
در House of the Dragon فصل 2، قسمت 5، پویایی خانواده تارگرین حتی عجیبتر میشود. در تعقیب فرو رفتن عمیقتر در روانشناسی دیمون تارگرین، خانه اژدها او را از طریق سفرهای توهمآمیز به سفری به گذشتهاش فرستاده است. این بار، دیمون توسط شکستهایش تسخیر نمیشود، بلکه نگرانکنندهترین میل او است.
در اواسط فصل 2، دیمون هنوز توسط نفرین هارنهال، جادوهای آلیس ریورز یا ترکیبی از هر دو شکنجه می شود. دیمون نمی تواند یک اونس بخوابد یا یک لحظه شام بخورد، زیرا او از یک توهم به توهم دیگر کشیده می شود. اول، رینیرا تارگرین نوجوان میلی الکاک بود که بدن جهاریس را دوخت و تاج پدرش را بر سر داشت. بعد، لانا ولاریون بود که به او شراب میداد. اکنون، او با یک زن ناشناخته با موهای نقره ای رابطه جنسی برقرار می کند که بینندگان قبلاً هرگز آنها را ندیده اند. در پایان اقدام تند آنها، او از او به عنوان پسر مورد علاقه خود یاد می کند و تابو دیگری را که House of the Dragon با عادی سازی کاملاً خوب است.
دیمون رویای مادرش، آلیسا تارگرین را می بیند
زن تارگرین ناشناخته رویای دیمون را پیچیده تر می کند
در ابتدا معلوم نیست آن زن کیست که دیمون رویای داشتن رابطه جنسی با او را دارد. یک عکس سریع از او در تریلر فصل 2 باعث شد مردم فکر کنند که همسر اول ویسریس، اِما آرین است. در سرتاسر صحنه، زن تنها کسی است که صحبت می کند و همیشه با دیمون در مقایسه با ویسریس صحبت می کند. او به نفع دیمون به عنوان یک اژدها سوار بی باک و "بهترین شمشیرزن" که برای تاج بر سر ساخته شده است، نه Viserys صحبت می کند. وقتی او دیمون را پسر مورد علاقهاش میخواند،تایید میشود که او آلیسا تارگرین، مادر دیمون و ویسریس است.
این سریال به ندرت در مورد آلیسا صحبت می کند، به جز فصل اول که ویسریس گفت که دیمون همیشه مورد علاقه او بوده است. درست قبل از رویای دیمون در قسمت 5، بائلا بازگو می کند که چگونه دیمون خشمگین بود از اینکه رینیس قبل از او ادعای ملیز کرد، احتمالاً به این دلیل که اژدهای مادرش قبل از مرگ او بوده است. به اندازه کافی خنده دار است، خانه اژدها حتی لازم نبود به صراحت به نام آلیسا اشاره کند تا بداند که او است. سریال عملکرد فوق العاده ای را انجام داد و او را همانطور که هست به تصویر کشید. در آتش و خون - جوان، با روحیه و شهوتران. در آخرین شات او، سینه اش خون است و شبیه جسد است. ظاهر سرد او به مرگ او در 24 سالگی اشاره دارد، یک سال پس از تولد سخت او پسری که هرگز موفق نشد.
چشم انداز ریشه ناامنی دیمون را آشکار می کند
دیمون آرزوی محبت مادرانه دارد
صحنه بین آلیسا و دیمون مطمئناً خطی است که خانه اژدها و بازی تاج و تخت هرگز از آن عبور نکردهاند. عمل محارم تارگرین ها برای بینندگان آزاردهنده است، اما به عنوان بخشی از این جهان و فرهنگ خیالی پذیرفته شده است. ازدواج برادرها با خواهرها و عموها با خواهرزاده ها تجسم نگرش برتری قومی تارگرین ها است. به عنوان آخرین اژدها سواران، تارگرین ها برای "تصفیه" خط خود با یکدیگر ازدواج کردند و به ندرت خارج از آن ازدواج می کردند. اما نوعی همخونی که آنها هرگز انجام ندادند بین والدین و فرزند بود. هرگز مشخص نشده است که چرا، اما امیدواریم، آنها موافقت کردند که ازدواج یک والدین با یک فرزند بسیار دور از ذهن باشد.
سپس این سؤال مطرح می شود: آیا دیمون در مادرش بود؟ آیا آلیسا پسرش بود؟ شایان ذکر است که دیمون در زمان مرگ آلیسا تنها سه سال داشت، که میتوانست اوضاع را عمیقاً نگرانکنندهتر از الان کند. این بینش در عوض چیزی را به دیمون میدهد که در تمام طول زندگیاش حسرتش را میخورد: عشق و اعتبار یک شخصیت مادری. در زمینه هر صحنه جنسی که دیمون در خانه اژدها در آن حضور داشته است، منطقی است. . با میساریا در اولین نمایش سریال، "وارثان اژدها"، او به او یادآوری کرد که او وارث واقعی و سوار کاراکسس است. در فصل 1، قسمت 7، "دریفتمارک"، رینیرا ابتدا او را تعقیب کرد.
میساریا و رینیرا مردانگی دیمون را با ایجاد احساس وسوسه ای برای زنان در او تقویت کردند. افراد بسیار کمی در زندگی دیمون تاییدی را که او به شدت میل می کند به او نشان داده اند. مهم نیست که دیمون چقدر جنگجو باشد، همیشه در سایه برادر بزرگترش و اکنون خواهرزاده اش خواهد بود. آلیسا تنها کسی بود که او را با محبتبه شیوه ای افلاطونی ارضا کرد. اما دیمون عشق یک زن را نمی فهمد مگر اینکه جنسی باشد. او باید یک رابطه جنسی با مادرش را تجسم کند تا کاملاً به خودش تأیید کند که به اندازه کافی شایسته پادشاه شدن است.
رینیرا به عنوان جایگزینی برای مادری که هرگز نداشت عمل کرد
دیمون بلوغ رینیرا را نقصی در رابطه آنها می داند
از دست دادن مادر در سنین پایین برای هر کودکی آسیب زا است. برای پسر دومی مانند دیمون، این آسیب به طور قابل توجهی افزایش یافت. او دیگر مورد توجه قرار نمیگرفت مگر اینکه به دلیل اینکه برادرش برای به ارث بردن تخت آهنین از او جلوتر بود، سرزنش میکرد. تا زمانی که رینیرا نوجوان شد، سرانجام جایگزینی برای مادرش پیدا کرد. رینیرا و آلیسا روحیه مشابهی داشتند که دیمون آن را تشخیص داد.
هر دو وحشی، سرکش و نترسیدند که حقیقت خود را بیان کنند. Rhaenyra همچنین تنها کسی بود که جذابیت و جذابیت Daemon را جذاب کرد. او را ستایش کرد و او را مانند تارگرین "ایده آل" دید، مانند آلیسا. دیمون سرانجام تأیید کرد که از زمان مرگ مادرش گم شده بود. علاوه بر این، فاصله سنی باعث شد دیمون کنترلی بر رینیرا داشته باشد که او بر هیچ کس دیگری نداشت. او مشکلات مادری را که باعث شد او شخصیتی توجه جویانه ایجاد کند، برطرف کرد.
اما در کمال تعجب دیمون، رینیرا بزرگ شد. رینیرا هنگامی که مسئولیت های خود را به عنوان وارث و مادر جدی گرفت، ویژگی های مشترک خود را با آلیسا رام کرد. رینیرا اکنون بیشتر از نظر شخصیتی شبیه ویسریس است: او نسبت به دیمون شک دارد، در ریختن خون مردد است و ملکه بودن را بر همسر دیمون بودن ترجیح می دهد. او نه تنها افساری را که او بر روی او بسته بود برداشت، بلکه عملاً وجود روح آلیسا را از بین برد. دیمون یک بار دیگر گم شده است و به دنبال هر فرصتی برای بدست آوردن قدرت است زیرا رانیرا آن را به او نمی دهد.
دیمون به تضاد بین رینیرا جوان و ویژن آلیسا نیاز داشت
تمام چشم اندازهای دیمون برای آخرین عمل او به عنوان همسر پادشاه ضروری بود
بسیاری فکر می کنند که ایموند بدترین دشمن دیمون است در خانه اژدها. در واقع، این نیاز خودش به تحسین است. دیمون که خود را در حال داشتن رابطه جنسی با مادرش تجسم می کند به این معنی نیست که از نظر فیزیکی جذب او شده است. بلکه، او جذب توجهی شده است که مادرش به او می کند. رویا در نهایت یک مکانیسم مقابله ای برای از دست دادن همان جاذبه از Rhaenyra است. اکنون رویاهای اوست که او را از رینیرا دورتر می کند و به خاطره ای دور از آلیسا نزدیک می کند، زیرا او کسی را ندارد که او را در واقعیت مستقر کند.
آنچه ممکن است بینندگان House of the Dragon را جلب کند این است که دیمون چگونه عشق واقعی خود، رینیرا، را در مقایسه با زنی که به سختی به خاطر میآورد، نشان میدهد: آلیسا. دیمون رینیرا را به عنوان پایی روی گردنش می بیند. او در حال کنترل و سرزنش است و از او حمایت می کند که معصومیت او را در کودکی دزدیده است. او با مادرش آزاد است به دلیل اینکه چقدر او را تحسین می کند. همانطور که قبلا گفته شد، دیمون آرزوی عشق مادرانه را دارد. دیمون به عنوان وارث قابل تعویض، زندگی خود را در سایه برادرش سپری کرد. دیمون باید جای خودش را در دنیا می ساخت، اما تنها چیزی که همیشه می خواست تایید خانواده اش بود. از قضا، او و ایموند را دو روی یک سکه می کند.
"تو ملکه واقعی هستی، رینیرا. اول نام او. محافظ قلمرو. قرار است تا زمان مرگ یا پایان داستان ما به تو و همه اینها با من خدمت کنم."
اما سفر دیمون در هارنهال برای رشد او مفید بوده است. او به جای تسلیم شدن در تاریکی و خیانت به رینیرا برای تخت آهنین، آخرین دیدگاه خود را به عنوان یک فراخوان در نظر می گیرد. دیدن رینیرا در همان رویای دنریس تارگرین، که او را به عنوان دختر آیندهاش اشتباه میکند، او را متقاعد میکند که رینیرارا برای آنچه که بزرگ شده است بپذیرد. او ممکن است دختر جوانی نباشد که دیگر او را ستایش کند، اما دیمون معتقد است که او ناجی نژاد بشر است. در طرح بزرگتر جهان بازی تاج و تخت، دیمون اشتباه میکند. رینیرا شاهزاده ای نیست که وعده داده شده بود. اما دیدگاه نهایی او به او کمک میکند تا از خودخواهیاش برای خیر بزرگتر فراتر رود و عقده ادیپ خود را پشت سر بگذارد.
فصول 1-2 House of the Dragon برای پخش جریانی در Max در دسترس است. فصل سوم در حال توسعه است.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های اخبار (تلوزیون)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید