
ریچر بر اساس رمانهای لی چایلد، جک ریچر (آلن ریچسون) را دنبال میکند که در حال پرسه زدن در ایالات متحده است و از مردم عادی محافظت میکند که خود را در دریا میبینند. جنبه بد سازمان های جنایتکار قدرتمند ریچر با تلاقی شرلوک هولمز و جان رمبو ثابت می کند که یک قهرمان مجبور نیست بین مغز و قوم یکی را انتخاب کند.
جک ریچر به عنوان یک محقق سابق نظامی، ابتدا با مهارتهای مشاهدهای دقیق و درک عمیق از طبیعت انسان، به مشکلی حمله میکند. با این حال، وقتی مشتها شروع به پرواز میکنند، عضلانی شش فوتی بیش از حد قادر به ایجاد آسیب است. هر فصل ریچر بر اساس کتاب دیگری از لی است، به این معنی که آنها قوسها و شخصیتهای متمایز خود را دارند. صرف نظر از فصل، اکشن هیجان انگیز همیشه پر از تیراندازی، نزاع بدون بند انگشت و دسیسه است که در نتیجه برخی از بهترین اپیزودهای ژانر اکشن تلویزیونی را رقم می زند.
10 ریچر میفهمد که دوست ارتشش کشته شده است
فصل 2، قسمت 1: "ATM"
فرانسیس نیگلی (ماریا استن)، یک هکر ماهر که زیر نظر ریچر در واحد تحقیقات ویژه 110 ارتش ایالات متحده خدمت می کرد، به او اطلاع می دهد که یکی از اعضای 110 آنها، کالوین فرانتس (لوک بیلیک)، در شرایطی مرموز کشته شده است. بازرسان کهنه کار با دیوید اودانل (شان سیپوس)، یکی دیگر از اعضای واحد آنها که در حال بررسی مرگ فرانتس است، برخورد می کنند. این سه نفر تصمیم می گیرند با هم کار کنند و شواهدی را کشف می کنند که نشان می دهد هر یک از اعضای واحد آنها ممکن است در خطر باشد. به محض اینکه فاش شد که دوست ریچر به قتل رسیده است، بینندگان می دانند که در جهنم سواری هستند. کبود کننده نیرویی از طبیعت است و وای بر هر کسی که وقتی برای انتقام می خواهد در سر راه او بایستد. این پیشفرض همچنین قول میدهد که نور جدیدی به گذشته ریچر بتاباند، گذشتهای که تا این لحظه در سریال تا حد زیادی ناشناخته مانده است. این قسمت دقیقاً همان کاری را انجام می دهد که یک نمایش اول باید انجام شود: راه اندازی یک ماجراجویی وسوسه انگیز که طرفداران را برای فصل پیش رو روان می کند.
9 تیم ریچر متحمل ضرر می شود
فصل 2، اپیزود 6: "بهترین های نیویورک"
در سرتاسر فصل 2، ریچر و تیمش با گایتونو روسو، افسر آدمکش نیویورکی که به پرونده فرانتس منصوب شده بود، درگیر می شوند. تلاش های روسو برای ساخت یک کیس محکم با رویکرد «گاو نر در فروشگاه چینی» ریچر زیر پا گذاشته شد. علیرغم اختلافاتشان، ریچر از روسو برای مراقبت از دختر شاهد در «بهترین های نیویورک» استخدام می کند. بازرسان ویژه تلهای برای شرکت فناوری جدید New Age گذاشتند، اما وقتی پلیسهای کثیف روی روسو فرود میآیند، همه چیز به طرفی پیش میرود.روسو جان خود را برای محافظت از دختر جوان میدهد و ریچر به شدت از کار افتاده باید از طریق اراذل و اوباش عصر جدید مبارزه کند. مرگ روسو درست زمانی اتفاق می افتد که شخصیت شروع به تبدیل از یک آنتاگونیست به یک متحد می کند. این باعث می شود که این کار برای ریچر و مخاطبان به یک مشت بی رحمانه تبدیل شود. این قسمت همچنین اولین باری است که ریچر با بد بزرگ فصل، شین لنگستون، با بازی رابرت پاتریک، روبرو میشود، که ثابت کرده است برای زندگی کردن یک شرور افسانهای آنچه لازم است دارد . ریچر به دلیل تفکر سریع و مانورهای مدبرانه به سختی از رویارویی فرار می کند.
8 ریچر نگهبانش را پایین میآورد
فصل 1، قسمت 4: "In a Tree"
فصل اول ریچر به دنبال تلاش های کهنه سرباز خطاکار برای بیرون کشیدن سندیکای جنایتکار در قلب شهر کوچک جنوبی مارگریو است. یکی از اولین متحدان ریچر در شهر، پلیس آتشین روسکو کانکلین (ویلا فیتزجرالد) است که اعتماد اولیه او به رانشگر با توجه به رفتار وحشیانهاش شروع به تزلزل میکند. او ریچر را وادار می کند تا بیشتر گذشته خود را فاش کند، و او با اکراه درباره زمان خود در عراق صحبت می کند. بعداً، زمانی که آنها برای اطلاعات با دوست دختر برادر متوفی خود تماس می گیرند، ریچر می تواند به لطف روسکو با او ارتباط برقرار کند. نفوذ این اپیزود اولین نگاه واقعی مخاطب فراتر از ظاهر مرد سرسخت ریچر است. ریچسون کار شگفتانگیزی در ارتباط با مبارزهاش با ظرافت انجام میدهد و ماهیت خاموش شخصیت را حفظ میکند و در عین حال عمقی را در پشت چشمان غمگینش نشان میدهد.
7 "Papier" پایان بازی فصل 1 را آغاز می کند
فصل 1، قسمت 6: "Papier"
در «پاپییر»، ریچر و فینلی (مالکوم گودوین)، کاپیتان پلیس باهوش مارگریو، سرنخ را تعقیب میکنند که معلوم میشود بیثمر است. با این حال، در طول مدت طولانی آنها، رابطه یخی بین دو کارآگاه از بین میرود و فینلی در مورد گذشتهاش برای ریچر صحبت میکند. ریچر که مجبور به تنظیم مجدد می شود، یک سرنخ خارج از شهر را دنبال می کند که پرونده را کاملاً باز می کند. نیروی پلیس مارگریو و دولت محلی مملو از فساد هستند، بنابراین شخصیت های قهرمان سریال در ابتدا برای اعتماد به یکدیگر مردد هستند. لحظه پیوند ریچر و فینلی نقطه عطفی را نشان میدهد که در آن آنها دیگر متحدان ضروری نیستند و شروع به تبدیل شدن به دوستان واقعی میکنند. با فروریختن دیوارها بین قهرمانان و افشای نقشههای شرور، این قسمت فصل را آغاز میکند. دنده بعدی
6 نیلگی از اولین حضورش مورد علاقه طرفداران است
فصل 1، قسمت 5: "بدون عذرخواهی"
هنگامی که یک بچه پولدار پوزخند کی جی کلینر (کریس وبستر) راسکو را مورد آزار و اذیت قرار می دهد، ریچر او و دوستانش را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. روسکو به ریچر برخورد میکند و از اینکه با او مانند یک دختر مضطرب رفتار میکند، خشمگین میشود. همه چیز برای افسر جوان بدتر به بدتر می شود زیرا او توسط رئیس پلیس فاسد جدید شهر روی نیمکت نشسته است. با کاهش منابع در مارگریو، ریچر در نیگلی برای نیروهای کمکی تماس می گیرد و هر دو به یک سفر جاده ای می روند که نشان می دهد شهر کوچک جنوبی در مرکز یک حلقه جعل بین المللی قرار دارد. نیگلی اولین بار در این قسمت ظاهر می شود و رابطه او با ریچر برقی است. تا این مرحله از نمایش، بینندگان هیچ شخصیتی از گذشته ریچر را ملاقات نکرده اند. نیگلی و ریچر همدیگر را به گونهای درک میکنند که به آنها امکان میدهد بهعنوان یک تیم یکپارچه حرکت کنند.بهعلاوه، تمایل نیگلی برای فراخوانی ریچر در مواقع لزوم، او را برای مخاطبان جذاب میکند و جنبه سبکتری از مرد بزرگ را نشان میدهد.
5 Finlay's Appearance Bridges Seasons 1 و 2
فصل 2، اپیزود 4: "یک شب در سمفونی"
تنش ها در میان بازرسان ویژه بالا می رود زیرا اودانل استدلال می کند که عضو گمشده آنها، تونی سوان (شانون کوک) با لنگستون همدست است. در سراسر جهان، تروریست پشت طرح عصر جدید، A.M. (فردیناند کینگزلی)، دنباله ای از اجساد را به شیوه ای واقعاً مهیج به جا می گذارد. تیم ریچر یک نیش مخفی را در سمفونی انجام می دهد و با کمک Finlay اطلاعات ارزشمندی را یاد می گیرد. اپیزود زمانی بسته می شود که یک باند دوچرخه سواری اعضای 110th را به گوشه می نشیند و به دستور لنگستون سعی می کند آنها را بکشد. بازگشت Finlay قطعا نقطه برجسته این قسمت است. هر سریالی به سبک گلچین موافقان و مخالفانی دارد. در حالی که تغییر مکان ریچر در هر فصل باعث میشود نمایش احساس تازهای داشته باشد، اما مخاطبان را در مورد شخصیتهایی که در این میان گم شدهاند شگفت زده میکند. این نمایش کوتاه به سریال کمک میکند احساس کند در یک دنیای یکپارچه به جای مجموعهای از داستانهای مجزا میگذرد. بهعلاوه، مخاطبان میتوانند تماشا کنند که ریچر از چوب بیسبال برای پایین انداختن مردی از موتورسیکلت استفاده میکند.
4 ریچر پنج مرد را به تنهایی انتخاب می کند
فصل 1، قسمت 7: "ریچر چیزی نگفت"
«ریچر چیزی نگفت» با یک شخصیت فرعی فصل اول به نام افسر استیونسون (جاناتان کونزگن) و همسرش آغاز میشود که نگران رشته قتلها در مارگریو هستند. این زوج به زودی به شکلی بسیار وحشیانه به قتل می رسند و باعث می شود فینلی در مورد نگه داشتن پلیس ظاهراً تمیز در حومه تحقیقات خود احساس گناه کند. ریچر از ضربه به عنوان فرصتی برای ایجاد تله برای پلیس های کثیف باقیمانده استفاده می کند و آنها را با دقت تاکتیکی ریشه کن می کند. با این حال، زمانی که یک خیانت تکان دهنده گستره کامل توطئه جعلی را آشکار می کند، پیروزی کوتاه مدت است. . آلن ریچسون بارها و بارها ثابت می کند که چرا انتخاب عالی برای ایفای نقش جک ریچر است. او با وجود هیکل بلند و اکشنهای بینظیرش، کاریزمای بیصدا و نادری را از خود ساطع میکند. این اپیزود موفق می شود همه این ویژگی ها را به یکباره به نمایش بگذارد. هنگامی که ریچر تله خود را می زند، هفت دقیقه قتل عام لذت بخش است. و پیچ و تاب در صحنه پایانی اپیزود نشان می دهد که حتی ریچر هم می تواند گاهی غافلگیر شود.
3 فصل 2 Sticks the Landing
فصل 2، قسمت 8: "پسر پرواز"
در شروع فصل 2 پایانی، ریچر در یک بازی ناامیدانه خود را به لنگستون می سپارد تا اعضای تیمش اودانل و کارلا دیکسون (سریندا سوان) را نجات دهد. گامبیت با یک سکانس مبارزه منحصر به فرد در یک هواپیمای در حال حرکت به اوج خود می رسد، جایی که ریچر جان دوستانش را در یک دست نگه می دارد و با دست دیگر از دوستان New Age دور می کند. بعد از اعزام لنگستون به شیوه ای بسیار رضایت بخش، اعضای باقی مانده 110th در A.M. جمع می شوند و مطمئن می شوند که قاتل خونسرد به پایان عادلانه ای خواهد رسید. همانطور که ریچر از پشت خطوط دشمن شروع می کند، تنش به آرامی افزایش می یابد زیرا مخاطب مجبور می شود در مورد نقشه او تعجب کند. سکانس مبارزه در هواپیما یکی از مبتکرانه ترین سکانس های ریچر است. و بعد از یک فصل از A.M. و عروسکبازی بیرحمانه لنگستون، دیدن اینکه ریچر و دوستانش عدالت خونین را بر سرشان میبارند، فوقالعاده راضیکننده است. در مجموع، «پسر پرواز» بهترین قسمت فصل 2 است.
2 ریچر با نوت بالا شروع می شود
فصل 1، قسمت 1: "به Margrave خوش آمدید"
در اپیزود اول ریچر، عنوان اصلی این سریال به مظنون یک پرونده قتل تبدیل میشود، عمدتاً به دلیل نزدیکی او به جسد. فینلی غریبه غول پیکر را تحت فشار قرار می دهد، اما ریچر مختصر او را بازجویی می کند و ریچر از نظر تئوری پاک می شود زمانی که پل هابل کتابدار (مارک بندیوید) علیرغم اینکه آشکارا بی گناه است به جرم خود اعتراف می کند. با این حال، فینلی، به امید اینکه بتواند از مهارت های ریچر به عنوان کارآگاه استفاده کند، او را در کنار پل به زندان می اندازد. پس از اینکه ریچر از پل در برابر ضربه محافظت می کند، او به مشارکت خود با پولشویی ها به ریچر اعتراف می کند که در ابتدا قصد کمک به روسکو را ندارد. با این حال، زمانی که ریچر متوجه میشود قربانی قتل برادر جدا شدهاش است، این تغییر میکند. بخش بزرگی از جذابیت ریچر موقعیت او به عنوان یک سرگردان قد بلند و تیره، یک گاوچران امروزی با تاریخچه ای مبهم آغشته به خون و قلبی از طلا است. او هرگز مرموزتر از خلبان نیست. . این نمایش به سرعت و به طور موثر هوش سریع و مهارت های رزمی چشمگیر او را ایجاد می کند. همچنین عاقلانه او را در برابر متحد آینده فینلی قرار می دهد و پایه و اساس یک رابطه خشمگین اما محترمانه بین این دو را ایجاد می کند. این یک شروع ایده آل برای یکی از بهترین فصل های اول تلویزیون مدرن است.
1 ریچر فصل 1 با صدای بلند می رود
فصل 1، قسمت 8: "پای"
با گروگان گرفتن متحدانش در فصل 1، قسمت 8، ریچر مجبور می شود پل را برای کی جی سوسیواپاتیک دنبال کند. ریچر موفق می شود جدول را به سمت اسیر خود برگرداند و فینلی را نجات می دهد. آنها به پل و نیگلی میپیوندند، بازو میشوند و به محوطهای که همسر پل و روسکو توسط کیجی و مردانش نگهداری میشوند، حمله میکنند. فصل در یک ماموریت نجات باورنکردنی به اوج خود می رسد که در آن ریچر و گروه کوچک دوستانش احتیاط را به باد می دهند و به اصول خود پایبند هستند. «پای» به طرز ماهرانهای رشتههای داستانی مختلفی را که در فصل 1 اجرا میشوند به هم پیوند میدهد و در عین حال وضوح تمام شخصیتهای اصلی را نیز ارائه میدهد. ریچر معمولاً یک آدم بیرحم کاملاً غیرقابل تلاقی است، اما او این قسمت را تحت فشار شروع میکند. هنگامی که او میز را برمی گرداند، طرفداران را مجذوب خود نگه می دارد و در نهایت به سمت کی جی و یارانش می رود. در غوغا، روسکو و فینلی هر دو لحظاتی برای درخشش دارند. هیچ کس وزن مرده ای ندارد و همه قهرمانان به طور مناسب با یک آنتاگونیست که به رشد آنها به عنوان شخصیت مرتبط است جفت می شوند.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های مقالات فیلم و سریال
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید