
گریس برگس در Peaky Blinders یکی از تراژیک ترین شخصیت های درام جنایی بریتانیا بود. تمرکز بر تاریخ جنایی توماس شلبی با باند قهرمان، نیروی محرکه نمایش است، اما با گذشت زمان، توماس به چیزی شبیه به یک ضدقهرمان تبدیل شده است. یکی از شخصیتهای اصلی، بیش از هر شخصیت دیگری، در تحول بنیادین توماس شلبی نقش داشته است: عشق زندگیاش، گریس.
چندین لحظه غم انگیز و محوری در آرک گریس وجود داشت که همه چیز را تغییر داد - نه تنها برای شخصیت اصلی بلکه در مورد جهت روایت. اگرچه گریس در فصل 3 Peaky Blinders به طرز تکان دهنده ای کشته شد، اما او تا پایان مورد علاقه طرفداران باقی ماند. گریس برگس سابق (در نهایت گریس شلبی) به تامی کمک کرد تا در پایان سریال به مردی تبدیل شود، اما حتی قبل از مرگش، او در معرض برخی از دلخراش ترین لحظات و داستان های پیکی بلایندرز قرار گرفت.
11 گریس هر کاری کرد تا پدرش افتخار کند
یک ضایعه غم انگیز به کار گریس در اجرای قانون دامن زد
این شخصیت که با نام گریس برگس متولد شد، یک خانم ایرلندی بود که در میخانه The Garrison در حالی که مخفیانه به عنوان یک پلیس زن مخفی برای پلیس بیرمنگام مشغول به کار بود، مشغول به کار شد. طرح اولیه کمک به بازرس چستر کمپبل برای نزدیک شدن به شرکت جنایی توماس شلبی و خانواده شلبی بود به امید نابودی آن. چیزی که او را به این کار واداشت، تمایل به انتقام گرفتن از مرگ پدرش بود، مردیکه توسط ارتش جمهوری ایرلند در طول جنگ انگلیس و ایرلند کشته شده بود. بنابراین، قصد او این بود که به همکار پدرش بپیوندد تا نقش احتمالی IRA را در سرقت محموله اسلحه در بیرمنگام بررسی کند.
10 موقعیت مخفی گریس او را آسیب پذیر کرد
تضاد بین وظیفه و عشق، گریس را در معرض خطر دائمی قرار می دهد
همانطور که نقشه برای ریشه کن کردن و نابود کردن مجرمان در شهر پیش می رفت، گریس به آرامی جذب جذابیت طبیعی توماس شلبی شد. در نهایت هر دو عاشق یکدیگر شدند. این به این معنی بود که او در موقعیتی آسیب پذیر قرار داشت، زیرا در حال نبرد داخلی بود - جنگی بین قلب و ذهنش. گریس به عنوان زن باهوشی که همیشه بوده، میدانست که اگر به آنها خیانت کند، با مشکل مواجه خواهد شد. در عین حال، او نمی توانست به سادگی وظایف خود را نادیده بگیرد، بنابراین این باعث شد که او در وضعیت وحشتناکی قرار گیرد. اگرچه او زنی سرسخت بود که میتوانست بیش از خود کنترل کند،همچنین چندین بار بود که زندگیاش در خطر بودکه او را آسیبپذیرتر میکرد. حتی پس از اینکه کار مخفیانهاش تمام شد، صرفاً قرار گرفتن در موقعیت او، او را در معرض خطر قرار داد زیرا مدت کوتاهی پس از ازدواج منجر به مرگ او شد.
9 گریس به عنوان یک شیرین کننده استفاده شد
Peaky Blinders بدن گریس را به یک شریک تجاری ارائه کرد
زمانی که گریس به عنوان جاسوس برای تاج و تخت کار می کرد، از یک ساقی به کمک به کسب و کار واقعی Peaky Blinder تبدیل شد. او حتی برای مرتب نگه داشتن کتاب های Shelby & Co ارتقا یافت. وقتی گریس و تامی بیشتر به هم نزدیک شدند، او را به یک مسابقه اسب دوانی معتبر برای «قرار» دعوت کرد. متأسفانه برای او، تامی فکر کرد که این فرصت عالی برای انجام تجارت است و تصمیم گرفت او را به یکی از شرکای احتمالی خود به عنوان شیرین کننده پیشنهاد دهد. این اقدام گریس را کور کرد. وقتی کیمبر سعی کرد خودش را به زور به او تحمیل کند، وضعیت حتی بدتر شد. در حالی که تامی موفق شد از این اتفاق جلوگیری کند، گریس عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفت که از او در این راه استفاده کرد. شکی نیست که تامی کارهای وحشتناکی را در سریال انجام داده بود، این در بین بدترین ها بود.
8 رابطه گریس با بازرس کمپبل سمی شد
احساسات کمپبل برای گریس چرخش تاریکی داشت
آنچه به عنوان یک رابطه کاملاً حرفه ای بین رئیس و کارگزارش آغاز شد، خیلی زود به یک رابطه شخصی تبدیل شد. بازرس کمبل شروع به ایجاد احساسات نسبت به گریس کرد و با وجود اینکه مدتی سعی کرد آن را پنهان کند، سرانجام پاک شد. او تا حد پیشنهاد ازدواج پیش رفت، اما گریس آن را رد کرد و از سمت خود استعفا داد. آن موقع بود که کمپبل متوجه شد که او و توماس شلبی با هم رابطه دارند. در صحنه آخر فصل 1 پیکی بلایندرز، کمپبل عصبانی و دلشکسته گریس را پیدا می کند و اسلحه ای را روی صورتش می گذارد. این یک رویداد آسیب زا است که بخشی از یک مشکل بسیار بزرگتر بود. او نمیتوانست تحمل کند که گریس نسبت به مردی که دنبالش میرفت احساس داشتو آن را به طرز وحشتناکی از او بیرون کشید.
7 گریس به رئیس سابقش شلیک کرد
گریس متوجه شد که کمپبل تا چه حد در برابر او قرار گرفته است
مدت ها قبل از مرگ دلخراش او در پیکی بلایندرز در فصل 3، یک cliffhanger وجود داشت که به نظر می رسید گریس در فصل 1 مرده است. به نظر می رسید که کمپبل به گریس شلیک کرده است. با این حال، در اولین پخش فصل 2 Peaky Blinders ، طرفداران از زنده بودن گریس خیالشان راحت شد. او با شلیک گلوله از طریق کیف دستی به پای او از این درگیری جان سالم به در برد. این قطعاً یکی از غم انگیزترین لحظات برای گریس در پیکی بلایندرز بود، زیرا کمپبل فردی بود که گریس به عنوان سرپرستش اعتماد داشت. در حالی که تیراندازی او به او قابل درک بود، به خصوص در مورد اینکه چگونه باید از خود دفاع می کرد، دفاع از خود در برابر کسی که برای او مهم بود، هیچ پیروزی نبود. پس از این اتفاق، گریس برای مدت طولانی به نیویورک نقل مکان کرد تا اینکه به انگلستان بازگشت.
6 گریس بدون اینکه واقعاً او را دوست داشته باشد با اولین شوهرش ازدواج کرد
گریس نمی توانست از عشق محکوم به تامی فرار کند
در آغاز فصل 2، پس از گذشت چند سال، گریس به یک زن بسیار متفاوت تبدیل شده بود. او اکنون با یک بانکدار ثروتمند به نام کلایو مک میلان ازدواج کرده بود و در ایالات متحده زندگی می کرد. با این حال، مشخص شد که احساس او نسبت به توماس هرگز ناپدید نشد، زیرا او نامه ای برای او فرستاد، حتی اگر او آن را سوزاند. گریس در حالی که با همسرش با مشکلات باروری روبرو بود، برای یافتن کمک پزشکی به لندن آمد. ترکیبی از یک ازدواج بدون عشق، مشکلات باروری، و مشکلات طولانی مدت تیراندازی به بازرس کمبل، قبل از اینکه گریس دوباره با تامی ارتباط برقرار کند، یک وصله سخت ایجاد کرد.
5 شادی گریس با توماس شلبی همیشه کوتاه مدت بود
زندگی تامی با آن تراژدی به ارمغان آورد
شکی نیست که داستان عشق تامی و گریس رمانتیک ترین و ایده آل ترین داستان از همه آنها بود. آنها شبیه یک زوج عالی با شیمی به نظر می رسیدند. در طول فصل 2، زمانی که گریس به تامی گفت: "موضوع این است که... من تو را دوست دارم، نه او"، روشن بود که هنوز پرتو امیدی برای این زوج وجود دارد. در نهایت، آنها توانستند ازدواج کنند و ساکن شوند (پس از مرگ همسر گریس). با این حال، خوشبختی او در کنار این مرد همیشه به خطر افتاد به دلیل ماهیت "کار شلبی"، که بیشتر اوقات خطر و درام را برای زندگی خانگی آنها به همراه داشت و منجر به مرگ او در یک روز خاص شد.
4 کسب و کار پیکی بلایندرز برای گریس خیلی زیاد بود
تمایل گریس برای فرار از زندگی خطرناک توسط تامی به اشتراک گذاشته نشد
توماس شلبی به عنوان رهبر باند پیکی بلایندرز، همیشه چیزهای زیادی در دستان خود داشته است. مراقبت از "کسب و کار" او در حین مدیریت منفوق های انفجاری و رام نشده خواهر و برادرش - یعنی برادرش، آرتور - کانون اصلی فعالیت های کاری روزانه او بود. این البته تاثیر زیادی بر رابطه او با گریس داشت زیرا به عنوان یک زن متاهل، او نمیتوانست با قبیله Peaky Blinders ارتباط برقرار نکند. فصل 3 او را به عنوان مادر پسر جوان چارلز دید در حالی که این زوج در یک ایالت روستایی مجلل زندگی می کردند. با این حال، شادی او در خانه اغلب به دلیل عدم تمایل توماس به ترک "کار جنایی" مانع می شد.
3 گریس شغل (و هویت) خود را به عنوان یک همسر از دست داد
آیا عاشقانه گریس با تامی به کاراکتر پایان داد؟
Peaky Blinders ممکن است بر روی جنایتکاران و توطئه های آنها متمرکز شده باشد، اما این تمام آن کاراکترها نبود. در سرتاسر نمایش، زندگی شخصیتهای پیکی بلایندرز و اهمیتی که به پیوندهای خانوادگی داده میشد، آنها را با همدلیتر کرد. توماس شلبی مطمئناً فردی پیچیده بود، اما عشق او به گریس هرگز چیزی نبود که بتوان در آن شک کرد. اگرچه خیانت و فاصله زمانی این زوج را موقتاً از هم جدا کرد، اما عشق آنها همچنان قوی بود. واقعیت غم انگیز این است که پس از ازدواج گریس با تامی، او به نقش خود به عنوان یک "همسر" (شاید یکی دیگر از جایزه های شلبی) کاهش یافت زیرا نویسندگان به او فرصتی برای توسعه داستان های بیشتر ندادند. او قبلاً شغل و هدف شغلی داشت، اما هویتش در وضعیت جدیدش گم شد.
2 گریس ممکن است هرگز به Peaky Blinders برنگردد
گزینه های کمی برای برگرداندن گریس به فیلم وجود دارد
در حالی که شخصیت هایی که می توانند برای فیلم Peaky Blinders برگردند فهرست گسترده و هیجان انگیزی است، نقش محوری برای گریس با توجه به مرگ او در فصل 3 غیر قابل بحث به نظر می رسد. برخی از توهمات تامی در طول سریال مشاهده شده است، و با وجود اینکه دیدن دوباره گریس در سریال بسیار خوب است، به سادگی او را به عنوان یک شبح در نظر می گیریم. بینایی شایسته شخصیت نیست. خنثی کردن مرگ او به هر طریقی نیز یک گزینه نیست زیرا باعث خراب شدن بخش زیادی از نمایش می شود. طرفداران فقط می توانند به یک فلش بک مناسب از زمانی که او زنده بود امیدوار باشند.
1 او آنقدر زندگی نکرد که ببیند پسرش بزرگ شده است
از دست دادن خانواده شلبی را به طرز قابل توجهی نابود کرد
متأسفانه، گریس زنده نماند تا پسرش را بزرگ کند و «پایان خوش» را که او و توماس به آن امیدوار بودند، داشته باشد. در زمان مرگ او، در فصل 3، پسرش تنها دو سال داشت. متأسفانه معلوم شد که او با گلوله ای که برای شوهرش بوده به قتل رسیده است. غم و اندوهی که همسرش در قسمت های بعدی (حتی فصل ها) انجام داد، شاید غم انگیزترین لحظات کل سریال باشد. این مرگ با کاری که با تامی به عنوان پدر انجام داد، غم انگیزتر شد. اگرچه تامی به وضوح به فرزندانش اهمیت زیادی میداد، اما هرگز پس از مرگ گریس بهبود نیافت و بهنظر نمیرسید که نمیدانست چگونه فرزندانش را با آن نوع عشق و شفقت تربیت کند که او دارد. پس از رفتن به ماموریت انتقام جویی که به نظر می رسید او را بی عاطفه تر می کرد، سپس به نظر می رسید که اراده خود را برای زندگی از دست داده است.
آیا تراژیک ترین چهره گریس پیکی بلایندرز است؟
سخت است که به گریس شلبی نگاه نکنیم و او را به عنوان یک شخصیت تراژیک ببینیم، اما در نمایشی مانند پیکی بلایندرز، او رقابت زیادی در آن بخش دارد. می توان گفت که کل سریال کاوشی در مورد تراژدی جاری تامی شلبی است. او مردی جاه طلب است و سعی می کند از شیاطین خود فرار کند و در عین حال خود را به شخصیتی با قدرت، ثروت و نفوذ تبدیل کند. با این حال، او در طول این سفر آنقدر از دست می دهد، از برادران گرفته تا فرزندان و خود گریس، که به سختی می توان تمام کارهایی را که به دست آورد، ارزشمند دانست. البته تامی نیز تاریکی های زیادی را در اطراف خود ایجاد کرده است و به راحتی می توان به او به عنوان کسی اشاره کرد که بسیاری دیگر را به چهره های غم انگیز تبدیل می کند. خواهر او، آدا شلبی، یک نمونه بارز است زیرا دو مرد را از دست داد که به خاطر نزدیکی بیش از حد به دنیای خشونت تامی دوستشان داشت و همیشه تنها و دلشکسته رها می شد تا ویرانی هایی را که او پشت سرش گذاشته بود پاک کند. مایکل همچنین داستان غم انگیزی دارد زیرا مادرش پولی را تا مدت زیادی از عمرش نمیشناخت. او در جوانی مورد آزار و اذیت افرادی قرار گرفت که باید به آنها اعتماد می کرد. وقتی سرانجام خانواده ای در پیکی بلایندرز پیدا کرد، در مسیر تاریک خشونت قرار گرفت که منجر به از دست دادن مادرش و سپس زندگی خود شد. مانند آدا و مایکل، گریس همچنان احساس میکند که شخصیتی غمانگیز است، زیرا احساس میکند از دنیای جنایتی که در نهایت او را گرفتار بیگناهی میکند. با این حال، نکته قابل توجهی نیز در این واقعیت وجود دارد که او به خوبی از این دنیای جنایت آگاه بود، و با این حال هنوز تصمیم گرفت عشق خود را به تامی دنبال کند. در حالی که در داستان Peaky Blinders گریس تراژدی وجود دارد، عشقی که او برای مدت کوتاهی با تامی در میان گذاشت، شادتر از بسیاری از شخصیت های دیگر بود.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات فیلم و سریال
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید