
در مقایسه با ناروتو، بوروتو یک داستان است. همه چیز خودش است و مجموعه ای از مشکلات خاص خود را دارد. اکنون شامل دو بخش است که با یک رد زمانی از هم جدا شده اند—Boruto: Naruto Next Generations و Boruto: Two Blue Vortex—دقیقاً مانند نسخه قبلی خود، Boruto بیش از سهم خود در تمجید و انتقاد جمع کرده است. اگرچه برای اکثر طرفداران شروع دشواری داشت، بسیاری پس از دو گرداب آبی آمدند.
اما یک مشکل وجود دارد: مانگای جوان هنوز به اندازه کافی کار نکرده است. این در موقعیت تاسف بار ایستادن در سایه سریال بسیار تأثیرگذاری که آن را تولید کرد است. ناروتو به طور کامل پیر نشده است، اما نفوذ و بزرگی محض آن فضای حرکتی را برای آن فراهم می کند. ناگفته نماند که جدای از چند سکسه روایی، داستان به خودی خود شگفت انگیز باقی می ماند. Boruto فاقد همان آزادی عمل Naruto است که به دلیل اصالت و تاثیر آن به دست آورده است. چند کار مهم وجود دارد که Boruto باید انجام دهد اگر امیدی به ایستادن در موقعیتی برابر با Naruto دارد.
5 از بیگانگان فاصله بگیرید
تصمیم بوروتو برای تکیه بر پیچ و تاب اوتسوتسوکی به آن صدمه زده است
پیچ و تاب اوتسوتسوکی ناروتو یکی از بحث برانگیزترین قسمت های کل مجموعه است. Boruto تصمیم گرفت، علیرغم آن، کاملاً به ایدههایی که چرخش اوتسوتسوکی به کار میبرد تکیه کند. به هر حال خود بوروتو DNA اوتسوتسوکی دارد. برای کسانی که (به نوعی) آشنا نیستند، پیچ و تاب اوتسوتسوکی زمانی است که مشخص می شود طرح ناروتو عملاً بازی طولانی مدت بیگانگان تحت قدرت است. Boruto این موضوع را به طرز عجیبی دریافت کرد. پیچ و تاب Otsutsuki، در ترکیب با چهارمین جنگ بزرگ نینجا، منجر به پیشرفتهای عظیمی در فناوری شد که با عصر همکاری بینالمللی بیسابقه آغاز شد. تا زمانی که طرفداران ناروتو به کونوها بازگردند، این شهر عملاً به یک کلان شهر شلوغ و با فناوری پیشرفته تبدیل شده است. در حالی که دیدن کاراکترهای Naruto-universe با لپتاپها آزاردهنده است، اما این بدترین چیز نیست. اما آنچه بد است این است که قبیله اوتسوتسوکی به یک نیروی اصلی در سریالی تبدیل شد که در اصل درباره نینجا بود. Boruto باعث تغییری اساسی به سمت داستان های علمی تخیلی شد که از یک انیمه قدیمی نبرد نینجا دور شد. این موضوع در سراسر Boruto قابل توجه است، اما شاید یک مثال سریع از مقایسه دو نیروی عظیم باشد: کارا و آکاتسوکی. کارا اغلب معادل Boruto آکاتسوکی نامیده می شود، اما این یک خوانش سطحی است. تنها وجه مشترک آنها این است که آنها گروه های مرتد هستند که تهدیدی برای نظم شینوبی هستند. در حالی که آکاتسوکی منشأ مادی ملموسی در دنیای ناروتو دارد، کارا به نظر از پیش ظاهر شده است، نتیجه یک نفوذ بیگانه بر جامعه شینوبی است که از خارج می آید تا آن را تهدید کند. اگر Boruto میخواهد طرفداران Naruto را که عاشق اکشن نینجای مستقیم آن بودند، به دست آورد، Boruto باید راهی بیابد تا از وابستگی خود به داستان های علمی تخیلی و تلفیق فراطبیعیش جدا شود. با این حال، حقیقت تاسف بار داستان سرایی این است که هیچ گونه پسگیری وجود ندارد. Boruto قبلاً سوراخ خود را حفر کرده است و تعدادی از طرفداران این عناصر علمی تخیلی را دوست دارند. اما آنها مشکلاتی را برای بدتر ایجاد کرده اند. این کاملاً واضح است که فقط به نحوه تغییر نبردها در این سری در مقایسه با ناروتو نگاه کنید.
4 مشکلات مبارزه را بشناسید و مدیریت کنید
مکانیک جدید بوروتو یک مشکل خزش قدرت عظیم ایجاد کرده است
ناروتو همیشه از مشکلات مربوط به خزش قدرت رنج میبرده است که نمونهای از آن مادارا است. مادارا در اوج خود غیرقابل توقف بود. Boruto خزش قدرت Naruto را دنبال میکند. یک مثال این است که چگونه این سریال به لطف پیشرفت در ابزارهای علمی نینجا و تعبیه قبیله Otkutsuki در کل روایت خود، برخی از شکستهترین قدرتهای ناروتو را در اختیار گرفته و آنها را در اطراف پخش کرده است. برای مثال، جذب چاکرا در ناروتو به قدری نادر بود که هیچ کس به آن توجهی نداشت. در Boruto، جذب نینجوتسو به ویژه در همه جا حاضر است، و به شدت به مبارزه آسیب می رساند. ابزارهای علمی نینجا در طول بازه زمانی ایجاد شدند. در واقع، رهبر سابق کارا، جیگن، نقش بزرگی در توسعه و تکثیر آنها ایفا کرد. در همین حال، Konoha تیم خود را برای پیشرفت و پراکندگی آنها توسعه می دهد. آنها ایده جالبی در زمینه محدود هستند، اما دو مشکل اصلی وجود دارد. اولین مورد این است که پتانسیل آنها به طور کامل کشف نشده است. مورد دوم خود این پتانسیل است: ابزارهای علمی نینجا کاملاً خراب شده اند. از دور، تقریباً به نظر می رسد که Boruto هیچ دسته ای روی مکانیک خود ندارد. تشدید بی پایانی وجود دارد، از حالت باریون ناروتو تا شکسته ترین جوتسو بوروتو، Omnipotence. همه این عوامل در ترکیب اساساً نحوه عملکرد مبارزات را در Boruto در مقایسه با Naruto تغییر داده اند، زیرا بسیاری از مبارزات حول محور تایجوتسو به جای نینجوتسو متمرکز شده اند. نینجوتسو را می توان جذب و باطل کرد. این به خودی خود مشکلی نیست...
3 درست توسط بازیگران حمایت کننده انجام دهید
بازیگران نقش مکمل ناروتو فوقالعاده هستند و شایسته بهتر از آن چیزی هستند که به دست آوردهاند.
... البته به جز این واقعیت که از راک لی کم استفاده شده است: استاد تایجوتسو، اکنون از همیشه قابل دوام تر است. راک لی شخصیتی بود که به ویژه نشان داد که چگونه سیستم قدرت ناروتو کاملاً شکسته شده است. هر چند بوروتو اساساً زمان درخشش اوست. با این وجود، او کم و بیش به نقش کمیک رلیف تنزل داده شده است، مانند بسیاری از شخصیت های بازیگران اصلی. همه طرفداران از ساختار روایی Boruto تا جایی که شخصیتهای آن راضی هستند، راضی نبودهاند. برخی حتی تا آنجا پیش می روند که می گویند قطعات اصلی بازیگران اصلی در مقایسه با همتایان ناروتو خود آزاردهنده هستند (زمانی که حتی یک همتای دارند). هر چند این در نهایت یک موضوع سلیقه ای است. با این حال، چیزی که غیرقابل انکار است این است که بازیگران نقش مکمل خود ناروتو کاملاً کثیف انجام شده است، یا رها شده، عصبی شده، یا در نقش های کمکی خلا شاخک کفش شده اند . هیچ طرفدار Boruto بدون گذراندن ابتدا از Naruto راهی سریال نمیشود. بسیاری از سرمایهگذاریهای احساسی آنها به شخصیتهای ناروتو مربوط میشود، که به طور معمول در Boruto تضعیف میشوند. اما با توجه به اینکه چگونه با اوروچیمارو، راک لی، شینو و حتی کابوتو رفتار میشود، گاهی اوقات به نظر میرسد که شخصیتهای ناروتو چیزی فراتر از طرفداران هستند. با این حال، این چیزی در مورد کاری که Boruto با یکی از مهمترین شخصیت های خود انجام داده است ندارد.
2 پرتاب ناروتو به سمت گرگ ها را متوقف کنید
بوروتو به طور تصادفی کل داستان ناروتو را تضعیف می کند
مهمتر از همه، این بر شخصیت اصلی ناروتو تأثیر می گذارد. داستان Boruto یک تصادف نیست. به عمد نوشته شده است، و می توان آن را متفاوت نوشت. این شامل داستان و سرنوشت هفتمین هوکاگه است که نیازی به معرفی ندارد، ناروتو اوزوماکی. کیشیموتو ممکن است با Boruto همراه باشد، اما طرفداران بیشماری اینطور نیستند - و دلیل خوبی هم دارد، مخصوصاً وقتی صحبت از شخصیت اصلی سریالی باشد که کیشیموتو نوشته است. همانطور که قبلاً ذکر شد، هیچ طرفداری بدون اینکه ابتدا از ناروتو عبور کند به Boruto راه نمییابد. بارها و بارها، Boruto با تضعیف ناروتو به او بدی کرده است. این یک چیز است که او یک عصب عظیم دریافت می کند، به خصوص بعد از مبارزه او و ساسوکه با موموشیکی. بدتر این است که فاصله زمانی بسیار زیاد بین ناروتو و بوروتو تقریباً کل دوره تصدی ناروتو به عنوان هوکاگه را نادیده گرفته است. حداقل چیزی که وجود دارد چشمگیر نیست. یک مثال عالی را میتوان در Amegakure پیدا کرد - خیلی جذاب نیست، بعد از یک سریال کامل که ناروتو آرزوی هوکاگه شدن را دارد و عشق را موعظه میکند در حالی که به احتمال تغییر در وضعیت موجود میپندد، که ناروتو روند قبلی را ادامه میدهد. هوکاج با نادیده گرفتن کامل یا نادیده گرفتن روستاهای خارج از کونوها.
این واقعیت ساده است: Naruto میتوانست بهعنوان یک هوکاگه بهتر نوشته شود. او فقط نبود.
همانطور که به وضوح نشان داده می شود که بوروتو در دو گرداب آبی بازجویی و شکنجه می شود، ناروتو نیز برای تغییر ساختار سیاسی کونوها کار زیادی انجام نداده است. ناروتو در غیاب شیکامارو این امکان را برای تبدیل کونوها به وضعیت نظارت در اختیارش گذاشت. روستا شلوغ و پرجمعیت شده است، اما وحشت اداره آن مثل همیشه است. این واقعیت ساده است: Naruto میتوانست بهعنوان یک هوکاگه بهتر نوشته شود. او فقط نبود. لحظاتی در Boruto وجود دارد که در آن ناروتو به وضوح درگیر این است که آیا باید در وهله اول هوکاگه می شد. Boruto با تبدیل کردن پاسخ به سوال ناروتو یک "نه" بزرگ و قاطع به صورت طرفداران سیلی می زند. با این حال، این شانس برای همیشه برای ناروتو از بین نمی رود. Boruto در حال حاضر با این کار با نزدیک کردن بوروتو به ناروتو در آرمانها و قهرمانیاش گامهای بزرگی برمیدارد، اما یتیم مغلوب معروف گذشته هنوز به طور کامل بازگشت نکرده است. خودش
1 بزرگترین اشتباه ناروتو را برطرف کنید
بالاخره بوروتو این شانس را دارد که با دنیای ناروتو کار بهتری انجام دهد
واقعیت این است که ناکارآمدی ناروتو برای مدت طولانی مشکل فرنچایز بوده است. این به اندازه کافی بد است که ناروتو هرگز فرصتی برای نشان دادن توانایی های خود به عنوان هوکاگه پیدا نکرد. بدتر از این است که تأثیرات کامل درگیریها - که مسلماً نتیجه، حداقل تا حدی، یک هوکاگه ناکارآمد است - به همان اندازه که در ناروتو کشف نشده است. در واقع، Boruto از بسیاری جهات حتی بیشتر از خود Naruto به کونوها نزدیکتر است. کار بزرگی که Boruto میتواند انجام دهد تا واقعاً خود را نسبت به Naruto نشان دهد، این است که بر دنیای خود تمرکز بیشتری داشته باشد. دنیای فناوری چگونه بر زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در زندگی شینوبی تأثیر گذاشته است؟ این سوال برای کاوش مناسب است. یکی از بزرگترین اشتباهات ناروتو این بود که امتناع از کوچکنمایی برای به نمایش گذاشتن تصویر بزرگ از قدرت سیاسی کونوها، سپس روی زندگی افرادی که در واقع کل سیستم شینوبی را با انجام "کار غرغر" فعال می کنند، دوباره زوم کنید: غیرقهرمانان. مغازه داران، شهروندان روستاهای دیگر، زندگی مطمئناً پیچیده مردمی که سگ هایشان را بیرون می آورند. Boruto بیش از هر زمان دیگری دلیلی برای کار بر روی این دارد. اکنون، با شلوغی کونوها و با عواقب چهارمین جنگ بزرگ نینجا، بهعلاوه مبارزه بزرگ اوج Boruto در افق، مجموعه فرصتهای زیادی برای کشف چیزی دارد. ناروتوهیچوقت این کار را نکرد و خود را به شکلی حیاتی متمایز کرد. در حال حاضر، برای طرفداران آسان است که این تصور را داشته باشند که Boruto فقط در حال بازی در صحنه ای است که در آن Naruto لباس، زیبایی شناسی و دکور را انجام داده است. توسط ناروتو. با این حال، همه چیز نباید به این شکل باشد. Boruto می تواند کارهای بسیار بیشتری انجام دهد، و علیرغم مشکلاتی که دارد، هنوز سریالی با قلب است. تحت هیچ اجباری نیست که در سایه سریال هایی که قبل از آن آمده بودند زندگی کنید. اما برای اینکه Boruto از ناروتو پیشی بگیرد، این کار بسیار جدی خواهد بود. درون نگری کیشیموتو و ایکموتو.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات (انیمه)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید