
سری کتابهای Harry Potter یکی از محبوبترین و برجستهترین مجموعههای فانتزی تمام دوران است. این کتاب خاطرهانگیز شخصیتهایی چون Harry Potter، Ron Weasley، Hermione Granger، Albus Dumbledore، Lord Voldemort، Severus Snape و دیگران را معرفی کرد. داستان Harry Potter ماجراجویی این شخصیتها را در دنیای جادوگری و آغاز جنگ دوم جادوگران دنبال میکند. فیلم ساخته شده نیز این شخصیتها و داستانهای آنها را به زندگی بخشید. اما بسیاری از جزئیات در پسزمینه باقی ماند. اکثر شخصیتهای Harry Potter داستانهای پسزمینه پیچیده و دقیقی دارند؛ جزئیاتی که عمدتاً در کتابهای Harry Potter موجودند اما در فیلمها دیده نمیشوند. یکی از این شخصیتها Albus Dumbledore است که داستان پسزمینه پیچیده و نکات کلیدی از او وجود دارد که هرگز به صفحه نمایش راه نیافتند. برخی از این حقایق درباره Dumbledore بعدها بخشی از سری فیلمهای Fantastic Beasts شدند. اما برای کسانی که تنها هشت فیلم اصلی Harry Potter را مشاهده کرده و هرگز کتابها را نخواندهاند، بسیاری از این حقایق و جزئیات درباره Albus Dumbledore بیمورد میماند.
دامبلدور یک زخم دارد که به شکل نقشه متروی لندن است.
یک جزئیات کوچک اما بامزه درباره Albus Dumbledore این است که زخمی دارد که شکل کاملی از نقشه متروی لندن است. Dumbledore این زخم را به پروفسور McGonagall در Harry Potter and the Sorcerer's Stone زمانی که در حال گذاشتن بچه Harry روی آستانه خانه Dursley بودند، ذکر میکند. پروفسور McGonagall نگران زخم Harry است و از او میپرسد آیا راه حلی برای این موضوع وجود دارد.
Couldn't you do something about it, Dumbledore?
آیا نمیتوانستی کاری در این مورد انجام دهی، دامبلدور؟
Dumbledore با حذف زخم صاعقهای Harry مخالفت میکند. او بیان میکند که زخم خودش که بالای زانوی چپش قرار دارد، در مواقع لازم برایش مفید بوده است. بنابراین تصمیم میگیرد نخواهد تلاش کرد زخم Harry را بردارد. همانطور که Dumbledore به درستی حدس زده بود، زخم Harry برای او اهمیت پیدا میکند. زخم Harry به او هشدار میدهد که هرگاه در نزدیکی خطر است، و ارتباط بین Harry و Voldemort از طریق این زخم در نهایت در سفر Harry برای شکست دادن Dark Lord بسیار حائز اهمیت میشود.
دامبلدور اولین فردی بود که اتاق مورد نیاز را به هری معرفی کرد.
در Harry Potter and the Order of the Phoenix، Hermione برای مقابله با حکومت استبدادی Dolores Umbridge برنامهای طرحریزی میکند. Umbridge، که در سال پنجم Harry نقش استاد دفاع در برابر هنرهای تاریک را بر عهده گرفته بود، تصمیم میگیرد دانشآموزان نیازی به تمرین جادو ندارند و فقط باید نظریه را یاد بگیرند. Hermione نگران بود که این کافی نباشد و از Harry خواست تا به او و چند دانشآموز دیگر آموزش بدهد. اما آنها به مکانی برای تمرین این جادوهای دفاعی نیاز داشتند و در نهایت Neville Harry را از اتاق نیازها آگاه ساخت. اما در نسخه کتابی Harry Potter and the Order of the Phoenix، این تنها Dobby، خانهفروشی جادویی، است که Harry را ازاین اتاق مخفی در Hogwarts مطلع میکند. Hermione در ابتدا نگران بود که اطلاعات Dobby قابل اعتماد نباشد، اما Harry به زودی به یاد آورد که Dumbledore نیز روزگاری از این اتاق سخن گفته بود. در Harry Potter and the Goblet of Fire، Dumbledore به Igor Karkaroff، سرپرست Dumstrang، درباره اتاقی پر از کوزههای چینی گفت که درست زمانی که Dumbledore به توالت نیاز داشت، ظاهر شد. با این حال، اتاق به سرعت ناپدید شد و Harry متوجه شد که این حتما همان اتاقی است که Dobby به آن اشاره کرده بود. دانستن اینکه Dumbledore نیز درباره این اتاق صحبت کرده، اعتماد Hermione نسبت به استفاده از اتاق نیازها را افزایش داد.
دامبلدور مجبور بود از خواهر و برادران کوچکترش مراقبت کند وقتی که تنها ۱۸ سال داشت.
کودکی و نوجوانی Albus Dumbledore با درد و مشکلات فراوانی همراه بود. هنگامی که او و خواهر و برادرانش جوانتر بودند، دختر Albus، Ariana، پس از دیدن اجرای جادوی خود توسط گروهی از پسران غیرجادوگران مورد حمله قرار گرفت. این ماجرا باعث trauma عمیقی برای Ariana شد و پدرشان برای انتقام به سراغ پسرها رفت. Percival، پدر Albus، Ariana و Aberforth Dumbledore پسرانی را که Ariana را مورد حمله قرار داده بودند پیدا کرد و به آنها حمله نمود. این امر Percival را به Azkaban، زندان جادوگران، کشاند که در نهایت در آنجا جان سپرد. بعد از ارسال پدر به Azkaban، خانواده Dumbledore به Godric's Hollow نقل مکان کردند. مادر Albus Ariana را پنهان نگه داشت، زیرا Ariana پس از حمله به قدری دچار تراما شده بود که نتوانست جادوی خود را کنترل کند. مشکلات Ariana در کنترل جادوی خود نهایتاً به مرگ مادر او انجامید وقتی Albus تنها هجده ساله بود و تازه تحصیلاتش را در Hogwarts به پایان رسانده بود. Albus قصد سفر در طول تابستان را داشت ولی مجبور شد برنامههایش را لغو کند. در هجده سالگی، او به عنوان سرپرست خانواده و تنها مراقب Ariana و Aberforth منصوب شد. همان تابستان بود که Albus با Gellert Grindelwald آشنا شد.
دامبلدور مجبور بود از خواهر و برادران کوچکترش مراقبت کند وقتی که تنها ۱۸ سال داشت.
Albus Dumbledore از اینکه پس از ترک Hogwarts نتواند دنیا را سفر کند و دانش و تخصصش را گسترش دهد، ناامید شده بود. او میدانست که جادوی فوقالعاده با استعدادی است و احساس میکرد اینکه به خانه واگذار شده تا از خواهر و برادران کوچکترش مراقبت کند، برای او تحقیرآمیز است. و در همان زمانی که بیش از پیش دلسرد شده بود، با Gellert Grindelwald آشنا شد؛ فردی تقریباً همسن Albus که همانند او جادوی فوقالعاده با استعدادی بود. Albus و Gellert به یکدیگر نزدیک شدند و تصمیم گرفتند به جستجوی Deathly Hallows بپردازند. آنها از افسانهای آگاه شده بودند و میدانستند که پس از آنکه به Masters of Death تبدیل شوند، قادر خواهند بود بر Muggles و دنیای جادوگری حکومت کنند. Albus Dumbledore باور داشت برنامههایش «برای خیر عمومی» است، که بعدها به شعار Gellert Grindelwald در جریان جنگ جهانی جادوگران تبدیل شد. Albus همچنین میخواست Resurrection Stone را پیدا کند، زیرا معتقد بود که میتواند والدینش را به زندگی بازگرداند و او را از بار مراقبت از خواهر و برادرانش رهایی دهد. با این حال، به زودی بین Albus و Gellert تفاوت دیدگاهها ایجاد شد و یکی از درگیریهای انفجاری منجر به مرگ Ariana Dumbledore گردید.
دامبلدور نمیدانست که چه کسی نفرینی زد که خواهرش را کشت.
پس از مرگ Ariana، Dumbledore هرگز تلاش نکرد تا بر Muggles غلبه کند یا Deathly Hallows را پیدا کند. او حتی بارها از رویارویی با Gellert Grindelwald امتناع ورزد، پس از آنکه قدرت Grindelwald به طور فزایندهای افزایش یافت. Dumbledore همچنین به عنوان یک جادوی بااستعداد و قدرتمند شهرت یافته بود و بسیاری بر این باور بودند که تنها کسی است که میتواند Grindelwald را متوقف کند. اما Dumbledore تا آخرین لحظه منتظر ماند تا با Grindelwald روبرو شود. این دو در یک دوئلی به مصاف یکدیگر رفتند که به بخشی از تاریخ جادوگری تبدیل شد و جنگ جهانی جادوگران را به پایان رساند و باعث شد وفاداری Elder Wand به Dumbledore اهداء شود.
“خوب. بسیار خوب!” پرترهی دامبلدور که پشت صندلی مدیر مدرسه قرار داشت فریاد زد. “حالا، سووروس، شمشیر! فراموش نکن که باید در شرایط نیاز و شجاعت گرفته شود - و او نباید بداند که تو آن را میدهی! اگر ولدمورت به فکر هری گوش دهد و ببیند که تو برای او عمل میکنی ”
در Harry Potter and the Deathly Hallows، پس از آنکه Harry وارد جنگل ممنوعه شده و از مرگ خود آگاه میشود، با Dumbledore در نوعی limbo دیدار میکند؛ جایی که Dumbledore حقیقت پشت بسیاری از چیزهایی را که Harry درباره او آموخته بود، برای او روشن میکند. و دقیقاً در همین لحظه است که Dumbledore اعتراف میکند نتوانسته خود را برای رویارویی با Grindelwald متحمل کند، زیرا میترسید Grindelwald میداند چه کسی مسئول مرگ Ariana بوده است. نبردی که منجر به مرگ Ariana شد، هرج و مرجآمیز بود و شامل Gellert Grindelwald، Albus Dumbledore و حتی Aberforth، برادر Albus، گردید. هر یک طلسم متفاوتی اجرا کردند که منجر به مرگ Ariana شد، اما Albus هیچگاه مطلع نشد کدام طلسم در واقع موجب اتمام جان Ariana شده بود.
دامبلدور از پذیرفتن سمت وزیر جادوگری امتناع کرد.
Albus Dumbledore یکی از بزرگترین و قدرتمندترین جادوگران تمام دوران است. او تنها جادویی است که Voldemort از او میترسید و تقریباً همه موافقند که Dumbledore بهترین سرپرست Hogwarts بوده است. Dumbledore همچنین به عنوان Chief Warlock جادوگان Wizengamot، موقعیتی معتبر در دادگاه عالی دنیای جادوگری، شناخته میشود. اما تعجبآور این است که برای بسیاری Dumbledore هرگز وزیر جادو (Minister for Magic) نبوده است. در جریان صعود قدرت Gellert Grindelwald و جنگ جهانی جادوگران، بسیاری میخواستند Dumbledore وزیر بعدی جادو شود. اما او بارها و بارها از قبول این موقعیت مهم امتناع ورزید. Cornelius Fudge، که در اولین کتابهای Harry Potter وزیر جادو بود، از اینکه Dumbledore به سمت تصاحب سمت او میرود، وحشت داشت. Dumbledore هیچگاه نخواست وزیر جادو شود زیرا به خود با این مقدار قدرت اعتماد نداشت. بعد از تابستانی که همراه با Grindelwald گذراند و پس از مرگ خواهرش، Dumbledore از اینکه دوباره دچار وسواس شود ترسید.
دامبلدور بید ضربهزن را کاشت
در Harry Potter and the Prisoner of Azkaban، Harry چیزهای زیادی درباره والدین خود آموخت. از همه مهمتر، او از گذشته James و رابطه او با Sirius، Remus و Peter که به Marauders معروف بودند، مطلع شد. Remus، که یک گرگینه بود، فکر میکرد هیچگاه اجازه تحصیل در Hogwarts را نخواهد داشت. اما اوضاع زمانی تغییر کرد که Dumbledore سرپرست شد و Remus در Hogwarts پذیرفته شد. Dumbledore تنها میخواست برخی اقدامات احتیاطی برای ایمنی همه انجام شود.
"اما بعد، دامبلدور مدیر مدرسه شد و او دلسوز بود. او گفت که به شرطی که ما تدابیر خاصی را رعایت کنیم، دلیلی برای اینکه من به مدرسه نیایم وجود ندارد...." لوپین آهی کشید و مستقیماً به هری نگاه کرد. "من ماهها پیش به تو گفته بودم که درخت ویلمپینگ ویلو در سال ورود من به هاگوارتز کاشته شد. حقیقت این است که آن کاشته شد چون من به هاگوارتز آمدم(...)"
هنگامی که Remus دانشآموز Hogwarts بود، نقشه Wolfsbane که فرم گرگینه خطرناک او را ایمن میکرد، هنوز اختراع نشده بود. Remus ماهی یک بار به گرگینه خطرناکی تبدیل میشد و برای اطمینان از اینکه نتواند به دانشآموزان یا افراد دیگر حمله کند، تونلی بین زمینهای Hogwarts و Shirking Shack ساخته شد تا Remus قبل از تبدیل شدن به این حالت از منطقه خارج شود. Whomping Willow در ورودی تونل کاشته شد تا همه را دور نگه دارد. و اگرچه کتاب به صراحت بیان نمیکند که خود Dumbledore تونل را ایجاد و Whomping Willow را کاشته، او در همان زمان سرپرست بود و Remus Lupin را در Hogwarts پذیرفت و با انجام اقدامات لازم از ایمنی همه اطمینان حاصل کرد.
دامبلدور پیشقدم شد که رازدار پاترها شود.
Voldemort والدین Harry، James و Lily Potter را کشت پیش از آنکه سعی کند خود Harry را بکشد. Voldemort پس از آنکه Severus Snape درباره نبوایی شنید که از تولد پسری با قدرت شکست دادن Dark Lord سخن میگفت، به دنبال Potterها افتاد. اگرچه در نبوء هیچ نامی ذکر نشده بود، ولی Voldemort مطمئن بود که درباره Potterها سخن گفته شده است. Snape که هنوز عاشق Lily بود، فهمید که Voldemort Potterها را هدف قرار داده و تصمیم گرفت از Dumbledore کمک بخواهد. در نهایت Dumbledore موافقت کرد و پیشنهاد داد Potterها به پنهانگاه بروند و از جادوی Fidelius برای حفظ امنیت استفاده کنند.
"طبیعی است," گفت پروفسور مکگونگال. "جیمز پاتر به دامبلدور گفت که بلک ترجیح میدهد بمیرد تا اینکه بگوید مکانشان کجاست، و اینکه او نیز قصد داشته به پنهان شدن برود... و با این حال، دامبلدور نگران باقی ماند. یادم میآید که او پیشنهاد داده بود که خودش نگهبان اسرار پاترها شود."
جادوی محافظتی Fidelius یک طلسم قدرتمند است که مکانی را مخفی میکند و تنها کسی که از آن آگاه است، به عنوان Secret Keeper شناخته میشود. تا زمانی که Secret Keeper مکانی را فاش نکند، James، Lily و Harry در امان خواهند بود. Dumbledore داوطلب شد تا Secret Keeper Potterها باشد، اما آنها امتناع ورزیدند. آنها بر این باور بودند که انتخاب Peter Pettigrew به عنوان Secret Keeper هوشمندانهترین گزینه خواهد بود چرا که فکر میکردند Voldemort هرگز به Pettigrew شک نمیکرد. متأسفانه، این تصمیم زمانی به ضرر ایشان انجامید که Peter Potterها را خیانت کرد و مکانشان را به Voldemort اعلام نمود.
دامبلدور تنها جادوگری بود که موافقت کرد به دابی پول بدهد
Harry Potter and the Chamber of Secrets معرفی Dobby، خانهفروشی جادویی، را به همراه داشت که برای اولین بار به Harry هشدار داد از اتفاقات خطرناکی که آن سال در مدرسه رخ میداد. در نهایت Harry دریافت که Dobby خانهفروشی Malfoyهاست و با فریب دادن Lucius Malfoy باعث آزادی Dobby با دادن یک جوراب به او شد. دادن یک تکه لباس به یک خانهفروشی تنها راه آزادی آنهاست. اما با وجود شادی Dobby از اینکه دیگر مجبور به خدمت به Malfoyها نیست، پس از آزادی همچنان دچار مشکل بود. به دلیل اینکه Dobby آزاد شده بود، شروع به خواستن دستمزد برای کارش کرد. اما خانهفروشان در دنیای جادوگری دستمزدی دریافت نمیکنند. آنها به عنوان بردگان خانوادههای جادویی قدیمی و قدرتمند محسوب میشوند؛ چیزی که Hermione Granger از آن متأثر شد. خوشبختانه، Dobby نهایتاً شغلی در Hogwarts پیدا کرد. Albus Dumbledore تنها جادویی بود که حاضر به پرداخت دستمزد به Dobby شد و حتی بیشتر از مبلغ خواسته شده پرداخت کرد. و هنگامی که Barty Crouch نیز خانهفروشی خودش، Winky، را آزاد کرد، Dumbledore اجازه داد Winky نیز در Hogwarts به کار مشغول شود.
پرتره دامبلدور نقش مهمی در داستان ایفا میکند
Harry Potter and the Deathly Hallows یکی از بزرگترین پیچشهای داستانی در دنیای Harry Potter را به ارمغان میآورد. Harry متوجه میشود که Snape، که همه بر این باور بودند با Voldemort کار میکند، در واقع همیشه در صف Dumbledore بوده است. هنگامی که Voldemort Snape را میکشد، Harry به موقع وارد میشود تا برخی از خاطرات Snape را در شیشهای جمعآوری کند قبل از آنکه Snape بمیرد و در این خاطرات میبیند که Snape از آن زمان که Dumbledore در قبال حفظ امنیت Potterها توافق کرده بود، همیشه در صف Dumbledore بوده است.
“خیلی خوب. بسیار خوب!” پرترهی دامبلدور پشت صندلی مدیر مدرسه فریاد زد. “حالا، سِوِرُس، شمشیر! فراموش نکن که باید تحت شرایط نیاز و شجاعت دریافت شود - و نباید او بداند که تو آن را میدهی! اگر ولدمورت بتواند ذهن هری را بخواند و ببیند که تو برای او عمل میکنی -”
در میان بسیاری از خاطراتی که Harry از Snape مشاهده میکند، او شاهد آن است که Snape و پرتره Dumbledore بعد از مرگ Dumbledore در حال برنامهریزی برای انجام کارهای زیادی بودند. پرتره Dumbledore به Snape گفت که باید اطلاعات صحیحی درباره برنامههای Order برای بردن Harry از Dursley به Burrow به Voldemort بدهد که منجر به نبرد Seven Potters شد. همچنین پرتره Dumbledore ایده استفاده از Harryهای تقلبی را مطرح کرد و به Snape دستور داد این فکر را بر روی Mundungus Fletcher کاشته کند. Dumbledore همچنین به Snape گفت که باید شمشیر Gryffindor را به Harry بدهد و اینکه Harry باید آن را در شرایط نیاز و شجاعت پیدا کند. و وقتی Harry موفق به شکست Voldemort شد، به پرتره Dumbledore اعلام کرد که Elder Wand را در قبر Dumbledore جا میگذارد؛ امری که پرتره Dumbledore را مفتخر و همانگونه که احساسی شده کرد، عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات فیلم و سریال
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید