امتیاز شما 0
0
نقد (تلوزیون)

10 پایان تکان دهنده برتر در سریال Black Mirror / آینه سیاه

ایرانیکارت 1234

آینه سیاه Black Mirror فقط یک مجموعه تلویزیونی دیگر نیست — بلکه یک ترن هوایی با سوخت فناوری است که مخاطبان خود را از تاریک‌ترین زوایای انسانیت عبور می‌دهد. این یک وحشت پادآرمان‌شهری است که با چاشنی ترس وجودی سرو می‌شود، و دقیقاً به همین دلیل است که طرفداران نمی‌توانند دست از تماشای بی‌وقفه، نظریه‌پردازی و کمی بی‌خوابی در مورد آن بردارند.

چارلی بروکر داستان‌سرایی هشداردهنده را بازتعریف کرده و داستان‌هایی را خلق کرده است که به‌طور آزاردهنده‌ای به آینده‌ای که به سوی آن می‌رویم نزدیک به نظر می‌رسند. از شبیه‌سازی‌های خم‌کننده ذهن گرفته تا خیانت‌های خردکننده روح، نبوغ آینه سیاه در توانایی آن در رها کردن طرفداران برای مدت طولانی پس از محو شدن صفحه به سیاهی نهفته است.

هر قسمت یک ضربه محکم به اضطراب‌های امروزی بینندگان وارد می‌کند و طرفداران وفادار می‌دانند که برخی از قسمت‌ها زخم‌های بزرگ‌تری نسبت به سایرین به جا می‌گذارند.

10 Loch Henry (فصل 6، قسمت 2)

هزینه واقعی جنایت واقعی

یک زن مسن با ماسک تزئینی قرمز در یک اتاق کم نور.

این قسمت برای همه علاقه‌مندان به جنایات واقعی مناسب است. این قسمت که در پس‌زمینه حومه دلگیر اسکاتلند جریان دارد، مانند هر معمای قتل در شهر کوچک آغاز می‌شود: یک فیلمساز مشتاق برای مستندسازی یک تراژدی دهه‌ها قدیمی وارد می‌شود.

معلوم می‌شود، وحشت واقعی بسیار نزدیک‌تر از آنچه هر کسی می‌توانست حدس بزند در کمین بود. دیویس گذشته قتل مادرش را برای یک مستند بیرون می‌کشد. او جایزه بفتا را به دست می‌آورد — همراه با آسیب روحی کافی برای اینکه او را برای یک عمر در درمان نگه دارد.

این نوع ترسناک جهشی نیست، بلکه نوعی آزاردهنده است که طعم تلخی از خود به جای می‌گذارد و طرفداران را وادار می‌کند تا به تماشای بی‌وقفه مستندهای بعدی خود با نگاهی شکاک بنگرند.

9 Playtest (فصل 3، قسمت 2)

بدترین نقص فنی گیمر

مردی که هدست واقعیت مجازی به سر دارد.

چه چیزی ترسناک‌تر از یک بازی ویدیویی است که اشتباه پیش می‌رود؟ در مورد بازی‌ای که در 0.04 ثانیه صاف می‌کشد چطور؟ در این قسمت، هیجان‌جویی کوپر او را به یک نمایش ترسناک واقعیت مجازی می‌کشاند که برای تحمل بیش از حد شخصی است.

این فناوری به ترس‌های او ضربه می‌زند — عنکبوت‌ها، قلدرها و بدتر از آن، تماس‌های مداوم مادرش — تا اینکه یک نقص سیستم مغز او را در اواسط آزمایش سرخ می‌کند. آیا او مستحق آن بود؟ شاید نه، اما بی‌احتیاطی او سرنوشت او را رقم زد.

این قسمت ضربه سختی وارد می‌کند زیرا نشان می‌دهد که ذهن انسان چقدر می‌تواند شکننده باشد وقتی در برابر فناوری افسارگسیخته قرار می‌گیرد.

8 Men Against Fire (فصل 3، قسمت 5)

غیرانسانی و شکست خورده

سربازی با لباس نظامی با چهره‌ای جدی و نگران.

در ظاهر، «مردان علیه آتش» شبیه یک تریلر نظامی آینده‌نگرانه به نظر می‌رسد، جایی که سربازان مسلح به ایمپلنت‌هایی به نام MASS وظیفه دارند «سوسک‌ها»، دشمنانی با ظاهر غیرانسانی را شکار کنند.

اما پرده‌برداری نهایی از یک حقیقت آزاردهنده پرده برمی‌دارد: این هیولاهای به‌اصطلاح فقط افراد عادی هستند که به‌طور دیجیتالی ماسک زده شده‌اند تا سربازان در مورد کشیدن ماشه احساس گناه نکنند.

در این داستان، استرایپ فقط یک مهره در یک سیستم ظالمانه است. با این حال، معضل اخلاقی نیش می‌زند: فناوری تا چه حد می‌تواند همدلی را تحریف کند قبل از اینکه خودمان به ماشین تبدیل شویم؟ پیچش چشمگیر نیست، اما ترس آرام انتخاب استرایپ برای فراموش کردن به جای مبارزه، احساسی عمیقاً ناآرام را در مخاطب باقی می‌گذارد.

7 Hated in the Nation (فصل 3، قسمت 6)

کشتار دسته‌جمعی زنبورها

زنبور رباتیک روی یک گل مینای سفید در یک مزرعه.

آیا زنبورهای قاتل بد به نظر می‌رسند؟ زنبورهای رباتیکی را امتحان کنید که با نفرت توییتر تغذیه می‌شوند. این قسمت به عنوان یک تریلر کارآگاهی قوی (به جز زنبورهای رباتی مرگبار) شروع می‌شود و به‌تدریج به یکی از جسورانه‌ترین تفسیرهای اجتماعی آینه سیاه تبدیل می‌شود.

چارلی بروکر آن را برای پرده آخر به شدت بالا برد زیرا زنبورها به همه کسانی که از هشتگ استفاده می‌کردند حمله کردند.

اعدام دسته‌جمعی پایانی فقط پادآرمان‌شهری نیست — بلکه یک حد منطقی از فرهنگ لغو است. این خونین‌ترین نیست، اما دامنه وسیع عواقب ناخواسته آن را به یک داستان هشداردهنده آهسته سوز تبدیل می‌کند که ماندگار است.

6 The National Anthem (فصل 1، قسمت 1)

تحقیر عمومی نخست وزیر

مردی با کت و شلوار ایستاده در کنار یک خوک در یک اتاق تاریک.

اولین قسمت آینه سیاه بینندگان را مستقیماً به قسمت عمیق می‌کشاند: نخست‌وزیر برای انجام اعمال ناگفتنی روی یک خوک به صورت زنده در تلویزیون برای نجات یک شاهزاده خانم ربوده شده باج‌گیری می‌شود. مضحک به نظر می‌رسد — تا زمانی که مخاطب متوجه شود که چقدر همه چیز در دنیایی که در چنگال ویدیوهای ویروسی و نظرسنجی‌های افکار عمومی گرفتار شده است، ترسناک به نظر می‌رسد.

ضربه نهایی در اینجا این نیست که او آن را انجام داد. بلکه آزاد شدن شاهزاده خانم قبل از شروع پخش تحقیرآمیز است. پیچش این عمل نیست. سکوت پس از آن است.

از نظر روانشناسی، تماشای آن بسیار آزاردهنده است. طرفداران می‌توانند شرم را از طریق صفحه نمایش احساس کنند و نمی‌توانند جلوی ساختن چهره‌ای منزجر را بگیرند.

5 Shut Up and Dance (فصل 3، قسمت 3)

شکارچی طعمه می‌شود

مرد جوانی پشت میز نشسته و به صفحه لپ تاپ خود خیره شده است.

متاسفانه، ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که یک هک وب‌کم می‌تواند زندگی ما را از هم بپاشد. این مقدمه برای «خفه شو و برقص» است، که نوجوان کنی را دنبال می‌کند که به مجموعه‌ای از وظایف عجیب و غریب جنایی باج‌گیری می‌شود.

جنایت‌کاری اجباری کنی با افشای او به عنوان یک شکارچی منزجرکننده توسط هکرها به پایان می‌رسد. غیرقابل پیش‌بینی بودن پیچش مانند پتک فرود می‌آید و همدردی مخاطبان را به انزجار تبدیل می‌کند. از نظر روانشناسی، این یک ترن هوایی است — نگاهی خام و ناراحت کننده به سایه‌های اینترنتی.

آزاردهنده‌ترین جنبه این است که مخاطب را به خاطر عذاب‌های کنی متاسف می‌کند، اما سپس فرش را از زیر پای او بیرون می‌کشد و طرفداران را در این سوال باقی می‌گذارد که چه کسی واقعاً بی‌گناه است.

4 White Christmas (فصل 2، قسمت 4)

لعنت دیجیتال

یک دستگاه سفید کوچک با نور آبی درخشان روی میز.

ایده بلک میرر Black Mirror از یک ویژه برنامه کریسمس، داستانی تاریک و پیچیده است که سرود کریسمس را به شکنجه ابدی تبدیل می‌کند. این قسمت جو پاتر و مت ترنت، دو مردی را دنبال می‌کند که در یک کلبه دورافتاده گیر افتاده‌اند و داستان‌هایی را رد و بدل می‌کنند که لایه‌های گذشته تلخ آنها را کنار می‌زند. جو جنایات دنیای واقعی سنگینی دارد: کشتن پدر دوست دختر سابقش و رها کردن فرزندش برای یخ زدن تا حد مرگ.

اما آیا این بدان معناست که او مستحق شکنجه ابدی است؟ کوکی جو (نوعی آگاهی دیجیتالی) احساس پشیمانی می‌کند، روده‌اش را بیرون می‌ریزد و به هر حال شکنجه می‌شود. اگر مانند یک شخص فکر و رنج می‌برد، پس خط کجاست؟ پایان همچنین مجازات مت را نشان می‌دهد که مسدود شدن توسط جهان است — این مرگ اجتماعی است، مجازاتی بدتر از زندان برای موجودات اجتماعی مانند ما.

3 White Bear (فصل 2، قسمت 2)

عدالت از ریل خارج می‌شود

زنی روی صحنه، که روی صفحه نمایش های بزرگ به نمایش درآمده و جمعیتی تماشا می کنند.

این قسمت پیچیده به دلیل پیچش حیرت‌انگیز خود همچنان مورد علاقه طرفداران است.

مخاطبان با دیدن زنی به نام ویکتوریا شروع می‌کنند که بدون هیچ خاطره‌ای از خواب بیدار می‌شود، در حالی که شکارچیان نقابدار او را تعقیب می‌کنند و تماشاگران همه چیز را با تلفن‌های خود فیلم‌برداری می‌کنند. در پرده آخر، فاش می‌شود که ویکتوریا یک جنایتکار است که در یک آدم‌ربایی وحشیانه کودک دست داشته است.

هر روز، حافظه او پاک می‌شود و او مجبور می‌شود یک عذاب دقیق را که توسط کارکنان و جمعیت‌های پولی صحنه‌سازی شده است، دوباره تجربه کند.

این یک تصویر وحشیانه از عدالتی است که به سرگرمی تبدیل شده است، که با آن نمای نهایی از چهره وحشت‌زده ویکتوریا در حالی که چرخه دوباره شروع می‌شود، مهر و موم شده است.

2 Beyond the Sea (فصل 6، قسمت 3)

بهره برداری فضایی

فضانوردی با لباس نارنجی فضانوردی که در یک ایستگاه فضایی آینده نگر نشسته است.

داستان در دهه 1960 میلادی جایگزین اتفاق می‌افتد، فضانوردان دیوید و کلیف در یک ماموریت فضایی عمیق هستند، در حالی که بدل‌های اندرویدی آنها روی زمین باقی می‌مانند. زمانی که خانواده دیوید توسط یک فرقه دیوانه به قتل می‌رسند، دل‌شکستگی به سراغ می‌آید و او را به افسردگی و تنهایی شدید سوق می‌دهد.

دیوید که ناامیدانه به دنبال ارتباط انسانی است، به بدل کلیف تکیه می‌کند تا به حالت عادی بازگردد. با پیشرفت داستان، ترتیب «به اشتراک گذاری بدن» اعتماد، پیمان‌های ازدواج و عقل را از بین می‌برد.

در لحظات پایانی، خشم و اندوه دیوید او را از لبه پرت می‌کند و تمام خانواده کلیف را سلاخی می‌کند. اوج بازیگری آرون پل، ویرانی عاطفی را با اصالت وهم‌آور به نمایش می‌گذارد و این قسمت را به یکی از فینال‌های پیچیده ذهن آینه سیاه تبدیل می‌کند.

1 Crocodile (فصل 4، قسمت 3)

خاطرات هرگز دروغ نمی‌گویند

زن بلوند در حالی که در میان تماشاگران دست‌زن نشسته است، بی‌تفاوت به نظر می‌رسد.

این قسمت عمق شگفت‌انگیزی را نشان می‌دهد که یک مادر برای پنهان کردن ردپای خود به آن فرو می‌رود. در زیر ظاهر صیقلی میا، یک راز چرکین نهفته است: 15 سال پیش، او به پنهان کردن یک تصادف مرگبار کمک کرد. سال‌ها بعد، فناوری برای اسکن خاطرات برای مطالبات بیمه پیشرفت کرده است.

وقتی یک تصادف رانندگی تصادفی او را در رادار قرار می‌دهد، غریزه بقای میا فعال می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید فقط قتل نیست — بلکه یک اثر دومینو از وحشیگری است. میا پس از کشتن شازیا (بازپرس بیمه) و شوهرش، صدای خنده‌ای را از اتاق کودک می‌شنود.

گویی کشتن نوزاد به اندازه کافی آزاردهنده نبود، نمایش آخرین ضربه دلخراش را برای مخاطب ذخیره می‌کند و فاش می‌کند که نوزاد نابینا بوده است.

اعدام نهایی میا «کروکودیل» را به عنوان یکی از تاریک‌ترین سفرهای نمایش به سوی گناه و پارانویا تثبیت می‌کند.

 

شما کدوم یکی ازین پایان های تکان دهنده رو دوست داشتید ؟ نظراتتنون رو در بخش دیدگاه های زیر این مطلب برامون کامنت کنید.

ایرانیکارت 1234

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده اند

تازه های نقد (تلوزیون)

محتوای خود را پیدا کنید

نظرات

نظر خود را به اشتراک بگذارید

امتیاز شما 0