
حداقل اسپویبر های داستانی در اینجا وجود دارند، اما باز هم چند نکته وجود دارد (هرچند نه درباره روایت اصلی).
راهی که کمتر پیموده شده بهترین راه برای خلاصه کردن وقایع متاسف بار است که بر هنری از اسکالیتز میگذرد. اهمیتی ندارد که برنامههای او با چه دقتی طراحی شدهاند، به ندرت او فرصت مییابد که آنها را دنبال کند. او به جای این، به نبردهای خطرناک کشیده میشود و اغلب بیخبر از اینکه در کدام طرف ایستاده است. این تجربه جذاب است اما برای یک بازیکن مبتدی Kingdom Come مانند من، به شدت بیرحم است.
وقتی که برای اولین بار در کفشهای هنری قدم گذاشتم، به طور کامل برای آنچه که قرار بود با آن روبرو شوم آماده نبودم. نه تنها به این موضوع قانع نشده بودم که از زمانم با این بازی لذت خواهم برد. با وجود نوشتن یک پیشنمایش درخشان که به آن ایمان دارم، هنوز برای چند ساعت دیگر احساس نامناسی میکردم تا اینکه با بازی کلیک کردم. من درخشش آن را درک کردم اما مطمئن نبودم که آیا این یک RPG است که بتوانم عاشقش شوم. اما به محض اینکه آن جابجایی صورت گرفت، خود را مشتاق دیدم که سوار بر اسبم شوم و به دنبال ماجراجوییهای جدید بروم.
شیوهای که بازی ناگهان شما را مجذوب میکند مانند یک شکارچی ماهر است - یک دقیقه شما عصبانی هستید زیرا نمیتوانید بلوک خود را به درستی زمانبندی کنید و دقیقه بعد عزم خود را جزم میکنید که یک دزد متکبر را به زمین بیندازید. همچنین خواهید دید که به سمت خطر میدوید به گویی شجاعی مانند هنری هستید.
همانطور که در پیشنمایش من ذکر شده است، من بازی اول را نکردهام و در حالی که تحقیقات به من کمک کرد تا برخی از نقاط تاریک را پر کنم، هنوز نگران بودم که نتوانم لحظات احساسی سفر هنری را درک کنم. بدون اینکه آن صحنهها را لو بدهم، که بهترین تجربه آنها به صورت مستقیم است، میتوانم بگویم که تازهوارد بودن به این فرانچایز، اهمیت این بخشها را کمتر نمیکند.
من هنوز موفق به تمام کردن Kingdom Come: Deliverance II نشدهام. در اقدامی جنونآمیز - راه دیگری برای توصیف آن وجود ندارد - زمان زیادی را صرف انجام مأموریتهای فرعی کردهام به جای اینکه از روی داستان عبور کنم. به راست، این همان چگونگی بازی RPG است که همه باید داشته باشند، زیرا ممکن است با نادیده گرفتن مأموریتهای فرعی، زیرplots جذاب را از دست بدهید. با این حال، وقتی که کسی در حال بررسی یک بازی است، زمان معمولاً محدود است. خوشبختانه، توانستم به تدریج در طول هفتههای گذشته از بازی عبور کنم، که به من زمان کافی برای غوطهور شدن در این اثر عالی از داستان تاریخی داد.
فصل جدیدی در فرانچایز Kingdom Come: Deliverance II آغاز میشود
این بازی استدیوی Warhorse را به شدت دوست داشتنی است. با این حال، برخی از مشکلات در نهایت بر روند بازی من تأثیر گذاشته است. یکی از مشکلات اصلی، اشکالات گرافیکی است که آنچه را که به طور کلی یک بازی از زیبایی خیرهکننده است، مختل میکند. سطح واقعگرایی و توجه به جزئیات فوقالعاده است، اما بعداً با بلوکهای پیکسلی و معیوب که شما را به سرعت از تجربه خارج میکند، خراب میشود. همچنین لحظاتی وجود دارد که یک لباس که نباید حرکت کند، این کار را انجام میدهد و به نظر میرسد در نسیم غیرموجود میرقصد. به نظر میرسد این یک شکایت کوچک است، اما وقتی آن را مشاهده کنید، شروع به مشاهده آن در هر صحنه کات خواهید کرد. من فرض میکنم که این جزئیات به زودی از طریق وصلهها رفع خواهد شد، اما من دوست داشتم که این اشکالات نمایان بهطور قبل از راهاندازی برطرف شوند.
علاوه بر این، برخی از مشکلات با صدای ضبط شده نیز وجود دارد، به ویژه این که یک شخصیت دو بازیگر متفاوت و قابل توجه را برای قرائت دیالوگ دارد. بتّی، زمیندار، در یک صحنه کات لهجهای دارد، فقط برای اینکه در گفتگوی عمومی از صدای متفاوتی استفاده شود. اگر صداها شبیه به هم بودند، آنقدر بد نبود، اما اینگونه نیستند و بنابراین هر بار یک تعامل خندهدار و مضحک به وجود میآورد.
مشکلات عملکرد مقداری مورد انتظار هستند، به خصوص وقتی که بازیای با این وسعت جاهطلبی وجود دارد، و به همین دلیل، در حالی که وجود آنها آزاردهنده است، میتوانید آنها را ببخشید. من همچنین نمیخواهم ارزشهای دستاوردهایی که در اینجا انجام شده را کمرنگ کنم، زیرا Kingdom Come: Deliverance II بدون شک دنبالهای است که طرفداران انتظار آن را میکشیدند. علاوه بر این، از آنجا که در تلاش برای ایجاد یک ماجراجویی متنوع و گسترشپذیر برای بازیکن است، به طور طبیعی ورودیهای زیادی برای مشکلات فراهم میکند.
آنچه که من کمتر بخشنده هستم سیستم ذخیرهسازی است. این به طور چشمگیری آزاردهندهترین جنبه بازی است، به نظر من، زیرا بیرحم است. بیشتر اوقات شما به صورت دستی ذخیره میکنید، یا با استفاده از تختی که به طور خاص به هنری اختصاص داده شده است، یا با نوشیدن یک Saviour Schnapps. ذخیرهسازی خودکار در اینجا فعال است، اما به نظر میرسد که نسبتا انتخابی است درباره آنچه که به عنوان پیشرفت ارزشمند در طول یک مأموریت میداند. برای دفاع از این انتخاب خلاقانه، باید اعتراف کنم که این مسئله، لحظات تنشزا، مانند یک درگیری تصادفی با دزدان، را هیجان بیشتر میبخشد. و اعصابخردکن است. در این زمینه، حذف ذخیرهسازی آسان یک عنصر واقعگرایی را اضافه میکند؛ ما تنها یک شانس داریم تا زنده بیرون بیاییم.
تمام اشکالات فوقالذکر، ترجیحات شخصی و غیره تأثیری بر اشتیاق من به Kingdom Come: Deliverance II نمیگذارد. من با کمال میل همه مشکلات آن را بر عهده خواهم گرفت اگر به معنای ادامه تجربه چنین گیمپلی عمیق باشد. تعداد کمی از RPGها اینقدر فراگیر هستند؛ هنری باید به یاد داشته باشد که غذا بخورد، بخوابد، حمام کند، زخمهایش را پانسمان کند و به مصرف الکل خود توجه کند. او همچنین باید به تازگی غذایی که حمل میکند توجه کند، زیرا ممکن است خراب شود و سپس او را مسموم کند. من فقط پس از اینکه او را مجبور به خوردن گوشتی با امتیاز تازهسازی صفر کردم، این موضوع را متوجه شدم. به دلیل وضعیت ضعیف او در آن زمان، این حمله مسمومیت غذایی در عرض چند دقیقه او را کشت.
مسمومیت غذایی به طور خودکار به معنای مرگ نیست. اگر وقت دارید که به یک میز الکمی برسید و دستورالعمل را در دست دارید، میتوانید معجزهای تهیه کنید تا این عوارض را تسکین دهید. فقط اطمینان حاصل کنید که زمان کافی برای ایجاد ترکیب مورد نیاز خود دارید. بر خلاف سایر RPGها که شما میتوانید معجون مورد نظر خود را انتخاب کنید و به طور معجزهآسا آماده شود، هنری اینقدر خوششانس نیست. او باید دستورالعملها را با دقت بخواند، مواد لازم را آماده کند، مخلوط را به زمان مناسب بجوشاند، برخی از مواد را آسیاب کند و سپس انتخاب کند که آیا تقطیر کند یا بریزد.
وقتی که برای اولین بار الکمی را امتحان کردم، باید اعتراف کنم که از این روند متنفر بودم؛ این احساس بسیار تعاملی بود. با این حال، وقتی آموختم که هر کجا که همه چیز برود و چگونه به راحتی بین هر مرحله حرکت کنم، آن را از لذتبخشترین عناصر گیمپلی یافتم. من شروع به تهیه کردم و پیش از آنکه متوجه شوم صبح شده بود و هنری تمام شب را کار کرده بود. مشابه با غذا، پیش از استفاده از مواد الکمی خود، تازگی آنها را بررسی کنید زیرا آنها نیز ممکن است خراب شوند. به طور ایدهآل، شما میخواهید که گیاهان خود را به محض چیدن خشک کنید.
الکمی به راحتی دقیقترین کار در بین "کارهای عادی" به اصطلاحی است. وقتی که آشپزی میکنید، فقط شاهد باز شدن هنری و سپس چشیدن آن هستید، حتی اگر او فقط در حال سرخ کردن سیب باشد. این همانطور است که وقتی غذای خود را دود میکنید یا خشک میکنید - شما محلهایی پیدا میکنید یا کلبههایی که در آنها اقلام غذایی مناسب قرار میدهید، سپس، تداوم، آنها آماده برگشت به موجودی شما هستند.
این احساس کمی ناهماهنگ است با عمق موجود در جاهای دیگر، مانند الکمی، اما این احتمالاً از طریق ضرورت انجام میشود. اگر هر پروسه به این اندازه دقیق باشد، نهایتاً ممکن است حس فوری که در طول موقعیتهای خاص احساس نیاز دارید را مختل کند. Warhorse، دستکم از نظر من، تعادل کاملی بین زیاد و کم را پیدا کرده است. ممکن است همیشه هر ویژگی را به طور کامل اجرا نکند، اما در اطمینان از اینکه تجربه هنری احساس واقعی دارد، دقت صورت گرفته است.
با وجود مسائل زیادی که باید مورد توجه قرار گیرد، حتی بهترین بازیکن RPG ممکن است با چالش مواجه شود تا بر همه چیز تسلط یابد. توانایی کنترل جنبههای مختلف گیمپلی یک نعمت و یک نفرین است. اگر شما یک فن بزرگ The Sims هستید، احتمالاً احساس راحتی خواهید کرد، هرچند که هشدار داده میشود، بازی کردن برادر بزرگ برای هنری خندهدار نخواهد بود. بازدید از محل زندگی یک ارباب محلی در حالی که بوی مدفوع میدهید به هیچ وجه نمیتواند به شما کمک کند و احتمالاً درباره آن صحبت خواهد شد.
برخلاف برخی بازیها که NPCها به شما توجهی ندارند، اعمال هنری همواره تحت نظارت هستند. اهمیتی ندارد که در یک دهکده کوچک یا یک روستای شلوغ هستید، همه چشمها بر روی شما هستند. به همین دلیل است که به رسمیت شناختن سیاسی و کمکآمیز مهم است. اگر شما مجبور به درگیر شدن در برخی فعالیتهای ناپسند هستید، مطمئن باشید که از تاریکی استفاده کنید. به محض اینکه دیده شدید که جنایتی مرتکب شدهاید - که میتواند به سادگی خوابیدن در تخت کسی باشد - شهرت شما آسیب خواهد دید. حتی وقتی که میتوانید با جذابیت از آن فرار کنید، برخی از امتیازهای شهرت از دست خواهد رفت.
گاهی اوقات همه چیز به راحتی فراموش میشود، اما پس از مدتی، تنها گزینه پرداخت هزینه سینه نجات یا رفتن به یک زیارت است. زیرا این کمهزینهترین گزینه است، من تصمیم به سفر به سرزمینی گرفتم که یک روحانی محلی بر روی نقشهام یادداشت کرده بود. هنگامی که به زیارت رسیدم، مجبور شدم زانو بزنم و برای مدت زمان خاصی دعا کنم. نمیتوانم بگویم نتیجه نهایی انقلابی است، اما این روستا که مرتکب آن شده بودم (هرچند مطمئن نیستم که چگونه) بعد از اینکه در این مکان مقدس توبه کردم، به من بسیار مهربانتر شد.
برای اطمینان از اینکه به جای مقابله با NPC، گزینههای زیادی دارید، بهتر است یک arsenal از ابزارها در اختیار داشته باشید تا برای هر eventuality آماده شوید. به شخصه، من همیشه سعی میکنم هر زمان که ممکن باشد به سمت مسالمتآمیز بروم، به همین دلیل است که اولین چند ساعت از بازی را صرف تقویت مهارتهای گفتاریام کردم. با این حال، درست مانند هر عنوان دیگری که به شما اجازه میدهد امتیازاتی که میخواهید را انتخاب کنید، عاقلانه است که همه چیز را متعادل نگهدارید. هرچقدر هم که عالی باشد وقتی هنری بتواند خود را از یک کمین ناپسند بیرون بیاورد، اگر تکنیکهای متقاعدکنندهاش شکست بخورد، هنری دچار ضرر خواهد شد زیرا نتوانسته است تقویتهای قدرتش را نادیده بگیرد.
یک نکته مفید دیگر، قبل از اینکه متوجه شوید بیش از 20 ساعت میگذرد، متوجه شوید که آن امتیازهای به دست آمده میتوانند در بخش مهارتها خرج شوند. امیدوارم در این مورد شوخی نکرده باشم. من با سهولت بخش ثانویه منوی بازیکن را یافتم، اما به دلیل عللی غیرقابل درک هرگز ادامه ندادم. اگر ادامه داده بودم، متوجه میشدم که تمام آن امتیازهای قفل شدهام در آنجا منتظر من است. مزایا مانند سگ شما، مت، که اقلام نزدیک را جستجو میکند یا استقامت بهبود یافته دو مورد از بسیاری از مزایایی هستند که میتوانید در زندگیتان انجام دهید. من در مورد به اشتراک گذاشتن این جزئیات دو دل بودم، اما به نظر میرسد درست باشد که به اشتباهات من بخندید و با من همراه شوید. فراتر از این، بیشتر بر تأکید بر اینکه چقدر میتوانید ویژگیهای هنری را تنظیم کنید.
بخش بازیکن که تمام مهارتها، امتیازات و غیره را شامل میشود همچنین تأثیر امتیازهای فعال و همچنین شهرت شما را در هر مستعمره توضیح میدهد. یک ابزار بسیار کاربردی که به شما اجازه میدهد به خوبی به جامعهای که در آن خشمگی شدید برگردید. شما همچنین صفحه جانبیها را در این قسمت از منوی بازی پیدا خواهید کرد، که وضعیت بهزیستی اسب و مت شما را نشان میدهد. مت، در حالی که بهترین دوست وفادار شما است، به نوعی تمایل به سرکشی دارد مگر اینکه به اندازه کافی به او توجه کنید، مانند اینکه او را تمجید کنید و به او غذا بدهید. بنابراین، نظارت بر سطح اطاعت او ارزشمند است، در غیر این صورت ممکن است متوجه شوید که نمیتوانید بر دوست خود تسلط داشته باشید.
توانایی اتکا به مت در زمانهای اضطراری اهمیت دارد، نه تنها به این دلیل که او میتواند در کنار شما بجنگد. کمک او میتواند تفاوت ایجاد کند. اما هنری نیز باید در بالاترین سطح خود باقی بماند. Kingdom Come: Deliverance II یک بازی نیست که بتوانید به راحتی با فشار دکمهها از زمان سختی نجات پیدا کنید. باور کنید، من سعی کردم و در سریعترین زمان ممکن شکست خوردم.
مسدود کردن حملات ورودی و همچنین برخورد، اجزای کلیدی نبرد هستند. گاهی اوقات شانس میآورید و میتوانید بدون توجه به آن عبور کنید، اما این نادر است. شما باید برای نشانواره کوچک سپر سبز مانند این مراقب باشید که زندگیتان به آن بستگی دارد زیرا برای هنری، اینطور است. شما همچنین باید درباره زاویهای که از آن حمله میکنید فکر کنید، به ویژه زمانی که حرکاتی مانند ضربه بزرگ را تکمیل میکنید. شما همه چیز را در یک نوبت یاد نخواهید کرد، اگر هرگز، به همین دلیل من همواره سپاسگزارم که راهنماهای موجود در منوی اصلی وجود دارد. حتی وقتی فکر میکنم که همه چیز را یاد گرفتهام، هر زمانی که متوجه میشوم که کار با شمشیرهایم بدتر میشود، به یادداشتهای خود باز میگردم و دوباره میخوانم.
نکته بعدی من این است که معلمهای مهارت را جستجو کنید و از آنها استفاده کنید. من غالباً آنها را پیدا کردم، اما تصمیم گرفتم مهارتهایم را بهبود ندهد زیرا نمیخواستم پول را هدر بدهم. این نیز عادلانه است اگر بودجههای شما محدود باشد، اما به محض اینکه از تجارتکنندگان چانهزنی را بیاموزید، به زودی سکهها را جمع میکنید. و برخلاف یک اژدها، هنری نمیتواند بر روی کوهی از طلا نشسته باشد. او ممکن است یک "آهنگری ساده" باشد، اما او کسی است که ورودش مورد توجه اشراف قرار میگیرد و بنابراین او باید فردی با دانش باشد.
برای انجام این کار، او باید سفر کند. در ابتدا، این کار با پای پیاده انجام میشود، که این وظیفه تا حدی زیبا اما خستهکننده است، زمانی که میخواهید بیشتر از چند مایل از نزدیکترین روستایی دور شوید. بنابراین، پیدا کردن یک اسب برای هنری حیاتی است. زمانی که به محلی سفر میکنید که گزینه سریع سفر را باز میکند، میتوانید به سادگی انتخاب کنید و هنری به آنجا میرود. با این حال، این سفر فوری نیست و غیراز تهدیدهای بالقوه خالی از خطر نیست. شما مشاهده خواهید کرد که یک شکل کوچک از هنری در حال سفر از نقشه بوده و ساعات روز به سرعت میگذرد. گاهی اوقات، او بدون حادثه به مقصد خود میرسد. دیگر مواقع، هنری با یک شخصیت ناشناخته روبرو میشود؛ این افراد میتوانند دوستان یا دشمنان باشند. همیشه آسان نیست که بفهمید، بنابراین حتی در گفتگو با یک گدا ساده هشیار باشید.
Deep Silver
برخی ممکن است احساس کنند که دیدن مناظر وسیع در حین سریع سفر از یک مکان به مکان دیگر را از دست دادهاند، اما من واقعاً از نحوه اجرای این موضوع خوشم میآید. از یک سو، این یک دینامیک سنتی مانند روی میز به بازی میافزاید که یادآور RPGهایی است که قبلاً قبل از روشن کردن کنسول و اینکه از آن طریق غوطه ور شویم بازی میکردیم. ثانیاً، این امر باعث میشود که عبور از نقشه بسیار سریعتر و آسانتر باشد، هرچند که از نظر بصری تحریککننده کمتری است.
استراحت نیاز است، همچنین فعالیتهای تفریحی نیز. راههای زیادی وجود دارد که هنری میتواند بعد از یک روز سخت آرام شود، یکی از آنها بیشتر از دیگران تحریککننده است. با وجود اینکه به ندرت در میان دیدن عریانی در حین بازدید از حمامخانه حتی وقتی که شما در تمام خدمات آن شرکت کردهاید، هنری هنوز هم خوشحالتر از زمان ورود خود ترک میکند. او به طور موقت "زمان گذرانده خوب" را دریافت میکند. در حالی که این فعال است، هنری افزایش در چالاکی، قدرت و جانش را دریافت میکند. شما نیازی به پرداخت برای گذراندن زمان با یکی از خدمتکاران ندارید، هرچند که اگر این کار را انجام دهید قطعاً مزایای واضحی دارد. به طور کلی، حمامخانهها چهار چیز را ارائه میدهند: حمام (واضح است)، رسیدگی به زخمها، شستن لباسها و سکس. حتی اگر شما لحظات هنری را شاهد نباشید، خواهید شنید. از طرفی، خدمتکاران حمام در رابطه با عملکرد هنری نظر خواهند داد.
برای کسانی که کنجکاو هستند که آیا میتوانید همراهی مردان را بخرید، با توجه به زمان و چگونگی ناشایست بودن این کار، چنین گزینهای وجود ندارد. اگرچه ممکن است در برخی فرصتی وجود داشته باشد که با NPCهای مذکر انتخابی بیشتر از افکار صرفاً عاطفی داشته باشید، اما هنوز هیچ چیزی فراتر از مکالمات محبتآمیز تبادل نشده است. درباره عشق به طور کلی، من چیزی فراتر از لذتهای جسمی مشاهده نکردهام، هرچند هنری همیشه شوالیه است. او میتواند درباره عشق پیشین خود، ترزا، پرسش کند، هرچند میتوانید تصمیم بگیرید که او را به عنوان یک عشق از دست رفته در نظر بگیرید تا اینکه هنوز به عنوان یک روایت محبتآمیز وارد شود. لحظات عاشقانه بخشی از سفر هستند، فقط اگر بخواهید اینگونه باشند، و حتی اگر بخواهید درگاه این فرصتها را کاوش کنید، آنها بخش کلیدی روایت اصلی نیستند.
در زمان آزاد هنری، دور از مفاهیم تحریکآمیز NPCهای دیگر، بازی دایس بازی انتخابی است که او لباسهایش را به تن داشته باشد. من در این بازی ضعیف هستم، اما همچنان به بازی ادامه میدهم. قوانین آن نسبتاً ساده هستند و هر tavern بازیکنی از بازی دایس دارد که مایل است سکههای شما را بگیرد. فکر میکنم دو بازی را بردهام. درست همانند بسیاری از فعالیتهای دیگر، من به سرعت وارد میشوم به جای اینکه تمام نتایج را در نظر بگیرم. در یک بازی دایس، این میتواند به شما منتهی شود به یک دور شکست و از دست دادن تمام امتیازات شما. شما باید یاد بگیرید که چه زمانی هنوز به پرتاب ادامه دهید و چه زمانی باید به حریف اجازه دهید که به آن بپیوندد. اگرچه میتوانید با دایسهای موجود از NPC بازی کنید، میتوانید با دایسهای خود بازی کنید که میتواند به نفع شما تمام شود. مگر اینکه شما من باشید، در این صورت شانس شما شما را ترک کرده است، درست مانند امید من برای برنده شدن در بازی برای سومین بار.
Warhorse زندگی هنری را به دستان شما سپرده است. میتوانید به میزان explorative یا یکسویه که میخواهید باشید؛ تأکید بر ترجیحات شخصیتان در تجربه RPG است. دنیای او میتواند در مقیاسی بزرگتر از فقط تلاش برای تحویل نامه باز شود، یا میتواند تنها بر روی ماموریت اصلی و چیزهای کمتر متمرکز بماند. برای اینکه به طور واقعی وسعت Kingdom Come: Deliverance II را تجربه کنید، باید تمام راهها را بپذیرید. نمیخواهم بر اساس چگونگی بازیکنان به آنها توهین کنم، زیرا این یک تفریح است که انحصاراً تحت کنترل خودتان است. با این حال، پیروی تنها از راههای پر تردد، تلاشی که برای توسعه این دنباله جاهطلب برداشت شده را به هدر میدهد.
هنری در انتظار فرصتی است تا برخی از آنچه را که در ماجراجویی اول خود از دست رفته است، بازپس بگیرد. او بزرگتر و کمی باهوشتر شده است، هرچند هنوز زمانی که بخواهد، تندخو است. داستان او به گونهای است که باید مورد توسعه قرار گیرد در حالی که شما کنترل اعمال او را در دست دارید. به عنوان راوی داستان او را بپذیرید، از آن دوری نکنید. هنری از اسکالیتز متعلق به شماست، به او عدالت دهید و او را در یک ماجراجویی پر از پیچیدگیها و چالشهای موجود این انسان کاردان و زحمتکش قرار دهید. در این دوره پر از ضرر و خون، مطمئن شوید که هنری قبل از اینکه مجبور شود سختیهایی که ناخواسته به وجود آورده، را تحمل کند، دنیای را ببیند.
برای طرفداران: Kingdom Come: Deliverance، The Witcher III: Wild Hunt، Red Dead Redemption 2 توصیه می شود
گرافیک خیرهکننده
داستان جذاب
مأموریتهای فرعی متعدد
گیمپلی عمیق
میتوانید با سگ و اسب خود بازی کنید :)
ذخیرهسازی خودکار کم است
اشکالات صوتی و تصویری
منحنی یادگیری تند برای تازهواردان
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های نقد (بازی)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید