
این را راز نیست که فرنچایز Fullmetal Alchemist پر از لحظات تاریک، ترسناک و کابوسآور است که بهشدت در مقابل لحظات سبک و بامزه انیمه قرار میگیرند.
انیمه FMA دارای مضامین عمیقی است که جنبههای روشن و تاریک وضعیت انسانی، قیمت فداکاری، تراژدی نسلکشی، واقعیت تلخ جنگ و بسیاری موارد دیگر را مورد بررسی قرار میدهد. برای تقویت این مضامین و ادامه جریان داستان، انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood بهطور منظم نیاز داشت تا از جنبه تاریک خود بهره ببرد.
برخی از وحشتناکترین لحظات در FMA تراژدیهای شخصی بودند، مانند یک قربانی سنگین یا مرگ یک عزیز، در حالی که برخی رویدادهای مقیاس بزرگ، درد و رنج بیشماری از انسانها را به همراه داشتند. برخی از این وحشتها به دلیل بار عاطفی عمیقی که داشتند، تأثیر ماندگاری بر جای گذاشتند و برخی دیگر همچنان به عنوان لحظات حماسی تراژدی گسترده شناخته میشوند. هر یک از وحشتهای انیمه، به داستان بهیادماندنی Fullmetal Alchemist و شخصیتهایی که در نهایت پیروز بیرون آمدند، دامن زدند.
10 پراید کیمبلی را درون بدن خود جذب کرد
پراید به راحتی به همپیمان انسانی خود خیانت کرد
حتی اگر طرفداران Fullmetal Alchemist هرگز دلسوز Solf J. Kimblee، یکی از ظالمان بیرحم انیمه، نمیشدند، دیدن سرنوشت او در دستان پراید همچنان حس عجیب و ناراحتکنندهای ایجاد میکرد. این دو برای مبارزه علیه Alphonse Elric و Heinkel the chimera با هم متحد شدند، اما پس از اینکه Heinkel به گردن Kimblee گاز زد، پراید با بهرهبرداری از موقعیت برای منافع شخصی، وضعیت را استخراج کرد. او با طعنه لبانش را لیسید و سپس Kimblee در حال مرگ را در آغوش گرفت تا او را جذب کند.
پراید با تماشای این صحنه، Kimblee را به آرامی به سمت دهان در انتظار خود بالا برد، در حالی که موسیقی صدادار و ناخوشایند در پسزمینه، وضعیت غمانگیز را غیرقابل تحمل میساخت. از همه بدتر، جذب شدن در پراید به معنای عذاب ابدی بود؛ روح او در میان سیلاب روحهای پیشین گم میشد، اما Kimblee در برابر آن عذاب مقاومت کرد، شاید تنها با نیروی اراده. با این وجود، دیدن اینکه پراید به این سادگی همپیمان انسانی خود را بلعیده میکند، ترسناک بود.
9 ادورد الریک تقریباً زمانی که بر یک تیر فلزی سوراخ شد، جان خود را از دست داد
ادورد متوجه نبود که سنگ فیلسوف در نزدیکی است
تعجبی ندارد که شاهد مواجهه شخصیتهای شونِن مانند Edward با خطر باشید، بهویژه هنگامی که آدمهای جوشان مانند Ed به راحتی به دعوا کشیده میشوند. دیدن شکست او در برابر Kimblee در خلال دوئل کوتاه، بهشدت هراسناک و دلشکن بود، اما حتی بیشتر شوکهکننده آن شد که تقریباً جانش را از دست داد. وقتی Ed به آن چاه سقوط کرد، دریافت که یک تیر فلزی بدنش را سوراخ کرده است.
Ed در عذاب و خطر مرگ بود و نمیتوانست سنگ فیلسوف سقوط کرده را پیدا کند تا خود را شفا بخشد و زنده بماند. او ناچار شد از نیروی حیات خود استفاده کند و عمر خود را کوتاه کند تا از مرگ فریب بخورد و از همه بدتر، یکی از chimeraها پس از آن، سنگ را در نزدیکی پیدا کرد. Ed خیلی نزدیک بود که بدون هزینه از سنگ استفاده کند، اما در اوج لحظه، در نهایت بخشی از عمر خود را قربانی کرد.
8 ارتش Drachma به دام فاجعهباری در Ft. Briggs گرفتار شد
بیشماری از سربازان در نبرد بیفایدهای که نمیفهمیدند، جان باختند
هیچ یک از سربازان یا افسران ارتش Drachma نامهای شناختهشده یا داستانهای پسزمینهای نداشتند، اما حتی بدون آن لایه شخصی، دیدن تعداد زیادی از نیروها که جان خود را از دست میدهند، ترسناک بود. Father به تعداد زیادی از افراد در آن نقطه نیاز به مرگ داشت، پس Kimblee با افسران Drachma صحبت کرد و درباره یک نقطه ضعف بحرانی در دفاعیات Ft. Briggs دروغ گفت؛ از این طریق، نبرد رقم خورد. تمامی سربازان Drachma به جز برای سوخترسانی به یک نقطه دیگر در حلقهٔ عظیم انتقال ماده Father، بدون دلیل جان باختند؛ مردن به دلیلی که نه قابل درک بود و نه حمایت میشد. طرفداران انیمه تنها میتوانند واکنش غیرنظامیان Drachma را تصور کنند وقتی خبر کشتار یکجانبهای که بدون دلیل آشکار رخ داده بود منتشر شد؛ جایی که بیوهها در همه جا از دست دادن عزیزانشان را طرز بیان میکردند.
7 بیشماری از جوانان برای خلق Wrath قربانی شدند
دکتر دندان طلایی اهمیتی نداد که در آزمایش چند نفر بمیرد
برخلاف برادران و خواهران هومانکولیاش، Wrath نیاز به دریافت سنگ فیلسوف به صورت تزریقی در بدن انسانی داشت. طرفداران Fullmetal Alchemist همه اینها را در یک صحنه فلاشبک کابوسآور تماشا کردند، به طوری که دکتر دندان طلایی و همراهانش، سنگ مایع را به یک کاندیدا پس از دیگری تزریق میکردند. هر شکست به مرگ دیگری منجر میشد و این موضوع برای دکترها هیچ اهمیتی نداشت. بسیاری از جوانان سالم و امیدوارکننده، یکی پس از دیگری برای خلق Wrath قربانی شدند و پتانسیل آنها برای تبدیل شدن به سربازان نمونه، افسران پلیس یا هر چیز دیگری تلف شد. در آن زمان، آینده Wrath هم در ترس و هم در درد فرو رفته بود، اما پس از آنکه به Wrath تبدیل شد و چشمان نهایی را به دست آورد، خاطرات اصلاً او را آزار ندادند.
6 Envy، روحهای عذابدیده را در سنگ فیلسوف خود به ادورد نشان داد
بدن Envy مانند یک اتاق شکنجه عظیم بود
حقیقت کامل سنگ فیلسوف افسانهای اوایل در Fullmetal Alchemist آشکار شد، اما هنوز برای Ed و Al واقعی به نظر نمیرسید، زیرا تنها چیزی بود که در یادداشتهای تحقیقی Dr. Marcoh خوانده بودند. سپس، واقعیت تلخ سنگ، Ed را در دل شکم Gluttony خیره کرد؛ به طوری که شکل واقعی Envy شامل سرهای تمام افرادی بود که برای ساخت سنگ او قربانی شده بودند.
اد مجبور شد به بقایای غمانگیز افرادی که برای ساخت سنگ Envy قربانی شدند نگاه کند و بشنود؛ این امر هزینه انسانی خلق سنگ را بسیار ملموستر از هر نوشته تحقیقی میساخت. خود دیدن آن صحنه Ed را دچار اضطراب کرد، اما در نهایت Envy، Ed را قانع کرد تا از آن قدرت برای باز کردن دروازهای به سوی حقیقت استفاده کند. در واقع، یکی از ارواح موجود در سنگ، از Ed تشکر کرد که با به کارگیری آن، عذاب آن روح به پایان رسید.
5 کیمبلی از منفجر کردن Ishvalans و ساختمانهای آنها لذت میبرد
کیمبلی احساس گناه سنگین Armstrong را شریک نشد
بسیاری از سربازان در جنگ داخلی وحشتناک Ishval صرفاً دستورهای داده شده را اجرا میکردند؛ مانند Riza Hawkeye و Maes Hughes، در حالی که Alex Louis Armstrong از واقعیت کارهایش به گریه افتاد. در مقابل، کیمبلی سادیستیک به وضوح از کشتار بیپایان لذت میبرد و میگفت صدای منفجر شدن ساختمانها برای او مانند موسیقی است. کیمبلی با قدرت شگفتانگیز سنگ فیلسوف، بیشمار Ishvalans را به طرز وحشتناکی کشت و سپس با خیانت به همکاران افسر خود، تلاشی برای نگه داشتن آن سنگ قرضی انجام داد. هر دو رویداد نشان میدادند که کیمبلی چقدر پیچیده و مخوف است و با اینکه اقدامات او منجر به رفتن به زندان شد، به وضوح از هیچ چیز پشیمان نبود.
4 همه در Xerxes برای ساخت حلقه انتقال ماده Homunculus جان دادند
یک تمدن کامل جان داد تا Homunculus آزاد شود
چند قرن قبل از تولد Ed، صحرا عظیم خانه یک شهر-دولت به نام Xerxes بود، جایی که «کوتوله در فلاسک» یافت میشد. برده شماره 23 قانع شد تا با آن موجود کوچک همکاری کند و بدین ترتیب شیمی الکیمیا را آموخت، در حالی که بدون آگاهی به ابزاری برای نقشههای شیطانی Homunculus تبدیل شد. از طریق Van Hohenheim که بهتازگی نامگذاری شده بود، Homunculus پادشاه Xerxes را قانع کرد تا یک حلقه انتقال ماده عظیم برپا کند. در یک شب، هر فردی به جز خود Hohenheim، در یک حلقه انتقال ماده عظیم قربانی شد تا صعود قدرت Homunculus تأمین شود، و بیش از یک میلیون نفر همینگونه ناپدید شدند. دیدن اینکه آن شهر-دولت صلحآمیز و متمدن به این صورت از نقشه پاک شد، تراژدی چشمگیری بود و هیچکس به اندازه Hohenheim ناآگاه دچار تروما نشد.
3 همه در Amestris جانهای خود را به حلقه انتقال ماده نهایی Father از دست دادند
Father تلاش کرد به دلایل خودخواهانه، یک ملت دیگر را به پایان برساند
اگرچه دومین حلقه انتقال ماده سراسری Father به شکست انجامید، ماهیت آنچه او تلاش میکرد هنوز در Fullmetal Alchemist صحنهای وحشتناک به حساب میآمد. تا آن زمان، نقشه Father در روز وعده به ثمر نشسته بود؛ حلقه انتقال ماده در سراسر Amestris ظاهر شده و جان همه را ربود، از جمله صحنهای که بدنهای بیروح Winry و Pinako در خانهشان به حال افتاده بودند.
برای چند لحظه تاریک، Amestris ناپدید شد و مردم آن به بدنهای ثابت و بیحرکت تبدیل شدند. کل ملت قرار بود برای نقشه Father بمیرد، اما خوشبختانه Hohenheim ترفندی آماده کرده بود تا جلو اثر آن را بگیرد و ارواح را به بدنهایشان بازگرداند. Amestris و مردم آن نجات یافتند، اما هرگز نباید فراموش کنند که چگونه به سادگی جانهایشان برای بالا بردن یک Homunculus به درجهای خدایی فدا شدند.
2 Envy در لباس Gracia، Maes Hughes را شلیک کرد و کشت
Maes نمیتوانست به چهره همسرش آسیب بزند
یکی از دلشکنترین تراژدیهای شخصی در Fullmetal Alchemist، اوایل انیمه رخ داد، زمانی که سرهنگ دوستداشتنی Maes Hughes در یک شب سرنوشتساز به نقشه Father برخورد کرد. Lust و Envy هر دو به حرکت در آمدند تا او را متوقف کنند، بهطوری که Lust پیش از آنکه Envy به Maes در یک بوت تماس برسد، به او صدمه زد. Maes هیچ شانسی در برابر Envy نداشت و از همه بدتر، Envy شکل همسر Maes، Gracia را به خود گرفته بود. این امر باعث ناامیدی وحشتناکی برای Maes شد؛ چرا که نمیتوانست تحمل کند حتی اندیشه آسیب زدن به کسی که شبیه همسرش است را، و تنها توانست تماشا کند که Gracia جعلی تفنگی را به سمت او هدف گرفته است. Maes بیهوده جان باخت و نتوانست اطلاعات حیاتی نقشه Father را انتقال دهد؛ ناامیدی آخرین احساسی بود که او تجربه کرد.
1 Shou Tucker، Nina را با Alexander برای ساخت یک Chimera ترکیب کرد
طرفداران هرگز Shou را برای این کار نخواهند بخشید
سحر تاریک Shou Tucker، تماشاگران Fullmetal Alchemist را اوایل انیمه بهشدت شوکه کرد؛ به طوری که الکیمیاگر «دوختن زندگی» از سر ناامیدی برای گذراندن آزمون الکیمیاگری دولتی عمل میکرد. در ابتدا Shou بهعنوان پدری سختکوش و مهربان به نظر میرسید، اما در واقع او یک هیولای کامل بود؛ از زمانی که برای ساخت اولین Chimera، همسرش را قربانی کرد. سپس او قدم غیرقابلبخشش برداشت و دخترش Nina و سگش Alexander را برای ساخت Chimera دوم به هم ترکیب کرد. شایان ذکر است که بخشهای "In Memoriam" مانگای Fullmetal Alchemist معمولاً هنگام مرگ، شخصیتهایی مانند Kimblee و Wrath را میبخشیدند؛ اما Shou Tucker به خود جهنم فرستاده شد به جای اینکه به بهشت صعود کند. تقریباً تمامی طرفداران Fullmetal Alchemist و حتی خود نویسنده اصلی بر این باورند که آزمایش علمی هولناک Shou، او را به بدترین شخصیت داستان تبدیل کرده و بیشترین عرفان ترسناک را با خود به همراه داشته است.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های نقد (انیمه)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید