
ارباب حلقه ها تقریباً برای تمام جنبه های تولید ستایش شده است. از فیلمبرداری گرفته تا کارگردانی، این سه گانه هیچ یک از جنبه های حیاتی J.R.R را نادیده نگرفت. سرزمین میانه غوطه ور تالکین، اطمینان حاصل می کند که استانداردهایی را که در داستان حماسی خود تعیین کرده است، حفظ می کند. این شامل وفاداری به شخصیتهایی بود که تالکین خلق کرد.
فیلمنامه در فیلم ها هرگز خسته کننده نبود و هیچکدام از آنها غیر ضروری نبود. هر شخصیت در دیالوگ خود به خوبی تعریف شده بود و دائماً به بینندگان نشانه های روشنی از انگیزه ها و اهداف خود می داد. شخصیت گیملی بهعنوان بخش خوشنویسی دیگری که به اندازهای خوب بود که سریال خودش را تضمین کند، از همین رویه پیروی کرد. کوتوله سرسخت اعتماد به نفس داشت و دارایی برای یاران بود. بهترین نقلقولهای او بخشهای مختلف شخصیت او را نشان میداد تا مخاطبان شخصیت را دوست بدارند. این مقاله توسط کریستوفر رالی در 30 دسامبر 2024 به روز شد: گیملی بخش مهمی از انجمن بود که شامل فرودو، سام بود. ، آراگورن و دیگران. از طریق صدای الروند، تالکین اطمینان حاصل کرد که یاران حلقه شامل اعضای تمام افراد آزاد است. یکی از آنها گیملی بود. پنج نقل قول عالی دیگر از کوتوله سرسخت به لیست اضافه شده است و این مقاله برای مطابقت با استانداردهای انتشار فعلی CBR به روز شده است.
15 "از او یک تار مو از سر طلایش خواستم... او به من 3 تا داد"
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
همراهی حلقه شامل دو مورد از مهم ترین لحظات زندگی گیملی است. اول، او با یاران از طریق موریا سفر می کند تا دریابد که کوتوله های آنجا مرده اند، از جمله بالین. این یک زخم عمیق برای کوتوله است که به شدت احساس می کند، مانند همه کوتوله ها، برای از دست دادن زیبایی و ثروتی که در آن وجود دارد. اما پس از آن کوتوله به Lothlorien سفر می کند، و جایی که او انتظار دارد (در بهترین حالت) نادیده گرفته شود، لیدی گالادریل با اندوه او همدردی می کند.
از او یک تار مو از سر طلایش خواستم. او به من سه تا داد.
گالادریل با غم و اندوه و از دست دادن خود بیگانه نیست و همدلی که این دو با هم پیدا می کنند نه تنها برای گیملی بلکه برای الف ها و کوتوله ها به عنوان نژادهای متخاصم مهم است. گالادریل متوجه میشود که کوتولهها همه توسط ثروت مصرف نمیشوند و گیملی متوجه میشود که الفها سرد و بیاهمیت نیستند. در واقع، وقتی جیمیلی در قایق با لگولاس است، می گوید: "از این پس، من هیچ چیز را عادلانه نمی دانم، مگر اینکه هدیه او به من باشد." پاسخ گیملی به لگولاس در مورد هدیه او به او یکی از صمیمانه ترین و زیباترین لحظات فیلم است.
14 "من در مسافت های بلند تلف میشم ولی ما کوتوله ها تو مسافتای کوتاه خیلی خطرناک هستیم"
ارباب حلقه ها: دو برج
در پایان یاران حلقه، آراگورن تصمیمی حیاتی می گیرد. او تصمیم می گیرد با فرودو و سم به کوه دووم نرود. آراگورن با درک ضعف خود قبل از وسوسه حلقه یگانه (با وجود اینکه وقتی هابیت آن را به فرودو پیشنهاد داد از گرفتن آن از فرودو خودداری کرد)، تصمیم می گیرد که سرنوشت او به فرودو و سام بستگی ندارد. اما با همراهان سرسختش گیملی و لگولاس، مری و پیپین را رها نخواهد کرد.
من در بین کشورهای مختلف تلف شده ام. ما کوتوله ها دونده های طبیعی هستیم.
و بنابراین دو برج آراگورن، لگولاس، و گیملی را پیدا میکند، سه نفر اصلی از همراهان فانتزی، که به دنبال گروه اوروک های که مری و پیپین را به اسارت گرفته بودند، میدوند. در کتاب و فیلم، همراهان به مدت سه روز اوروک ها را تعقیب می کنند که یک دستاورد حماسی است. اما گیملی نمی تواند سعی کند توضیح دهد که چرا او از این سه نفر عقب مانده است.
13 "به هدفت فکر کن!"
ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه
مطمئناً گیملی نقاط ملایم خود را دارد، اما گیملی همچنین یک آدم بداخلاق کلاسیک است که در اینجا و آنجا بالاتر از یک خشونت ناخواسته نیست. یکی از لحظات مورد علاقه گیملی زمانی است که او بر روی سنگرهای هلمز دیپ می ایستد و تبر خود را می چرخاند و تعداد کشته ها را می شمارد. در بازگشت پادشاه، کوتوله پر جنب و جوش بار دیگر برای انجام برخی اقدامات آماده است. پس از پیمایش در مسیرهای مردگان، سه همراه خود را در سواحل رودخانه آندوین میبینند و با کورسها روبهرو میشوند. آراگورن به لگولاس می گوید که "یک گلوله اخطار از کنار گوش بوزون شلیک کند."
به هدف خود توجه کنید!
گیملی با نگرانی طعنه آمیز به لگولاس می گوید که به هدفش توجه کند، سپس در حالی که لگولاس شلیک می کند، کمان را پایین می اندازد. به جای اینکه از کنار گوش بوزون بگذرد، مستقیماً به قلب او می رود. (در ضمن، بوسون کسی نیست جز پیتر جکسون!) گیملی هشدار می دهد و سپس می گوید: "ما به شما هشدار دادیم!" این فیلم کلاسیک Gimli است: دلهره و بدبختی برای مبارزه.
12 "شاید شما هم بپذیرید..."
ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه
یکی از لحظات کلیدی در فیلم بازگشت پادشاه زمانی است که آراگورن شمشیر بازسازی شده را در دست می گیرد و در نهایت تصمیم می گیرد به عنوان پادشاه گوندور به سرنوشت خود ادامه دهد. او باید از طریق جاده ای متفاوت به میناس تیریت برود: مسیرهای مردگان. ایوین که از تصمیم خود گیج شده است، سعی می کند آراگورن را از این تصمیم خارج کند. سپس گیملی نزدیک می شود و می پرسد: "فقط فکر می کنی کجا می روی؟" سپس لگولاس با اسبی می آید و می پرسد: "آیا از سرسختی کوتوله ها چیزی یاد نگرفتی؟" و گیملی می گوید:
شما هم ممکن است آن را بپذیرید. ما با شما می رویم، خانم.
این یک صحنه عالی است که نشان می دهد این سه همراه چقدر با هم پیوند نزدیکی داشتند. آراگورن نمیخواهد آنها را وارد چیزی کند که احتمالاً مرگبارترین خطر در میان تمام ماجراجوییهایشان است. با این حال، لگولاس و گیملی منصرف نخواهند شد و خط گیملی احساس مشترک آنها را کاملاً بیان می کند. آراگورن با ظاهری تسلیم و آسوده رضایت خود را در سکوت اعلام می کند.
11 "این بچه ها در یک نقطه بسیار مفید"
ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه
گیملی وقتی یکی را می بیند چیز خوبی می داند. پس از نبرد برای میناس تیریت، یاران خسته می شوند. به خصوص آراگورن احتمالا بهتر از دیگران می داند که جنگ حلقه تمام نشده است. آنها ارتش سائورون را شکست دادند، اما ارباب تاریکی همچنان نیروهایی در پشت دروازه سیاه دارد. گیملی ممکن است دقیقاً نداند مبارزه بعدی چه زمانی برگزار میشود، اما او مطمئناً میداند که در راه است، بنابراین وقتی پادشاه مردگان درخواست آزادی میکند، گیملی پاسخی عملگرایانه میدهد:
ایده بد! این بچه ها در یک نقطه تنگ بسیار مفید هستند. با وجود این واقعیت که آنها مرده اند.
وقتی گیملی تحت فشار قرار می گرفت، مطمئناً همان کاری را می کرد که آراگورن انجام می دهد، یعنی آزاد کردن ارتش مردگان. آراگورن ممکن است به شدت وسوسه شود که ارتش را حفظ کند، اما او وعده خود را برای انجام این کار زیر پا می گذارد. آراگورن همچنین میداند که زیر پا گذاشتن وعدهاش ارزش آن مزیت استراتژیک را ندارد.
10 "...و تبر من!"
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
این احتمال وجود داشت که همه اعضای یاران بتوانند توسط حلقه واحد فاسد شوند، و گیملی نیز از این قاعده مستثنی نبود. با این حال، اخلاق شریفش او را به عضوی ایده آل در گروه تبدیل کرد. در شورای الروند، فلوشیپ تشکیل شد. فرودو شجاعانه داوطلب شد تا حامل حلقه شود و همراهانش برای محافظت از او به پا خاستند.
و تبر من!
اولین نفر در صف گندالف بود که به راهنمایی دوست هابیت خود در سفر به موردور کمک کرد. آراگورن و لگولاس از این روش پیروی کردند و اظهار داشتند که فرودو به ترتیب شمشیر و کمان خود را در اختیار دارد. گیملی با جریان رفت و تبر خود را تقدیم کرد. این نقل قول قابل توجه است زیرا صحنه بخش مهمی از کل روایت است. این آغاز تلاش فرودو و کسانی بود که حاضر بودند به هر قیمتی از او دفاع کنند.
9 "اگر کسی می خواست نظر من را بپرسد ... که امیدوارم نپرسد ... "
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
با وجود تمام سرسختی عجیبش، در فیلم ها، گیملی در واقع یکی از خنده دارترین شخصیت های این سه گانه است که اغلب بی معنی است. شخصیت او در کتاب ها اینگونه نبود. با این وجود، او همچنان یک شخصیت موثر در فیلم هاست. فلوشیپ باید مسیرهایی را که برای رسیدن به کوه عذاب طی می کنند، تعیین کند، و گندالف دائماً بهترین مسیر را در نظر می گیرد.
اگر کسی بخواهد نظر من را بپرسد، که، متذکر می شوم که نیست، باید بگویم که راه طولانی را طی کرده ایم.
گیملی تصمیم می گیرد نظر خود را بیان کند و به آنها پیشنهاد می کند که از معدن موریا عبور کنند، کاری که گندالف با آن مخالف است. گیملی در مقدمه پیشنهاد خود اشاره می کند که هیچ کس در واقع نظر او را نمی خواهد. هیچ کس به گیملی واکنش نشان نمی دهد که کمی کنار گذاشته شده است، و با این وجود، گیملی به گفتن آنچه فکر می کند ادامه می دهد.
8 "هیچ کس یک کوتوله را پرت نمی کند!"
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
ثابت می کند که ورود به معدن موریا برای یاران بسیار مشکل ساز است، زیرا حضور آنها جانورانی را که در آنجا زندگی می کردند بیدار می کند. تعداد آنها از ارک ها، یک ترول غار، و بالروگ، دورین بانه بیشتر است، این 9 عضو باید برای جان خود بجنگند و بدویند و از موانع در مسیر عبور کنند. یکی از این موانع شامل راه پله هایی است که روزهای بهتری را به خود دیده است.
هیچ کس کوتوله را پرت نمی کند!
آنها با شکافی مواجه شدند که باید از روی آن بپرند. به این ترتیب، آراگورن ساموایز را به دلیل قد کوتاهترش پرتاب کرد. او سپس همین کار را برای گیملی انجام داد که او را در مسیر خود متوقف کرد. او اعلام کرد که «هیچکس کوتولهای را پرت نمیکند» و خودش شجاعانه پرش کرد، اگرچه کاملاً واضح بود که برای رسیدن به آن تلاش میکند.
7 "من نمی توانم از فاصله بپرم، تو باید مرا پرت کنی."
ارباب حلقه ها: دو برج
گاهی حتی سرسختترین شخصیتها هم مجبور بودند غرور خود را ببلعند و گیملی در موقعیتی قرار گرفت که مجبور بود به آنچه قبلاً گفته بود بازگردد. وقتی او و آراگورن به ارتشی از اوروک های نگاه می کردند، گیملی گفت که می توانند آنها را ببرند. اما آراگورن اشاره کرد که برای رسیدن به آنجا باید از یک شکاف بزرگ بپرند.
من نمی توانم فاصله را بپرم، باید مرا پرت کنی. به جن
نگو گیملی با اکراه به آراگورن گفت که او را از شکاف پرتاب کند، چیزی که او قبلاً به شدت با آن مخالفت کرد. جمله اش را با «به جن نگو» کامل کرد. او و لگولاس رقابت شادی داشتند و گیملی می خواست چهره خود را حفظ کند تا به لگولاس فرصتی برای خندیدن به او داده نشود.
6 "قبل از اینکه حلقه را ببینم مرده خواهم بود..."
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
شورای الروند نه تنها برای طرح داستان بسیار مهم بود، بلکه بینش بسیار خوبی در مورد شخصیت ها و نژادهای مختلف داد که بقیه داستان را هدایت می کرد. گیملی خودش را شناخته بود، اولاً با تلاش برای از بین بردن حلقه با کوبیدن تیغه تبر خود به آن، که البته کاری جز از بین بردن تبر و سقوط او به عقب انجام نداد.
قبل از اینکه حلقه را در دستان جن ببینم میمیرم! هرگز به جن اعتماد نکنید!
همانطور که بحث ها در مورد اینکه چه کسی آن را می گیرد داغ شد، لگولاس نظراتی داشت که گیملی تحت تأثیر قرار نگرفت. او بی اعتمادی خود را به الف ها ابراز کرد که فقط باعث ایجاد درگیری با تقریباً همه شد. گیملی بیش از حد گفته بود، اما این برای مخاطبان این بود که بفهمند او چگونه بود و دیگران را چگونه می دید.
5 "این هم فقط یک دونه به حساب می آید (شمارش) !"
ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه
اگرچه گیملی برای یک کوتوله سنی نداشت، او به سمت میانسالی می رفت، اما همچنان مانند سایرین باهوش و پرانرژی بود. رقابت سبک بین او و لگولاس او را به کشتن بیشتر دشمن نسبت به لگولاس برانگیخت و صرفاً به عنوان جنگنده برتر تمام شود. اگرچه رقابت دوستانه بود، اما گیملی با دقت حساب می کرد.
که هنوز فقط یک عدد محسوب می شود!
لگولاس بسیار چابکتر از گیملی بود و همین امر باعث شد تا در زمان مبارزه به او امتیاز کمی بدهد. آراگورن بر سر لگولاس فریاد زد، بنابراین او متوجه موماکیل پشت سرش شد. لگولاس روی عاج آن پرید و دشمنان را در حالی که تعادلش را روی جانور حفظ می کرد بیرون آورد. سپس موماکیل را کشت و با پوزخندی روی صورتش پرید که به وضوح باعث عصبانیت گیملی شد. گیملی به جای اینکه به او تبریک بگوید یا نشانه ای از تحت تاثیر قرار گرفتنش را نشان دهد، به سادگی به او گفت که این فقط یک کشتن محسوب می شود. گیملی دوست نداشت ببازد و مطمئناً نه به یک جن.
4 "اسم خودت را به من بده، استاد اسب، و من نام خودم را خواهم داد!"
ارباب حلقه ها: دو برج
دوست یا دشمن، اگر گیملی احساس ناراحتی یا تهدید می کرد، رویکردی بیهوده در پیش می گرفت. آراگورن، لگولاس و گیملی در حالی که روهان را برای مری و پیپین جستجو میکردند صدای غرش اسبهایی را شنیدند که از آنها پنهان شده بودند. آراگورن پس از فهمیدن آنچه شنیدهاند سواران روهان است، به دنبال آنها تماس گرفت و از آنها پرسید که آیا خبری دارند یا خیر.
اسم خود را به من بده، استاد اسب، و من نام خود را به تو می دهم
ائومر مردان خود را به سمت کوتوله، جن و انسان هدایت کرد و کار آنها را زیر سوال برد. قابل درک است که Éomer مایل نبود که با خوشحالی احمق ها را متحمل شود، بنابراین با این سه نفر بسیار صریح بود، که گیملی با مهربانی برخورد نکرد. او با یک خط که باعث اصطکاک شد، پاسخ داد، اما این ویژگی شخصیت قوی او بود. ائومر با توهینی به او برگشت که لگولاس در مقابلش حالت دفاعی گرفت. در حالی که این یک لحظه دعوای غیرضروری بود، سخت است که به طرف تقابلی گیملی لبخند نزنیم.
3 "درختان در مورد چه چیزی باید صحبت کنند، هوم؟"
ارباب حلقه ها: دو برج
همراه با آراگورن و لگولاس، گیملی از طریق جنگل فنگورن سفر کرد، چیزی که گیملی به آن عادت نداشت، زیرا برای آنچه در آنجا زندگی می کرد آماده نبود. انتها که به شکل درخت بودند، زمین را اشغال کردند. سه نفری که از آنجا عبور می کردند می توانستند صدای زمزمه انتها را بشنوند که صحبت می کردند و باعث شد گیملی تبر خود را بلند کند. لگولاس توضیح داد که صداها صدای درختان است.
درخت سخنگو. درختان در مورد چه چیزی باید صحبت کنند، هوم؟ به جز قوام فضولات سنجاب.
گیملی درباره موضوع گفتگو که درختان می توانند داشته باشند، کنایه زد، که به اعتقاد او نمی تواند بیشتر از قوام فضولات سنجاب باشد. عدم درک او باعث شد تا Ents را دست کم بگیرد. این صحنه یکی از شادترین صحنه ها در ارباب حلقه ها بود، که گندالف در نقش جادوگر سفید بازگشت. با این حال، نقل قول Gimli به همان اندازه برای طنز خاطره انگیز بود.
2 "نه ریشو نه ...!"
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
پرشی که گیملی خیلی مصمم بود به تنهایی انجام دهد، تقریباً ناموفق بود. اعتراضی که او به پرتاب شدن از شکاف انجام داد، عاقلانهترین انتخاب او نبود، زیرا اگر لگولاس در آن طرف نبود تا او را به مکان امنی برساند، احتمالاً با مرگش روبرو میشد. و با این حال، علیرغم خصومت بین این دو، لگولاس اجازه نداد گیملی سقوط کند.
نه ریش!
لگولاس فقط توانست پاهایش را به طرف دیگر برساند، اما با نیروی جاذبه که او را به عقب میکشید، ریش گیملی را گرفت تا از افتادن او جلوگیری کند. پاسخ گیملی این بود که فریاد بزند: "نه ریش!" لحظهای خندهدار بود، اما با ناراحتی گیملی، او اساساً توسط لگولاس نجات یافته بود. چیزی که او از اعتراف آن لذتی نمی برد، اما لگولاس آن را به عنوان یک پیروزی برای خود می دید.
1 "آره. من می توانم این کار را انجام دهم."
ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه
در واقع، رقابت بین لگولاس و گیملی در سراسر سه گانه ارباب حلقه ها شایع بود، اما واضح بود که این دو از یکدیگر متنفر نبودند. در واقع، رابطه آنها به یکی از بهترین دوستی ها در فیلم ها تبدیل شد. اگرچه آنها سفر خود را با هم با مقداری خصومت نسبت به یکدیگر آغاز کردند، اما به زودی به چیزی بیش از یک رقابت سرگرم کننده که آنها را از طریق نبردها می برد، کاهش یافت.
بله. من می توانم این کار را انجام دهم.
در نبرد نهایی، گیملی گفت: «هرگز فکر نمیکردم در جنگ دوشادوش با یک جن بمیرم»، نشان دادن اجمالی همبستگی با سرباز همکارش و همچنین کمی شوخ طبعی. لگولاس پاسخ داد: "چطور است کنار یک دوست؟" که گیملی در پاسخ گفت: "آه، من می توانم این کار را انجام دهم." دیالوگ متحرک نشان می داد که این جفت تا چه حد پیش رفته اند و چقدر برای یکدیگر مهم هستند. آنها شوخی ها و فحش های خود را کنار گذاشتند تا از لحظه ای که به آنها اجازه می داد احترام خود را به یکدیگر ابراز کنند، بهترین استفاده را ببرند، زیرا سرنوشت آنها نامشخص بود.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات فیلم و سریال
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید