
در طول فصل 3 Reacher، طرفداران شاهد نقصها و اشتباهات Jack Reacher آلن ریچتسون بودند. او مرتبا در انجام وظایف جدید دچار اشتباه میشد و زندگی شخصیاش را با ماموریتهایش در پورتلند، مین اشتباه میگرفت. همه اینها به دلیل ناتوانی او در رهایی از شیاطین گذشته بود که سالها به عنوان سرهنگ در ارتش آمریکا از او میگذشتند.
خوشبختانه، ریچر همراه با یک تیم قوی DEA به دنبال معمار تمام این عذابها یعنی Francis Xavier Quinn بریان تی میرفت. ریچر مشتاق انتقام گرفتن از فروشنده اسلحه به خاطر گناهان گذشتهای که علیه شاگرد سابقش، Dominique Kohl، مرتکب شده بود. بالاخره در فینال و در یک تیراندازی گسترده، فرصتی برای این کار نصیب او شد و این یکی از انفجاریترین قسمتهای سریال است. اینجا جایی است که سرنوشت همه در فینال فصل 3 رقم خورد.
11 Zachary Beck تیر خورد
Francis Xavier Quinn زکری بیک را با اسلحه به زمین میزد
Zachary Beck آنتونی مایکل هال مالک امپراتوری فرشبافی بود که کوین در پروژه قاچاق اسلحه خود جذب کرده بود. زکری پیشتر در فعالیتهای غیرقانونی درگیر شده بود، اما از اینکه آدمهای کوین او و پسرش ریچی را ترسو میکردند خوشش نمیآمد.
در فینال فصل 3 Reacher، زکری بیک تلاش میکند کوین را بکشد وقتی که شرور، ریچی را به گروگان میگیرد. اما کوین متوجه میشود که اسلحه زکری تقلبی است. او به عنوان انتقام زکری را شلیک میکند. کوین اطاعت ناپذیری را دوست ندارد، به همین دلیل تعداد زیادی گلوله به کارگرش میزند و ریچی را در حال فرار برای نجات جان رها میکند.
10 Paulie نیز گلولههای زیادی دریافت میکند
ریچر اسلحهای را طوری تنظیم میکند که علیه Paulie برگردد
پایان فصل 3 Reacher نشان میدهد که ریچر بالاخره به سراغ Paulie، بدجنسی اصلی کوین، میرود. در طول فصل ریچر میخواست با Paulie بجنگد. او ناراحت شد وقتی فهمید Paulie برای تحت فشار قرار دادن زکری، گوش ریچی را بریده است.
همزمان با نفوذ تیم ریچر به عمارت زکری بهمنظور جلوگیری از فروش اسلحه به تروریستها توسط کوین، ریچر وارد مبارزه با Paulie میشود. درگیری در داخل کیوسک نگهبانی Paulie به اوج خود میرسد. پس از اینکه ریچر اسلحه زنجیرهای Paulie را مخدوش میکرد، آن به عقب برگردید و عملاً او را کشت؛ از معدود موقعیتهایی است که ریچر مجبور به استفاده از روشهای ناامیدانه شده بود، چرا که نتوانست کسی را با مشتهایش بکشد.
9 Francis Xavier Quinn به ضرب گلوله فرو میرود
ریچر، کوین را با تفنگ شاتگان میکشد
انتقام ریچر از کشتن کوین برای Dominique Kohl در سالهای گذشته نشات میگیرد. کوین پس از آنکه ریچر سعی کرد به انتقام او را بکشد دچار فراموشی شد. ریچر پس از آنکه آن مرد هویت جدیدی به خود گرفت، خواستار انتقام بود.
جزئیات Maria Sten
تاریخ تولد | Oct. 29, 1989 (7 آبان 1368) |
محل تولد | Copenhagen, Denmark |
فیلمهای قابل توجه | Emmanuel and Me, Book Trader |
برنامههای تلویزیونی قابل توجه | Channel Zero: The Dream Door, Swamp Thing |
پس از از بین رفتن Paulie، ریچر مسیری به سوی کوین باز میکند. روسهایی که کوین به آنها بدهکار است، ظاهر میشوند، اما ریچر و Neagley (Maria Sten) معامله میکنند تا پس از عرضه پول از فروش، کوین را نگه دارند. ریچر از کوین میخواهد که Dominique را به یاد آورد؛ و وقتی او این کار را میکند، ریچر با تفنگ شاتگان او را به دور میزند و داستان انتقام خونین را به شکل بیرحمانهای به پایان میرساند.
8 Neagley به خانه بازمیگردد
Neagley به شرکت امنیتی خود در Chicago میرود
Neagley از یک نارنگ استفاده میکند تا روسها را ترساند. این امر نشاندهنده انعطافپذیری او در شرایط بحرانی است. با فرا رسیدن روشنایی روز، ریچر از آمدنش برای کمک سپاسگزار است. او از زمان روزهای ارتشی همیشه وفادار و منبع اصلی اطلاعات بوده است.
Neagley به سمت Chicago باز میگردد، زیرا عضو یک شرکت امنیتی خصوصی در آنجا است. او باید توضیح دهد که چگونه مردان کوین که به خاطر کمک به ریچر او را تعقیب میکردند را کشت. همچنین برای برنامه جانبی Neagley تلویزیونی آماده خواهد شد.
7 Guillermo بالاخره از DEA بازنشسته میشود
Guillermo با گل به همسر نگرانش میرود
در طول فصل 3، Guillermo به عنوان بخشی از تلاش مشترک DEA با ریچر ارزش خود را ثابت کرد. او مدام میگفت که میخواهد بازنشسته شود و با همسرش وقت بگذراند. همسرش بسیار نگران بودن او در خط تیر، بهویژه با وجود این نوع تروریستها بود. Guillermo در فینال به محافظت از ریچی کمک کرد و بسیاری از آدمهای بدکاره کوین را به وسیله اسلحه کشت.
پس از جنگ، او با ریچر شوخی کرد که روزگاری میتوانست او را بگیرد. هر دو مرد به شیوهای طنزآمیز به یکدیگر احترام میگذارند؛ همانطور که ریچر اعتراف میکند اینگونه نمیشد. Guillermo به خانه بازمیگردد و با گل به همسرش میرود. پس از هفتهها جدایی، از دیدار او آسوده خاطر میشود. آنها در آغوش یکدیگر فرو میروند و صحنهای از رهایی بیقید و بند و عشق رقم میخورد. او همیشه از همسرش به عنوان عشق واقعی سخن گفت و داستانشان را با نوتی گرم از رمانس به پایان رساند.
6 Agent Eliot به شیوهای غمانگیز تجلیل میشود
Duffy به دیدار خانوادهاش میرود و درباره فداکاریاش صحبت میکند
یکی از دلایل اصلی که Guillermo به شدت آرزوی بازنشستگی داشت، اتفاق افتادن برای Eliot، یکی از همکاران جوانش بود. Eliot در حین تلاش برای نگه داشتن یکی از آدمهای کوین به عنوان گروگان جان داد. ریچر و Guillermo از آن بدجنسی انتقام گرفتند، اما این امر بار دیگر به آنها نشان داد که جنگ علیه جرم با زیانهای جانبی همراه است.
Duffy (رهبر DEA) و Guillermo نهایتاً به دیدار خانواده Eliot میروند. مشخص نیست آیا حقیقت کامل رو به آنها خواهند گفت یا آن را به عنوان مرگی در حین انجام وظیفه قلمداد میکنند. Eliot زیر دستور Duffy قوانین را نقض کرده بود، اما همچنان دیدن تجلیل از او و فراموش نشدنش دلنشین است.
5 Annette به صورت روحانی به یاد آورده میشود
ریچر و ریچی، افراد فقید عمارت را به یاد میآورند
یکی دیگر از قربانیان، Annette بود. زمانی که ریچر سعی کرد پنهان کند که جاسوس در صفوف کوین است، زنجیرهای از وقایع آغاز شد که منجر به کشتن Annette توسط Paulie گردید. بدجنسان متوجه شدند که Annette در عمارت زکری نه یک خدمتکار بلکه مأمور ATF است.
ریچر در مورد تمام این درام با ریچی صحبت میکند. آنها میدانند که علیرغم اینکه زکری با انجام کارهای خوب جان داد، هنوز مردی نفرتانگیز بود. به هر صورت، زکری به کوین در قاچاق زنان کمک میکرد. این موضوع برای ریچر احساساتی است، چرا که Annette او را به خاطر مهربانی و حمایتش در برابر مردان سمی کمپ زکری دوست داشته بود.
4 Richie به راه میافتد
Richie پول زکری را میگیرد و آزادانه به راه میافتد
در فصل 3 Reacher، ریچی رابطهای به مانند خواهر و برادر با ریچر برقرار کرد. ریچر از نظر احساسی دچار آسیب شد، چرا که سالها پیش برادرش را از دست داده بود. پس از پایان این ماجرا، ریچر به ریچی توصیه میکند قبل از اینکه مقامات پول را مصادره کنند، نقدی را بردارد. او به او مشاوره میدهد که وسیلهای تهیه کرده و به راه افتد.
این همیشه رویای ریچی بوده است، زیرا از اسیر بودن در خانه متنفر بود و از وابستگی به امپراتوری جنایتکار نفرت داشت. اما با دیدن فداکاری زکری به نوعی دچار رهایی میشود. ریچی به صحبتهای ریچر گوش فرا میدهد و به راه میافتد، احتمالاً تا به سفر در دنیا بپردازد و الهام بگیرد. او میخواهد در هنر مشغول شود و بدون حضور پدرش، مسیر برای شکل دادن به هویت خود کاملاً روشن میشود.
3 Duffy از ریچر جدا میشود
Duffy میخواهد بر بازسازی حرفهاش تمرکز کند
Agent Duffy وارد یک رابطه عاشقانه با ریچر شد که به درگیری منجر گردید. در نهایت، آنها کار را به سرانجام رساندند و توانستند خبرچینی را که کوین به عنوان برده نگه داشته بود آزاد کنند. اما Duffy صریح اعلام میکند که تنها بودن برای او بهتر است. او همان سخنرانی که معمولاً به عنوان یک مسافر تنها ارائه میدهد را به ریچر میکند.
Duffy به صورت یک مجرد از ریچر جدا میشود. این جدایی گرما و طنز را در پی دارد، چرا که ریچر عادت ندارد که از داروی خودش چشیده باشد. بوسهای میان آنها رد و بدل میشود که موجب میشود Duffy برای خاتمه دادن به کار، از جمله پاکسازی نام ریچر و سر و کار با خویشاوندان Eliot، راهی شود. او همچنین باید حرفهای خارج از DEA بسازد.
2 Teresa با خانوادهاش دوباره دیدار میکند
Duffy، Teresa را به سمت مادر بزرگش میبرد
ریچر و Duffy پیش از حمله، ناهاری بازیگوشانه با مادر بزرگ Teresa داشتند. او میخواست که Teresa به سلامت در خانه بازگردد و Duffy این جوانه را به خانه میرساند تا به هدف اصلی این فصل دست یابد. چون Teresa توسط Duffy در گروه زکری قرار داده شده بود، رهبر حاضر به انجام هر کاری برای بازپسگیری جاسوس میشد.
Teresa و پیرزن در آغوشی بلند و محکم یکدیگر را میگیرند. Duffy از اینکه میداند داستان آنها با خوشبختی به پایان میرسد بسیار خوشحال است. جانهای بسیاری از دست رفت تا این لحظه رقم بخورد و این موضوع گناه او را، به ویژه پس از از دست دادن Eliot، کمی تسکین میدهد. او میداند اشتباهاتی مرتکب شده و حرفه خود را لکهدار کرده است، اما پس از آنکه Teresa را به سمت درون هیولا سوق داد، مجبور به انجام آن شد.
1 Reacher دوباره به راه میافتد
Reacher یک دوچرخه برمیدارد و در America سرگردان میشود
پس از تمام هرج و مرج، ریچر حکمتی که به ریچی داده بود را به کار میگیرد. او یکی از موتورسیکلتهای زکری را از گاراژ دزدیده و میراند و در حالی که از زیبایی اقیانوس و کوههای اطراف لذت میبرد، به راه خود ادامه میدهد. طرز برخورد او با این سواری کمی کنایهآمیز است چرا که در حالی که برای زکری کار میکرد، بدنهای زیادی را در این آبها رها کرده بود. این سواری در کنار تمام مرگ، ویرانی و نقض قوانین قرار میگیرد و نشاندهنده دوگانگی ریچر و تغییر ارزشهای اخلاقی اوست.
برای مدت طولانی، او پس از از دست دادن Dominique به دنبال آزادی میگشت. کوین شبحی ایجاد کرد که همچنان ریچر را آزار میداد. قهرمان احساس مسئولیت میکرد که نتوانسته بود به Dominique کمک کند تا از کوین خلاص شود. در نهایت، این سرباز قادر خواهد بود مقداری از آن درد را تخلیه کند و به مأموریت جدید فصل 4 Reacher بپردازد. او باید مطمئن شود که اشتباهاتی مانند این فصل تکرار نشود؛ اما دستکم آرامش خاطر و حس بهبودی در پیش رو دارد.
همه سه فصل Reacher در Prime Video در دسترس هستند.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های نقد (تلوزیون)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید