امتیاز شما 0
0
مقالات فیلم و سریال

ده موردی که معمولا درباره هری پاتر اشتباه می گیرند

Harry Potter

ایرانیکارت 1234

فرانچایز هری پاتر در دهه‌های پس از انتشار کتاب اصلی، یک جامعه قوی را پرورش داده است. پس از پایان کتاب‌ها، برادران وارنر تلاش کردند تا بر موفقیت خود بنا کنند، اما فیلم‌های جانوران شگفت‌انگیز نتوانستند هیچ دنبال‌کننده پایداری به دست آورند. استودیو تصمیم گرفت این فرانچایز را کنار بگذارد و در عوض به بازسازی داستان اصلی هری پاتر در صفحه نمایش کوچک نگاه کند.

برادران وارنر وعده یک اقتباس وفادارتر را می‌دهد که می‌تواند شامل صحنه‌هایی باشد که به‌طور کامل از کتاب‌ها حذف شده‌اند. S.P.E.W.، خاطرات ولدمورت و دیگر عناصر فراموش‌شده می‌توانند سرانجام به لایو اکشن ترجمه شوند. با این حال، جزئیات بسیار دیگری از کتاب‌ها وجود دارد که حتی وفادارترین خوانندگان نیز می‌توانند از آن‌ها چشم‌پوشی کنند. مواردی وجود دارد که همه درباره هری پاتر اشتباه متوجه می‌شوند و نمایش جدید باید به آن‌ها رسیدگی کند.

10 هرمیون باید در Ravenclaw قرار می گرفت

تحصیل کردن به هر حال فوق العاده شجاعانه بود

هرمیون در فیلم هری پاتر و تالار اسرار ناراحت به نظر می رسد.

هرمیون با اختلاف زیاد باهوش‌ترین عضو سه نفره طلایی هری پاتر است. او سریع‌تر از رون، که در دنیای جادوگری بزرگ شده بود، به جادو روی آورد. او عاشق مطالعه طلسم‌ها بود و اغلب شب‌های کامل را صرف مطالعه کتاب‌ها می‌کرد. به نظر می‌رسید که او به‌طور طبیعی برای Ravenclaw مناسب بوده است. به بسیاری جهات، به نظر می‌رسید که کلاه گروه‌بندی اشتباه کرده است.

کلاه گروه‌بندی هنگام تعیین گروه‌ها، ارزش‌ها، پتانسیل و انتخاب شخصی را در نظر می‌گیرد.

با این حال، کلاه اصلاً اشتباه نکرده بود. این کلاه به آنچه هر جادوگر زن و مرد می‌خواست توجه می‌کرد و هرمیون التماس می‌کرد که در گریفیندور گروه‌بندی شود. او برای هوش ارزش قائل بود، اما بیش از همه به شجاعت علاقه‌مند بود. این بزرگ‌ترین ارزش او بود، که دقیقاً به همین دلیل است که او جایگاهی در میان شیرها به دست آورد.

9 ولدمورت به طور بی‌امان در پرورشگاه مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت

ولدمورت در واقع قلدر بی‌چون‌وچرای داستان بود

هیرو فاینز تیفین در نقش تام ریدل جوان که پشت میز در فیلم هری پاتر و شاهزاده دورگه نشسته است.

در فیلم‌ها، دوران کودکی ولدمورت دور از ایده‌آل بود. او برای اولین بار به عنوان پسربچه کوچکی ظاهر شد که به‌طور وحشتناکی توسط قلدرها آسیب دیده بود. او قصد داشت از جادو برای حمله به دشمنانش و هر کسی که تا به حال به او آسیب رسانده بود استفاده کند. این یک تصمیم طبیعی برای یک کودک آسیب‌دیده بود. با این حال، این‌گونه نبود که کتاب‌ها او را به تصویر کشیده باشند.

شاهزاده دورگه به‌جای قربانی، او را یک هیولا توصیف می‌کند. وقتی ریدل جادوی خود را کشف کرد، فریاد زد: «من می‌توانم اتفاقات بدی را برای افرادی که مرا آزار می‌دهند رقم بزنم.» او حتی از دانستن اینکه می‌تواند «به آن‌ها آسیب برساند» اگر بخواهد، ابراز خوشحالی کرد. این از یک کودک تکان‌دهنده بود و این اثبات آن بود که او هرگز آنقدر بی‌گناه نبود که فیلم‌ها به تصویر کشیدند.

8 هافلپاف خانه‌ای برای افراد نامتناسب بود

این به خودی خود یک خانه شرافتمندانه است

Image

هافلپاف دست کم گرفته‌شده‌ترین خانه در هری پاتر است. اسلیترین به حیله‌گری و شرورهای قدرتمند، گریفیندور به قهرمانان درستکار و ریونکلاو به نابغه‌ها معروف است، اما هافلپاف به ندرت مورد توجه قرار می‌گیرد. اکثر شخصیت‌های آن به عنوان میانه‌رو یا کمی پوچ به تصویر کشیده می‌شوند. تعداد کمی از آن‌ها اصلاً مورد توجه قرار می‌گیرند.

اگر دانش‌آموزان بیشتری هافلپافی بودند، ممکن بود تام ریدل هرگز پیشرفت نکند.

با این حال، خانه هافلپاف یک بخش بسیار محترم از مدرسه است. آن‌ها وفادار، اجتماعی و به‌شدت پذیرنده هستند. آن‌ها به‌جای تولید جادوگران تاریک، جادوگران صادق با شخصیت اخلاقی خوب خلق می‌کنند. با مدرسه‌ای که به آموزش انجام کارهای بزرگ به کودکان اختصاص داده شده است، این مهم‌تر از هر چیز دیگری است. اگر دانش‌آموزان بیشتری هافلپافی بودند، ممکن بود تام ریدل هرگز پیشرفت نکند.

7 هری التماس کرد که در گریفیندور باشد

در واقعیت، او فقط می‌خواست از اسلیترین دوری کند

تیم کوییدیچ گریفیندور از هری پاتر.

کلاه گروه‌بندی به ندرت اشتباه می‌کند، اما این به معنای معصوم بودن آن نیست. وقتی هری پاتر روی چهارپایه نشست، تقریباً پسر را اسلیترینی کرد. هری شجاع و نجیب به راحتی می‌توانست مجبور شود با دراکو مالفوی و دیگر جادوگران تاریک دوست شود. در حالی که این خانه به هیچ وجه کاملاً شیطانی نیست، اما در آن زمان گروه‌بندی شومی بود. در عوض، هری ظاهراً التماس کرد که در گریفیندور باشد و جایگاه مناسب‌تری به دست آورد.

هلگا هافلپاف لزوماً به حذف هیچ‌کس اعتقاد نداشت، به همین دلیل است که خانه‌اش از بسیاری استقبال می‌کند.

با این حال، حقیقت این است که هری هرگز درخواست نکرد که در گریفیندور قرار گیرد. در عوض، او به سادگی فکر کرد "نه اسلیترین!" این یک تفاوت کوچک اما قابل توجه است. کلاه گروه‌بندی هنوز می‌توانست او را در ریونکلاو یا هافلپاف قرار دهد، اما احساس کرد که هری شایسته جایگاهی در گریفیندور است. این فقط یک درخواست نبود که برای هری جایگاهی به دست آورد.

6 همه در اسلیترین شیطانی هستند

بسیاری علیه ولدمورت جنگیدند

تیم کوییدیچ اسلیترین در هری پاتر با هم ژست می گیرند.

همانطور که هافلپاف سوءتفاهم شده است، اسلیترین نیز از شهرت بدی رنج برده است. دیدن دلیل آن خیلی دشوار نیست. آن‌ها رنگ‌های شومی دارند و با مارها ارتباط دارند و همه آن‌ها در یک سیاهچال زندگی می‌کنند. به علاوه، آن‌ها تمایل دارند بیشتر از هر خانه دیگری مرگ‌خوار تولید کنند. خود ولدمورت اسلیترینی بود.

با این حال، هر اسلیترینی شیطانی نیست. این خانه جادوگران خوبی از جمله هوراس اسلاگهورن و مرلین خودمان تولید کرده است. حتی دراکو مالفوی، که برای بخش زیادی از این مجموعه یک آنتاگونیست بود، موفق شد در لحظه آخر از کنترل ولدمورت خارج شود. حیله‌گری و جاه‌طلبی برابر با شرارت نیست. ممکن است همبستگی داشته باشد، اما هنوز هم می‌توان خوبی را در خانه اسلیترین یافت.

5 هورکراکس هری خانواده دورسلی را فاسد کرد

هری در واقع آن‌ها را فاسد نکرد

ورنون، دادلی و پتونیا دورسلی برای عکس گرفتن ژست گرفته اند

خانواده دورسلی افراد منحصربه‌فردی وحشتناک بودند. وقتی حضانت پسر خواهر مرحومش به پتونیا دورسلی داده شد، او در ایجاد زندگی کاملاً غیرقابل تحمل برای او سهیم بود. او پسر خودش را لوس کرد، هری را عذاب داد و کاملاً او را از یادگیری میزان عشق مادرش به او منع کرد. به راحتی می‌توان گفت که او و دیگر دورسلی‌ها فاسد شده بودند. به هر حال، چگونه می‌توانند اینقدر وحشتناک باشند؟

خانواده دورسلی وحشتناک بودند زیرا موجوداتی عمیقاً معیوب و حسود بودند.

به عنوان یک هورکراکس، هری به راحتی می‌توانست تأثیر منفی بر خانواده خود داشته باشد. با این حال، حقیقت این است که او چنین کاری نکرد. هری یک هورکراکس واقعی نبود و هرگز هیچ تأثیری بر دوستان یا هم اتاقی‌های خود نداشت. خانواده دورسلی وحشتناک بودند زیرا موجوداتی عمیقاً معیوب و حسود بودند. پتونیا جادوی لیلی را می‌خواست و حسادتش باعث آزار و اذیت هری شد.

4 پیتر پتی‌گرو فرد نامناسبی بود

او یک غارتگر تمام عیار بود

Image

با نگاهی به گذشته، پیتر پتی‌گرو چیزی جز فرم انیماگوس خود نبود: یک موش. او به دوستانش پشت کرد، به ولدمورت خیانت کرد و بقیه عمرش را در خدمت مردی گذراند که دوستانش را کشت. اعمال او اغلب به دلیل احتمالاً قربانی قلدری‌های جیمز پاتر بودن، توجیه می‌شوند. با این حال، این بهانه کاملاً صادقانه نیست.

پیتر "کرم‌دم" پتی‌گرو توسط تیموتی اسپال و همچنین چندین موش بازی شد.

در حالی که پیتر قطعاً هدف بسیاری از شوخی‌ها بود، اما این به سادگی ماهیت دوستی است. مشخص بود که همه غارتگران گهگاه یکدیگر را دست می‌انداختند. پاترها آنقدر به پیتر اعتماد داشتند که از او خواستند رازشان را نگه دارد و این مرگ آن‌ها بود. این واقعیت که خیانت پیتر بسیار تکان‌دهنده بود، گواهی بر این بود که او زمانی دوست آن‌ها بوده است.

3 نامه‌های هاگوارتز هدیه تولد هستند

هرمیون نامه خود را به ویژه زود دریافت نکرد

نامه مافالدا هاپکرک به هری پاتر می گوید که او از هاگوارتز اخراج شده است.

وقتی هری برای اولین بار متوجه می‌شود که جایگاهی در هاگوارتز به دست آورده است، حقیقت را در یازدهمین سالگرد تولدش می‌فهمد. از آن زمان در روایات هری پاتر حک شده است که جادوگران جوان نامه‌های هاگوارتز خود را در روز تولدشان دریافت می‌کنند. متأسفانه، این در واقعیت درست نیست.

نامه‌های هاگوارتز در طول تابستان ارسال می‌شوند، بنابراین جادوگران 10 و 11 ساله می‌توانند گیرنده باشند.

تولد هرمیون در 19 سپتامبر بود، به هر حال، اما او فقط نامه هاگوارتز خود را در تابستان قبل از شروع ترم دریافت کرد. هری حتی نامه خود را یک هفته کامل قبل از باز کردن آن دریافت کرد، اما دورسلی‌ها از باز کردن آن توسط او امتناع کردند. حقیقت این است که نامه‌های هاگوارتز در طول تابستان ارسال می‌شوند، بنابراین جادوگران 10 و 11 ساله می‌توانند گیرنده باشند.

2 اسنیپ یک قربانی بی‌گناه بود

غارتگران دلیل خوبی برای هدف قرار دادن او داشتند

سوروس اسنیپ در حالی که لیلی پاتر را در فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 2 در آغوش گرفته است گریه می کند

رستگاری اسنیپ (آلن ریکمن) یکی از خیره‌کننده‌ترین لحظات در این فرانچایز بود. اسنیپ پس از کشتن دامبلدور و عذاب دادن هری در طول دوران حضورش در هاگوارتز، سرانجام ثابت کرد که در واقع یک عامل دوگانه بوده است. او در تمام این مدت عاشق لیلی ایوانز بود و این عشق دلیل تمام تصمیماتش بود. او یک قربانی بی‌گناه بود که در دستان غارتگران مورد قلدری شدید قرار گرفت.

در واقعیت، اسنیپ آنقدرها هم کودک مورد قلدری نبود که اغلب به او نگاه می‌شود. وقتی او برای اولین بار با جیمز ملاقات کرد، گریفیندور را مسخره کرد و یک رقابت فوری ایجاد کرد. او با جادوگران تاریک در میان دیگر دانش‌آموزان اسلیترین دوست شد و به سرعت عشق خود را به هنرهای تاریک توسعه داد. او به مرگ‌خواران پیوست، که فقط لیلی ماگل‌زاده را بیگانه کرد. سرزنش کردن لیلی برای دوری از یک برتری‌طلب سخت است و اسنیپ را بسیار کمتر بی‌گناه می‌کند.

1 هری یک جادوگر اصیل بود

مادرش ماگل‌زاده بود

هری پاتر در ویزنگاموت نشسته است.

از آنجایی که هری از دو جادوگر متولد شد، به راحتی می‌توان او را یک اصیل‌زاده مانند نویل یا رون در نظر گرفت. او ثروتمند بود، از یک خط تأثیرگذار جادوگران آمده بود و هر دو والدینش در هاگوارتز تحصیل کرده بودند. طبیعی است که باور کنیم او می‌تواند به صفوف اصیل‌زادگان با آن میراث خانوادگی بپیوندد.

اگرچه او بارها تأکید می‌کند که دورگه است، اما این سوءتفاهم در جامعه پایدار مانده است. در واقعیت، هری پسر یک جادوگر ماگل‌زاده بود. این بدان معنا بود که ماگل‌ها در درخت خانواده او وجود داشتند، که اطمینان می‌داد که او هرگز نمی‌تواند یک اصیل‌زاده باشد. او هرگز نمی‌توانست به بیست و هشت خانواده مقدس بپیوندد، که ظاهراً هرگز با ماگل‌ها همراهی نکردند. اهمیت هری اثبات این بود که خلوص خون به سادگی مهم نیست، درست مانند مهارت‌های هرمیون.

ایرانیکارت 1234

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده اند

تازه های مقالات فیلم و سریال

محتوای خود را پیدا کنید

نظرات

نظر خود را به اشتراک بگذارید

امتیاز شما 0