
نویسندگی تخصصی Breaking Bad و اجرای فوقالعاده والتر وایت را به عنوان یکی از باهوشترین شخصیتهای تلویزیونی به تصویر کشید، اما Better Call Saul ثابت کرد که او مغز جنایتکار واقعی این سریال نبود.
تبدیل والتر از معلم دبیرستان به پادشاه مواد مخدر، سفری هیجانانگیز بود که بدون هوش خارقالعاده و طبیعت بیرحمانه قهرمان امکانپذیر نبود، همانطور که Breaking Bad هایزنبرگ را به عنوان بلندپروازترین جنایتکار این مجموعه نشان داد.
با وجود تمامی ویژگیهایی که او را به یک تولیدکننده مواد مخدر مشهور تبدیل کرده بود، امپراتوری هایزنبرگ به تنهایی ساخته نشد و Better Call Saul این موضوع را تأیید میکند. اگرچه والت تنها بهطور مختصر در این داستان فرعی ظاهر میشود، اما رویدادهای Better Call Saul تأثیر بزرگی بر میراث او داشتهاند.
Breaking Bad از قبل روشن کرده بود که تأثیر والتر وایت بر تجارت مواد مخدر یک عمل انفرادی نبوده است، اما Better Call Saul فصل 6 پایان آن (سال 2015) یادآور این واقعیت بود که شخصیتهای دیگر در کمک به صعود والت به اوج نقش حیاتی داشتهاند؛ به ویژه جیمی مکگیل – یا همان Saul Goodman – که مغز جنایتکار واقعی این داستان محسوب میشود.
فینال سریال Better Call Saul تأیید کرد که والتر بدون ساول نمیتوانست این کار را انجام دهد
اعتراف ساول تأیید کرد که او بخشی غیرقابل جایگزینی از امپراتوری مواد مخدر والت بود
در پایان Better Call Saul، جیمی در مورد نقشش در توطئههای جنایی والتر اعتراف کرد و اظهار داشت، "حقیقت این است که والتر وایت بدون من قادر به انجام آن نبود." اگرچه این تنها دیدگاه جیمی است، اما بدون شک Saul Goodman نقش بزرگی در نگهداشتن والت از ورود به زندان داشت، همانطور که خود وکیل تصدیق کرده است. بدون مشاوره حقوقی Saul، دستکاری قوانین و پولشویی، تصور این که والت بتواند برای این مدت آزادی خود را حفظ کند بدون آنکه حداقل یک بار خطا کند، دشوار است؛ بهویژه چون او تخصص کمی در فرار از نیروهای انتظامی داشت.
ممکن است والت توانایی تولید بهترین مواد مخدر بازار به همراه ویژگیهای اجتماعی لازم برای دستکاری افراد مناسب را داشته باشد، اما Saul همان فردی با دیدگاه تجاری بود. علاوه بر این، بدترین دروغهای Breaking Bad والتر وایت گاهی به او کمک میکرد تا از دردسر دور بماند؛ اما این دروغها همچنین به خودفریبی او افزودند، چرا که او اساساً بر این باور بود که قهرمان اکشن است و برای دستگیر شدن بیش از حد بااستعداد میباشد. Saul، از سوی دیگر، میدانست چطور باید عملیات را در سطح کسبوکار تداوم بخشد، و بدون مشارکت او، هایزنبرگ هرگز به این اندازه موفق نمیشد.
شکی نیست که والتر همچنان بخش اصلی ایجاد چنین امپراتوری قدرتمند مواد مخدر بود، اما با وجود طبیعت اغلب بامزه و گاهی احمقانهاش، Saul Goodman مغز پشت این همه کار بود و از اینکه هر نیروی ضروری از زندان دور بماند، اطمینان حاصل میکرد. انتخاب Better Call Saul برای ارائه این جمله به جیمی ثابت میکند که در گفتههای او حقیقتی نهفته است، چرا که اعتراف بزرگ او، اعتراف به گناهانش بود و نشان میداد که او واقعاً بخش جداییناپذیری از موفقیت جنایی هایزنبرگ به شمار میرود.
والتر وایت نابغهای بود، اما او نابغه جنایتکار نبود.
در حالی که قهرمان بریکینگ بد استعداد ساخت مواد مخدر را داشت، او اشتباهات جنایی زیادی مرتکب شد.
با توجه به اینکه دانش شیمی او به او اجازه میداد تا خالصترین مت موجود در بازار را تولید کند، به درستی میتوان گفت والتر وایت نابغه بوده است، اما او همچنان مغز متفکر جنایتکار نبود. هرچه سریال پیشرفت میکرد، میل او به ارتکاب جرایم و شرکت در اعمال غیر اخلاقی بیشتر میشد، اما حتی تا فصل 5 او هنوز فاصله زیادی با یک خلافکار بیعیب و نقص داشت. ایگوی او و اعتماد بیش از حد به تواناییهایش غالباً مانعی برای اتخاذ تصمیم درست میشد، همانطور که والتر در طول Breaking Bad چند اشتباه بیدقت مرتکب شد که قیمت سنگینی از او و عزیزانش گرفت.
افرادی که در اطراف او بودند اغلب اقداماتش را زیر سوال میبردند؛ مایک، گاس و حتی جسی از طبیعت لجوج و بیملاحظه والت که مشکلات بیشتری نسبت به راهحلها به وجود میآورد، حیرت زده میشدند.
تصمیم قهرمان برای کشتن مایک و اعتماد کردن به تاد، سقوط او را محکم کرد؛ در حالی که اگر غرورش را در اوایل داستان فرو میبلعید، میتوانست از ورود به صنعت مواد مخدر به کلی اجتناب کند. اطرافیان او اغلب رفتارهایش را زیر سوال میبردند؛ به طوری که مایک، گاس و حتی جسی از طبیعت لجوج و بیملاحظه والت که مشکلات بیشتری نسبت به راهحلها ایجاد میکرد، حیرت زده میشدند. سرانجام، هوش و حیلهگری والتر به همراه دانش بینظیر او در ساخت مت، به او در فتح زیرزمینی جنایتکارانه کمک کرد، اما سادهلوحی و ناتوانی در سازش ثابت کرد که او هرگز واقعاً متعلق به آن دنیای جنایی نبوده است، که منجر به سرنوشت او شد.
هایزنبرگ، به عنوان یک آماتور در میان حرفهایها، «برکینگ بد» را حتی بهتر کرد
والت واقعاً به تجارت مواد مخدر تعلق نداشت، که صعود او به قله را جذابتر میکرد
اگرچه والت در مقایسه با بسیاری از جنایتکارانی که با آنها سر و کار داشت، نسبتاً مبتدی بود، کمبود تجربه او بود که Breaking Bad را اینقدر جذاب کرد. دنبال کردن یک سرجانشین جنایتکار متخصص که بهراحتی با دشمنانش روبرو میشد و در مسیر صعود به اوج پیش میرفت، هرگز به اندازه تلاش والت برای وارد شدن به دنیایی که به آن تعلق نداشت، جذاب نمیبود. حرفهایهایی مانند Gus, Tuco و Jack چالشهای سرسختی را در برابر قهرمان قرار دادند تا با آنها به اجماع برسد، و تماشای تلاش همزمان او برای سرنگونی آنها درامایی در سطح بالای داستان رقم زد.
پروژه Breaking Bad | Rotten Tomatoes (منتقدان) | Rotten Tomatoes (تماشاگران) |
---|---|---|
Breaking Bad (2008) | 96% | 97% |
Better Call Saul (2015) | 98% | 96% |
El Camino (2019) | 92% | 81% |
این واقعیت که والت به این اندازه موفق شد، گواه ویژگیهای غیر سنتی خود اوست؛ در عین حال او فردی ناقص را برای یاری به خود پیدا کرد، مانند مایک و Saul. دانستن این که والت زمانی یک مرد خانوادهدار و معلم سختکوش بوده است، تبدیل او به هایزنبرگ را شگفتانگیز میکرد، چرا که او اساساً تاریکترین آرزوهایش را پذیرفت و به دنیای آشوب فرو رفت. Breaking Bad توانمندیهای بسیار زیادی دارد، اما شخصیتپردازی والتر وایت به راحتی از بهترین ویژگیهای این سریال محسوب میشود و نداشتن تجربه واقعی او در دنیای جنایی کلید تمایز او بود.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های نقد (تلوزیون)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید