
مرد آهنی شخصیتی بود که همه چیز را در 10 "من نباید زنده باشم... مگر اینکه دلیلی داشته باشد."
مرد آهنی (2008)
پس از گیر افتادن در یک غار، و ساختن یک لباس بسیار پیشرفته برای فرار، تونی با یک هدف جدید به خانه برمی گردد. به جای تهیه سلاح برای توده ها و گرفتن پول از هر دو طرف، استارک مشتاق است از افراد نیازمند محافظت کند. او یک کت و شلوار ارتقا یافته می سازد و آماده می شود تا زندگی خود را به شیوه های قابل توجهی تغییر دهد، اما این تغییر او را مستقیماً در مسیر خطر بیشتری قرار می دهد. پپر پاتس، دستیار اجرایی شخصی استارک، و علاقه عاشقانه او، تلاش می کند ببیند تونی زندگی خود را به خطر انداخته است، به خصوص پس از اینکه تقریباً او را از دست داده است. این منجر به اختلاف نظر این دو می شود. در مورد اینکه مراحل بعدی او باید چه باشد، اما استارک معتقد است که او به دلیلی زنده مانده است و اکنون می خواهد از استعدادهای مهندسی نابغه خود برای همیشه استفاده کند. او این خط را ارائه می دهد و هدف جدید او را تقویت می کند.
9 "من به شما گفتم، من نمی خواهم به گروه پسران فوق سری شما بپیوندم."
مرد آهنی 2 (2010)
علی رغم برداشتن گام هایی در مسیر قهرمان شدن، استارک هنوز برای یادگیری کار در یک تیم به زمان نیاز دارد. به عنوان تک فرزند، او به تنهایی بزرگ شد. پدرش نتوانست محبت یا ستایش صمیمانه و معنیداری را در زندگیاش به او نشان دهد و این باعث شد استارک یک منیت و تراشه روی شانهاش شکل دهد. سپس، زمانی که اوبادیا استن به او خیانت کرد، مردی که فکر میکرد میتواند به او اعتماد کند، استارک بیشتر به انزوا میرود و به افراد بسیار کمی اجازه میدهد تا از بیرون سخت او بشکنند.
با این حال، استارک یک شخصیت ناپایدار است که فیوری و سایر عوامل او را به عنوان یک خطر در یک محیط تیمی می دانند.
با این حال، رهبر SHIELD، نیک فیوری، با استارک تماس می گیرد تا در ابتکار انتقام جویان کمک کند. با این حال، استارک یک شخصیت ناپایدار است که فیوری و سایر عوامل او را به عنوان یک خطر در یک محیط تیمی می دانند. با وجود این، استارک میتواند در ابتدا بهعنوان مشاور و ذینفع با انتقامجویان کار کند و با گذشت زمان، نه تنها به عضوی موفق از تیم، بلکه به یک رهبر حیاتی و دوست عزیز برای کسانی که در ابتکار عمل میکنند تبدیل میشود.
8 "اگر ما نتوانیم از زمین محافظت کنیم، شما می توانید به خوبی مورد لعنت قرار بگیرید، مطمئناً ما انتقام آن را خواهیم گرفت!"
انتقام جویان (2012)
استارک ممکن است یک نابغه، میلیاردر، پلی بوی و بشردوست باشد، اما او به طور طبیعی یک سخنگوی با استعداد نیز هست. در مصاحبه ها و کنفرانس های مطبوعاتی مواقع زیادی وجود دارد که استارک از فیلمنامه خارج می شود، اما نتایج اینگونه است. معمولاً دیدنی و شایسته تیتر است. در انتقامجویان، استارک این خط را ارائه میکند، که یک بار دیگر راه خود را با کلمات نشان میدهد، زیرا او به خدای شرارت، لوکی، اطلاع میدهد که انتقامجویان عقبنشینی نمیکنند. این لحظه، بین یک انسان فانی و یک خدا باید به وضوح یک شخصیت را بهعنوان تأثیرگذارتر از دیگری ببیند. اما واقعیت این است که تونی استارک چنین حضور قدرتمندی دارد و توانایی جلب توجه دارد. ، که به راحتی اوضاع را کنترل می کند. این لحظه همچنین قهرمانان را به عنوان انتقام جویان تثبیت می کند، به جای اینکه صرفاً اسم رمز داشته باشند، به هدف آنها تبدیل می شود.
7 "از آشنایی با شما خوب است، دکتر بنر..."
انتقام جویان (2012)
هنگامی که استارک و بروس بنر برای اولین بار با هم آشنا می شوند، این جفت دوستان سریعی می شوند. هر دو نابغه های کنجکاو و کنجکاو هستند که توانسته اند کارهای خارق العاده ای در زمینه های خود انجام دهند. با این حال، در حالی که رویکرد استارک به علم اغلب تلاش، شکست و تلاش مجدد است، اما منجر به ساخت پیشرفتهترین لباس زرهدار تسلیحاتی شد که تاکنون ساخته شده است.
«از آشنایی با شما خوشحالم، دکتر بنر. کار شما در برخوردهای ضد الکترون بی نظیر است. و من طرفدار بزرگی هستم که چگونه شما کنترل خود را از دست می دهید و به یک هیولای خشم سبز عظیم تبدیل می شوید."
با این حال، کاربنر منجر به اتفاقی شد که فیزیولوژی او را برای همیشه تغییر داد، و باعث شد که او در رویکرد خود به آزمایش بسیار محتاط تر باشد.
در همین حال، برای استارک، بنر محکم و بیش از حد محتاط به نظر می رسد. بدیهی است که حقیقت بسیار به وسط نزدیکتر است، اما وقتی مردها برای اولین بار ملاقات میکنند، استارک از طنز معمولیاش استفاده میکند و از بنر به خاطر آزمایش شکستخوردهاش تعریف میکند، با تحسین واقعی چیزی که بنر هنوز برای پذیرش آن تلاش میکند. .
6 "پس، اگر بخواهم این را با کمان یا هر چیز دیگری محکم بپیچم..."
مرد آهنی 3 (2013)
در پایان سه گانه مرد آهنی، این شخصیت به سطح باورنکردنی از رشد و بلوغ رسیده است که برای تونی استارک ممکن به نظر نمی رسید. استارک در پایان فیلم اول اعلام می کند که مرد آهنی است، تا زمانی که همه چیز در قسمت سه گانه حذف شود هویت او واقعاً تثبیت نمی شود. همانطور که او در نقل قول بالا اشاره می کند، این "پیله" لباس های مرد آهنی به او کمک کرد تا از یک دلال اسلحه نابالغ به یک ابرقهرمان واقعی تبدیل شود.
بنابراین، اگر بخواهم این را با کمان یا هر چیز دیگری محکم ببندم، حدس میزنم که زرهام را بگویم، این هرگز یک حواسپرتی یا سرگرمی نبود: یک پیله بود. و اکنون، من یک مرد تغییر یافته ام. تو میتوانی خانهام، تمام حقهها و اسباببازیهایم را از من بگیری. یک چیز را نمی توانید از بین ببرید؟ من مرد آهنی هستم.»
و این واقعیت که این خط در واقع آنچه را که در طول فیلم اتفاق میافتد، از جمله از دست دادن خانه و بیشتر لباسهایش توسط استارک، نشان میدهد، او از همیشه تواناتر و قدرتمندتر است. من مرد آهنی هستم»، این لحظه آن ایده را به خانه می آورد. و پس از این مرحله، او به عنوان یکی از بزرگترین قهرمانانی که جهان تا به حال دیده است برجسته می شود.
5 «در واقع، او رئیس است. من فقط برای همه چیز هزینه می کنم و همه چیز را طراحی می کنم و همه را باحال تر جلوه می دهم."
Avengers: Age of Ultron (2015)
Avengers: Age of Ultron پس از اولین حضورشان در انتقامجویان، این تیم بهعنوان یک ابرقهرمان کاملاً شکلگرفته و کاربردی عمل میکند. در ابتدا، این فیلم می بیند که آنها راحت تر در نقش های خود قرار می گیرند. در حالی که رهبری تیم انتقام جویان قابل بحث است، واقعیت این است که کاپیتان آمریکا رهبر قهرمانان است. در انتقام جویان، تونی با این ایده مخالفت کرد، اما در Age of Ultron، با خوشحالی و خنده نقش خود را می پذیرد. علیرغم اینکه تونی رهبر رسمی نیست، نقش اصلی را در انتقام جویان در چندین زمینه کلیدی ایفا می کند. تامین مالی او، استفاده از ثروت عظیم خود برای کمک به سرمایه گذاری تیم، مهارت های مهندسی، طراحی و خلق لباس، و استعداد او. تونی همچنین بازیگوش و شوخ طبع است که در اینجا کاملاً برجسته شده است. این یک خط عالی است و به اصلاح بیشتر شخصیت کمک می کند.
4 "آیا این دلیل نیست که ما می جنگیم، تا بتوانیم مبارزه را پایان دهیم تا بتوانیم به خانه برگردیم؟"
Avengers: Age of Ultron (2015)
شکافهای تیم همچنین در AoU ظاهر میشوند که استارک و استیو راجرز به نظر میرسد که انگیزههای متفاوتی در پشت اعمال خود دارند. استارک در ترس زندگی میکند. تهدیدی عظیم که می آید و به کسانی که دوست دارد آسیب می رساند. راجرز به حق و عدالت اعتقاد دارد و با هر آنچه در اختیار دارد مبارزه خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود که کسانی که نیاز به محافظت دارند محافظت می شوند. در حالی که هر دو نیت نجیب دارند، به رویکردهای بسیار متفاوتی منجر می شود و اضطراب استارک مستقیماً به ایجاد اولترون منجر می شود. با وجود این، مهم است که تشخیص دهیم چه چیزی در قلب انگیزه های استارک نهفته است. او ممکن است پیشگیرانه عمل کند و چیزهایی طراحی کند که از کنترل او پیشی بگیرد، اما استارک مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کند. او دانش و ابزار لازم برای نجات افراد زیادی را دارد، بنابراین تمام تلاش خود را می کند تا این کار را انجام دهد. اما او همچنین می خواهد آینده ای امن تر بسازد. رویکرد او ممکن است همیشه کامل نباشد، اما قلب او در جای درستی قرار دارد.
3 "اگر نتوانیم محدودیت ها را بپذیریم، بهتر از افراد بد نیستیم."
کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی (2016)
و ظاهراً استارک با حضور بعدی خود، درس خود را در مورد ایفای نقش خدا می آموزد.بعد از خلق اولترون و دیدن افراد بی شماری که به دلیل آزمایش ناموفق خود رنج می برند، استارک مسئولیت و محدودیت ها را به روشی کاملاً جدید می پذیرد. به این معنی است که او با سازمان ملل متحد و توافقنامه سوکوویا بر سر دوستانش مانند استیو راجرز طرف می شود، اما باز هم استارک باید به آنچه که فکر می کند درست است عمل کند. استارک پتانسیل بی حد و حصر قهرمانان را، چه برای خیر و چه برای شر، تشخیص می دهد. از آنجایی که قهرمانان به چنین قدرت هایی دسترسی دارند، استارک موافقت می کند که برای جلوگیری از حوادثی مانند اتفاقی که با اولترون رخ داد، باید تدابیر امنیتی در نظر گرفته شود. اعتقاد بر این است که درست است، و به نفع جهان است، نه فقط نفس خودش.
2 "متاسفم، زمین امروز بسته است. بهتر است آن را بسته بندی کنی و از اینجا بروی.»
Avengers: Infinity War (2018)
حتی با همه رشد و پیشرفت خود در MCU، استارک هرگز حس شوخ طبعی خود را از دست نداد. در Avengers: Infinity War، زمانی که Black Order بر روی زمین فرود می آید، استارک، بنر و دکتر استیون استرنج برای مقابله با آبنوس ماو و کال ابسیدین در خیابان های نیو حرکت می کنند. یورک. این بیگانگان قدرتمند ترس را در دل غیرنظامیان ایجاد می کنند، اما این اولین بار نیست که تونی با بیگانگان کشتی می گیرد و این نشان می دهد.
شوخ طبعی هوشمندانه، کنایه، و فقدان ترس به طور کلی همگی با هم ترکیب می شوند تا نشان دهند که تونی چقدر راحت و با اعتماد به نفس شده است و چگونه به نقش قهرمان در نقش مرد آهنین رسیده است.
او جسورانه با خط بالا صدا میزند و آماده میشود تا برای سیارهای که دوستش دارد در کنار دوستانش بجنگد. شوخ طبعی، کنایه، و فقدان کلی ترس، همگی با هم ترکیب میشوند تا نشان دهند که چقدر راحت است. و تونی مطمئن شده است، و چگونه او در نقش قهرمان به عنوان مرد آهنی استقرار یافته است. در حالی که همه چیز دقیقاً طبق برنامه پیش نمی رود، اعتماد به نفس استارک مهم است.
1 "این در مورد اینکه ما چقدر از دست داده ایم نیست. این مربوط به این است که چقدر از ما باقی مانده است. ما انتقام جویان هستیم ما باید این را تمام کنیم.»
تریلر Avengers: Endgame (2019)
در حالی که این خط پایانی واقعاً در تریلر Avengers: Endgame استفاده شد، به عنوان یکی از بهترین خطوط تونی استارک در MCU از اهمیت و ارزش کمتری برخوردار نیست. سالها با هم کار کردهاید، بهعنوان یک تیم رشد کردهاید، از هم جدا شدهاید، همهچیز را از دست دادهاید و از هیچ ساخته شدهاید، اما در نهایت در پایانانتقامجویان: جنگ بینهایت، به تانوس باختیم. خط دیدگاه استارک را در مورد پایان حماسه بی نهایت خلاصه می کند. همانطور که قبلاً اشاره کرد، اگر آنها نتوانند از زمین محافظت کنند، مطمئناً انتقام آن را خواهند گرفت و این همان چیزی است که در انتقامجویان: پایان بازی رخ میدهد. تونی همه چیز را می دهد تا از افرادی که برای او مهم هستند محافظت کند، و راه هایی را پیدا می کند تا زمان و مکان را برای درست کردن اوضاع تغییر دهد، و وقتی همه چیز گفته شد و انجام شد، زندگی خود را به خطر می اندازد تا بقیه را نجات دهد. این یک ارسال زیبا برای قهرمان نمادینی است که همه چیز را در MCU آغاز کرد،Iron Man.
فیلم های آینده MCU
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مارول
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید