
My Hero Academia فقط یک شونن محبوب نبود - یک پدیده جهانی بود. با فروش بیش از 85 میلیون نسخه از مانگای آن تا سال 2023 در سراسر جهان، اقتباسی از انیمه محبوب جهانی، و پایگاه هواداران اختصاصی، خود را به عنوان یکی از فرنچایزهای تعیین کننده دوران خود تثبیت کرد. با باز شدن آخرین قوس های داستان، انتظارات افزایش یافت زیرا طرفداران منتظر نتیجه ای بودند که وعده های آن را جبران کند. متأسفانه، پایان نامه اولیه ثابت ماند و بسیاری از پایان های سست باقی ماند.
در نتیجه، Kohei Horikoshi، مانگاکای My Hero Academia، طرفداران را با این خبر غافلگیر کرد مبنی بر اینکه یک پایان طولانی با انتشار جلد نهایی مانگا ارائه خواهد شد. این باعث امیدواری هواداران شد. مثل یک فرصت دوم برای رفع مشکلی بود که بار اول پیش آمده بود. متأسفانه، به جای رفع ایرادات اصلی نسخه اصلی، پایان نامه طولانی آنها را بدتر کرد و تصمیمات کم عمق و فرصت های از دست رفته را دوچندان کرد. نتیجهگیری MHA از کمانهای شخصیتی نادرست گرفته تا وعدههای موضوعی نادیده گرفته شده به طرز شگفتانگیزی - نه یک بار، بلکه دو بار.
مرگ شیگاراکی هنوز ضد اقلیم است
یک شرور غم انگیز که به یک فینال تخت کاهش یافته است
تومورا شیگاراکی یک آنتاگونیست پیچیده بود، قوس شخصیتی او بر پایه تراژدی و درگیری داخلی بنا شده بود. سفر شیگاراکی از دوران کودکی آزاردهندهاش تا رابطه پیچیدهاش با همه برای یک، این پتانسیل را داشت که به رستگاری یا سقوطی غمانگیز ختم شود که واقعاً پیچیدگیهای او را در بر میگرفت. در عوض، مرگ او تنها با یک صفحه از پایان نامه تمدید شد و چیز جدیدی به داستان او اضافه نشد.
بهجای اینکه به شیگارکی یک لحظه شفافسازی، رویارویی یا حتی یک اقدام هولناک نهایی سرپیچی بدهیم، پایاننامه به همان تصویر تکنوتی از او بهعنوان یک شرور قاتل متمایل شد. این امر عمق شخصیت او را ربود و آنچه را که میتوانست یک وضوح فراموشنشدنی باشد به یک آتشسوزی ضد آب و هوا تبدیل کرد. فقدان کاوش در مبارزات درونی او خوانندگان را متعجب کرد که چرا قوس داستانی او در وهله اول با چنین وزن احساسی معرفی شد.
ایزوکو میدوریا فقط به نام قهرمان شد
دکو یک قهرمان منفعل باقی ماند
سفر ایزوکو قرار بود نمونه ای درخشان از معنای واقعی قهرمان بودن باشد. با این حال، در سراسر MHA - و به ویژه در پایان - او به طرز ناامیدکننده ای منفعل ماند. پایان نامه طولانی هیچ کاری برای رسیدگی به این موضوع تکراری انجام نداد. پیشرفت او به عنوان یک قهرمان اغلب با رویدادهایی خارج از کنترل او مشخص می شد: دریافت یکی برای همه از همه توان، دائماً توسط همکلاسی هایش نجات می یافت و حتی ارتقاء نهایی لباس قهرمانش توسط باکوگو و دیگران رهبری می شد.
در حالی که پذیرش کت و شلوار جدید ایزوکو در قسمت آخر و اشک های شادی او نشان از بازگشت او به قهرمان شدن داشت، هیچ رشد واقعی یا بازتابی از خود در این لحظه وجود نداشت. ویژگی تعیین کننده شخصیت او - منتظر ماندن برای انجام دیگران قبل از انجام او - دست نخورده باقی ماند. پتانسیل نشان دادن او که به عنوان یک قهرمان به نقشی فعال تر و مستقل تر می رود، کاملاً هدر رفت و قوس او را خالی گذاشت.
بازگشت اوچاکو به کلیشه رمانتیک
اوراراکا یکی دیگر از شخصیت های زن در حاشیه شد
اوچاکو اوراراکا بهعنوان یکی از شخصیتهای زن برجسته MHA تنظیم شده بود که احساسات عاشقانهاش را نسبت به ایزوکو و تمایل او به رشد بهعنوان یک قهرمان بیش از حد توانمند در خود متعادل میکرد. متأسفانه، پایان نامه او را بار دیگر به یک علاقه عاشقانه کاهش داد و جاه طلبی های قهرمانانه و دستاوردهای فردی او را به حاشیه برد. پایان طولانی به طرز ناامیدکننده ای این پسرفت را بدتر کرد. تعامل نهایی او با توگا، که میتوانست بسته شدن احساسی یا عمق موضوعی را فراهم کند، به توگا تبدیل شد که اوچاکو را در لحظهای سرخشده از تنش عاشقانه به سمت ایزوکو هل داد.
حتی "پیوند" قبلی اوچاکو با توگا حول مبارزات عاشقانه مشترک آنها می چرخید و آنچه را که می توانست یک ارتباط عمیق باشد به یک بحث سطحی در مورد پسران تبدیل کرد. «زمان صفحه نمایش» اوچاکو در قسمت آخر نتوانست هیچ شناخت معنیداری برای نقشهایش بهعنوان یک قهرمان به او بدهد و حتی یک جایگاه طرفدار قهرمان را از او ربود. پتانسیل او برای درخشش مستقل تحت الشعاع روایتی قرار گرفت که عاشقانه را بر رشد فردی او ترجیح می داد.
موضوعات اصلی طرح MHA حل نشده باقی مانده است
طرفداران MHA بیشتر از پاسخ سوال داشتند
پایان فرصت عالی برای پرداختن به چندین رشته داستانی طولانی MHA بود، اما در عوض، کوهی هوریکوشی تصمیم گرفت به طور کامل آنها را نادیده بگیرد. The Quirk Singularity Doomsday - مفهومی که به عنوان یک رویداد آخرالزمانی احتمالی که جامعه قهرمان را در سراسر مانگا تهدید میکند مورد کنایه قرار میگیرد - کاملاً کنار گذاشته شد. فقدان آن حفرهای در داستان کلی ایجاد کرد، زیرا به عنوان این موضوع مهم مطرح شد که قهرمانان و جامعه در کل باید در نهایت با آن مقابله کنند.
به طور مشابه، سیستم رتبه بندی قهرمان معیوب - نمادی از فساد و ماهیت اجرایی قهرمانی - بدون چالش باقی ماند. این سیستم که بارها در داستان مورد انتقاد قرار گرفته بود، همچنان بدون هیچ تأمل و اصلاحی تجلیل می شود. پایان نامه گسترده می توانست به بررسی این موضوع بپردازد که چگونه جامعه می تواند قهرمانی را پس از هر اتفاقی که رخ داده است بازسازی کند و دوباره تعریف کند، اما در عوض، تصمیم گرفت همه چیز را با ضربات عاطفی سطحی که در نهایت چیزی به داستان اضافه نمی کند، جمع بندی کند.
فقدان وضوح عاطفی یا موضوعی
شاید ناامید کننده ترین جنبه پایانی این باشد که چگونه نتوانست به وعده های احساسی و موضوعی مانگا عمل کند. MHA خود را بهعنوان داستانی معرفی کرد که مفهوم قهرمان بودن را زیر سوال میبرد و ساختارشکنی میکند. با این حال، در پایان، بدون هیچ انتقادی وضعیت موجود را مجدداً تأیید کرد. مثل این است که مانگا فراموش کرده است که My Hero Academia کاوشی در آن منطقه خاکستری اخلاقی بین قهرمانی و شرارت بود. این همان چیزی بود که باعث شد طرفداران در ابتدا عاشق شونن شوند و این واقعیت که پایان نامه به سختی به آن اشاره می کند برای همیشه مایوس کننده خواهد بود.
آنچه که پایان نامه توسعه یافته انجام می دهد این است که وضوح ایمن و متعارف را دوبرابر می کند و تمام سؤالات عمیقی را که در بسیاری از فصل ها پرسیده شده به حاشیه می برد. لحظاتی مانند دست دادن ایزوکو و اوچاکو که نمادی از اتحاد و امید است، در غیاب توسعه معنادار شخصیت یا عمق موضوعی، احساس پوچی میکردند. پایان نامه طولانی نشان داد که چگونه شخصیت ها یا جامعه پس از چنین درگیری فاجعه بار تکامل یافته اند. درعوض، به حرکات سطحی و خدمات فن متکی بود و بسیاری از خوانندگان را ناراضی میکرد.
مخاطره My Hero Academia فقط یک بار اشتباه نشد بلکه دو بار اشتباه شد. با نادیده گرفتن خطوط داستانی حل نشده، دوچندان کردن انفعال قهرمان داستان، و تقلیل شخصیت زن پیشتاز آن به یک داستان رمانتیک، پایان نامه طولانی نمی تواند نتیجه شتابزده مانگا را جبران کند. آنچه میتوانست لحظهای برای تثبیت میراث شونن باشد، در عوض یادآور پتانسیل ناتمام آن است. اگرچه غیرقابل انکار است که MHA در طول اجرای خود تأثیر گذاشته است، ممکن است پایان آن برای همیشه به عنوان یکی از فرصت های بزرگ از دست رفته در مانگا شونن در خاطره بماند.
اکنون، میراث MHA در دستان اقتباس انیمه آن است. با در نظر گرفتن آخرین فصل انیمه در افق، طرفداران از خود میپرسند که آیا این اقتباس میتواند کاستیهای مانگا را برطرف کند و رزولوشنی را که نتوانست ارائه دهد ارائه کند. آیا فصل 8 موردی از «جذابیت بار سوم است»، که رشتههای شل بسیاری از مانگا را به یک نتیجه منسجم و رضایتبخش تبدیل میکند؟ یا به سادگی در همان گامهای اشتباه دوچندان میشود و نتیجه را به عنوان یک شکست غیرقابل نجات تثبیت میکند؟ در هر صورت، فشار بر MHA است تا ثابت کند که داستان واقعاً می تواند به وعده خود عمل کند.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های اخبار (انیمه)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید