپوکالیپس هسته‌ای زمین را برای سکونت نامساعد ساخت، صد نوجوان سرکش از ایستگاه فضایی دچار شکست به زمین فرستاده می‌شوند تا مشخص کنند آیا سیاره می‌تواند دوباره از عهده‌ی زندگی انسانی برآید یا خیر. به رهبری کلارک گریفین (الیزا تیلور) عملگرا و بلامی بلیک (باب مورلی) شورشی، این نوجوانان باید در زمینی دگرگون که مملو از خطرات انسانی و محیطی است، راه خود را پیدا کنند. خالق این سریال، جیسون روتنبرگ، داستانی می‌سازد که به سرعت فراتر از بقاهای ابتدایی گسترده شده و بررسی می‌کند که چگونه گروه‌های مختلف با شرایط پسا-آپوکالیپتیک سازگار شده و ایدئولوژی‌های مناقصه‌طلب در خود توسعه داده‌اند. با پیشرفت سریال، به قلمروهای علمی و اخلاقی فزاینده‌ای وارد می‌شود و مفاهیمی چون مهندسی ژنتیک، هوش مصنوعی و فناوری انتقال ذهن را معرفی می‌کند.

این سریال سؤالات دشواری را درباره اینکه چه اقداماتی برای بقا قابل توجیه است، مطرح می‌کند و شخصیت‌ها به گزینه‌هایی با ابهام‌های اخلاقی فزاینده روی می‌آورند. همچنین، سریال با تمایل بیش از پیش به تعقیب مفاهیم علمی تا رسیدن به منطقی‌ترین و اغلب نگران‌کننده‌ترین نتیجه‌ها، خود را از دیگری متمایز می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه پیشرفت فناوری بدون پایبندی به ضوابط اخلاقی می‌تواند به فاجعه بینجامد. این مجموعه در طول هفت فصل با داشتن ریسک‌های بالا به طور مداوم خود را نوسازی می‌کند، در حالی که رابطه انسان با فناوری را به شیوه‌هایی بررسی می‌کند که می‌تواند همانند اشتیاق کودکانه‌ی والتر بی‌شیپ برای کشف علمی، مجذوب کننده باشد.

Orphan Black

Image

سریال تحسین‌شده Orphan Black داستان خود را با ماجرایی مهیج آغاز می‌کند: دزدباز سارا منینگ (تاتیانا ماسلنی) شاهد خودکشی زنی شبیه خود می‌شود و در نتیجه متوجه می‌گرد که وی بخشی از یک آزمایش غیرقانونی تکثیر انسانی است. به زودی سارا با «کلون‌های خواهرش» ملاقات می‌کند؛ از جمله دانشمند کوزیما، خانه‌دار حومه‌ای آلیسون و قاتل بی‌ثبات هلنا (که همگی با بازی خارق‌العاده‌ی ماسلنی، تبدیل به نقطه عطف برنده‌ی امی شدند). ساخته شده توسط گریم منسون و جان فاکت، این سریال داستانی پیچیده می‌بافد که شامل نهاد Dyad، گروه افراطی مذهبی به نام Proletheans و کاربردهای نظامی فناوری کلونینگ است. این مجموعه در بررسی سؤالات هویت، حاکمیت بر بدن و اخلاق مهندسی ژنتیک برتری دارد و تأثیر روانی کشف اینکه وجود شما نتیجه آزمایش‌های علمی است را به خوبی به تصویر می‌کشد. 

Orphan Black تعادل بین طرح داستانی دقیق و توسعه شخصیت‌ها را حفظ می‌کند، در حالی که در پنج فصل، حرکت روایی را پایدار نگه می‌دارد و پیامدهای پیشرفت علمی بدون نظارت اخلاقی را بررسی می‌کند. طرفداران تخیل علمی Fringe‘، در این سریال کانادایی که از یک دیدگاه کاملاً فمنیستی به بیوتکنولوژی پیشرفته می‌پردازد، بسیار از آن لذت خواهند برد. 

 Orphan Black با تلفیق دقت در طرح داستان و توسعه شخصیت‌ها، شتاب روایت را در پنج فصل حفظ می‌کند و به بررسی پیامدهای پیشرفت علمی بدون نظارت اخلاقی می‌پردازد. طرفداران تخیل علمی Fringe در این سریال کانادایی که با نگاهی کاملاً فمنیستی به بیوتکنولوژی پیشرفته می‌پردازد، نکات بسیار ارزشمندی خواهند یافت.

Severance

Image

تریلر روانشناختی (psychological Thriller) سریال Severance در Apple TV+ دنیایی را به تصویر می‌کشد که در آن کارمندان شرکت مرموز Lumon Industries تحت رویه‌ای به نام «severance» قرار می‌گیرند که کاملاً خاطرات کاری آن‌ها را از زندگی شخصی‌شان جدا می‌کند. مارک اسکات (آدام اسکات)، کارمند اداری، تیمی را رهبری می‌کند که شامل دیلن (زاک چری)، اروینگ (جان تورتررو) و تازه‌وارد هلی (بریت لاور) است؛ به طوری که هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌دانند خارج از محیط کاری چه هویتی دارند و وقتی در خانه هستند، هیچ خاطره‌ای از کارشان باقی نمی‌ماند. خالق این سریال، دن اریکسون، و کارگردان بن استیلر، زبان بصری دقیقی را به تصویر کشیده‌اند که ترس روانشناختی این فرآیند تجربی شرکتی را برجسته می‌کند. در همین حال، پاتریشیا آرکیت اجرای نگران‌کننده‌ای از نقش هارمونی کوبل، رئیس مارک، به نمایش می‌گذارد که با بی‌تفاوتی کلینیکی، کارمندان از هم جدا شده را زیر نظر دارد.

با شروع پرسشگران «درون‌ها» (هویت‌های کاری) از محیط عجیب و محدودیت‌های حرکتی در Lumon، قطعاتی از یک توطئه بزرگتر پیرامون اهداف واقعی شرکت برملا می‌شود. این سریال با استفاده از زیبایی‌شناسی استریل، آیین‌های عجیب شرکتی و سؤالات بنیادین هستی‌شناسانه پیرامون آگاهی و هویت، تنش رو به رشدی ایجاد می‌کند. Severance مرزهای اخلاقی مداخله فناوری در روانشناسی انسانی و کاربردهای خطرناک شرکتی فناوری تغییر وضعیت آگاهی را به بحث می‌گذارد. برای آن‌هایی که از بررسی اخلاق علمی و ماجراهای توطئه‌آمیز شرکتی Fringe لذت بردند، Severance مفهومی نوآورانه را با اجرای دقیق به ارمغان می‌آورد.

 

Evil

Image

سریال Evil داستان روانشناس قضایی دکتر کریستن بوشار (کاتیا هربرز)، کشیش در حال تربیت دیوید آکوستا (مایک کلتر) و کارشناس فناوری بن شاکیر (آسف مندیوی) را دنبال می‌کند که برای کلیسای کاتولیک، پدیده‌های ادعایی فراطبیعی را مورد بررسی قرار می‌دهند. این سه‌گانه مرکزی هر پرونده را از منظرهای متفاوتی بررسی می‌کنند: کریستن به دنبال توضیحات روانشناختی، دیوید امکانات معنوی را کاوش می‌کند و بن به دنبال حقه‌های فناورانه می‌گردد. ساخته شده توسط رابرت و میشل کینگ، این سریال در ایجاد ابهام مستمر برتر است، چرا که بسیاری از قسمت‌ها بدون تایید قطعی اینکه آیا یک اتفاق واقعاً فراطبیعی بوده یا توضیح منطقی داشته، به پایان می‌رسند.

Evil ترکیبی است از تحقیقات هر قسطی و اسطوره‌شناسی در حال رشد پیرامون شر سازمان‌یافته، و بررسی می‌کند که چگونه فناوری، روانشناسی و باورهای معنوی در دنیای مدرن به یکدیگر پیوند می‌خورند. این سریال خود را از دیگران متمایز می‌کند زیرا تمایل دارد هر دو نگرش عقلانیت علمی و باورهای دینی را جدی بگیرد و هیچ یک از این چارچوب‌ها را به‌طور کامل کنار نگذارد. در نهایت، Evil میان ترس‌های واقعی و عمق فلسفی تعادل برقرار می‌کند و صحنه‌هایی نگران‌کننده خلق می‌کند که ماهیت واقعیت و آگاهی انسانی را زیر سوال می‌برد. اگرچه بیشتر به ژانر ترسناک نزدیک است تا علمی تخیلی، Evil قالب «پرونده هفته‌ای» Fringe را تقلید می‌کند و به سوی افشاگری‌های بزرگتر حرکت می‌کند، در حالی که از علم برای کاوش پدیده‌های غیرقابل توضیح بهره می‌برد.

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده اند

تازه های مقالات فیلم و سریال

محتوای خود را پیدا کنید

نظرات

نظر خود را به اشتراک بگذارید

امتیاز شما 0