امتیاز شما 0
0
نقد (تلوزیون)

سریال علمی تخیلی ۹۲% Silo؛ دو سال بعد ترسناک‌تر و مرتبط

سیلو

Silo سایلو در سال 2021 در Apple TV+ به نمایش درآمد و با لحظاتی واقعاً تکان‌دهنده همراه بود.

تنظیم پایه دیستوپیایی با زندگی ده هزار نفر در یک پناهگاه عظیم پس از رویدادی ناشناخته که زمین را برای زندگی غیر قابل سکونت کرد، باعث شد تا دو قسمت اول با خروج شخصیت‌های اصلی از سیلو اصلی و مرگ سریع آن‌ها در بیابان به پایان برسد.

این لحظات ابتدایی همچنین به نیروهای تاریکی که در سیلو فعالیت می‌کردند اشاره داشتند و در سراسر فصل اول مورد بررسی قرار گرفتند.

تا پایان فصل، ژولیت نیکولز، مهندس تبدیل‌شده به کلانتر، شروع به کشف توطئه‌ای کرد که توسط گروهی سایه‌وار و به‌طور پنهانی بر جامعه‌اش حکومت می‌کردند.

فصل با چندین نقطه عطف دراماتیک به پایان رسید که فصل دوم سریعاً به آن‌ها پرداخت. در نشان دادن پیامدهای این اتفاقات، Silo شروع به بررسی جامع روند رشد جنبش‌های اجتماعی و آغاز انقلاب‌ها کرده است.

با این کار، فصل دوم Silo's این امکان را برای طرفداران فراهم کرده که نگاهی نزدیکتر به شخصیت‌های کمتر استفاده‌شده داشته و جزئیات بیشتری درباره سیاست و فرهنگ محیط ارائه دهند. همچنین به نیروهای اجتماعی بسیار واقعی و اغلب ترسناکی پرداخته که به طرز عمیق و نگران‌کننده‌ای به دنیای امروز ما مرتبط هستند.

Silo's Season 2 چگونگی فروپاشی جوامع

Image

  • Silo قرار است در چهار فصل پخش شود.
  • این سریال بر اساس سه کتاب از سه‌گانه Silo، نوشته Hugh Howey اقتباس شده است.
  • فصل دوم Silo بنیادی بر رمان دوم به نام Shift بنا شده بود، اما برخی از محتواها حذف و به فصل سوم منتقل شد.

Silo با معرفی یک جامعه عملکردی، هرچند بسیار تحت فشار، آغاز شد.

تقریباً ده هزار نفر در یک پناهگاه زیرزمینی زندگی و کار می‌کردند و غذا، برق، پوشاک و سایر نیازهای زندگی را تولید می‌کردند. یک دولت کارآمد وجود داشت که بیشتر مردم به آن اعتماد و احترام می‌گذاشتند، به رهبری شهردار محبوب و در حال خدمت، و با احساسی از اجتماع و جامعه مدنی سالم. در طول فصل اول، به تدریج مشخص شد، ابتدا از طریق تحقیقات آلیسون و هولستون بکر، و بعداً ژولیت نیکولز، که سیلو همانطور که به نظر می‌رسید نبود و نیروهای پنهانی در واقع بر جامعه حکومت می‌کردند. وقتی که نیکولز در پایان فصل برای نظافت فرستاده شد و ظاهراً زنده ماند، این امر موجب آغاز مجموعه‌ای از رویدادها شد که ترتیب اجتماعی و سیاسی را از هم پاره کرد.

فصل دوم Silo با لحظات کوچک و اعمال کوچکی از شورش آغاز شد. مردم شروع به پرسیدن سوالات تابو و به چالش کشیدن نظم موجود کردند. پیام‌های اسپری شده بر روی دیوارها با شعار "Juliette lives" شروع به ظاهر شدن کردند. این اعمال گرافیتی هم با روایت رسمی دولت مبنی بر مرگ ژولیت تناقض داشتند و هم نشان‌دهنده کاهش احترام به قوانین ابتدایی، مانند قوانین ضد خرابکاری سیلو، بودند. با گذر زمان، این مقاومت به شورش آشکار و خشونت در خیابان‌ها و پله‌های سیلو تبدیل می‌شود.

در تنها ده قسمت کوتاه، طرفداران Silo شاهد فروپاشی یک جامعه مستحکم به هرج و مرج هستند. افراد کشته می‌شوند، اعتماد و احترامی که اعضای جامعه با آن زندگی می‌کردند تبخیر می‌شود و جناح‌ها و باورهای جدید ظهور می‌کنند. این امر باعث دراماتیکی جذاب می‌شود، اما همچنین تصویری به‌طور قابل توجهی واقع‌بینانه از چگونگی فروپاشی نظم، تبدیل شورش‌ها به انقلاب‌ها و استفاده از خشونت به عنوان وسیله‌ای که افراد پیش‌تر صلح‌آمیز برای حل اختلافات سیاسی خود انتخاب می‌کنند را نشان می‌دهد.

اگرچه داستان ممکن است پساآخرالزمانی بوده و در صدها سال آینده تنظیم شده باشد، اما درس‌هایی ابدی و بدون شک مرتبط با دنیای امروز ارائه می‌دهد. Silo به عنوان یادآوری خدمت می‌کند که حتی جوامعی که به نظر سالم می‌رسند و تاریخچه‌هایی به قرن‌ها باز می‌گردند، می‌توانند در مدت زمان نسبتاً کوتاهی فروپاشند.

یک سطح صاف و صلح‌آمیز می‌تواند تنش‌های در حال رشد را پنهان کند که با جرقه مناسب ناگهان به هرج و مرج تبدیل شوند. به محض آغاز این روند، فروپاشی کامل یک جامعه می‌تواند به طور شگفت‌آوری سریع رخ دهد و مرگ و ویرانی را به دنبال داشته باشد. Silo همچنین به درستی نشان می‌دهد که چگونه این رویدادها اغلب با فساد دولتی و از دست دادن مشروعیت آغاز می‌شوند.

Silo چالش مشروعیت صاحبان قدرت را به نمایش می‌گذارد

  • فینال فصل دوم Silo's برای اولین بار نکاتی درباره دنیای قبل از ساخت سیلو‌ها ارائه داد.
  • فینال نشان می‌دهد که هر فاجعه‌ای که به نظر می‌رسد دنیا را نابود کرده، در آینده نزدیک زمان حال ما رخ داده است.
  • فلاش‌بک در فینال اشاره می‌کند که فاجعه ناشی از درگیری بین ایالات متحده و ایران بوده است.

ماکس وبر، جامعه‌شناس و دانشمند علوم سیاسی، به شهرت رسید که یکی از عناصر بنیادین یک جامعه سیاسی مدرن، دولتی است که کنترل استفاده از زور برای وضع و اجرای قانون را در دست دارد. تنها یک سازمان حق تصمیم‌گیری در مورد آنچه مجاز است و تحمیل اراده خود از طریق خشونت بر دیگران را دارد. علاوه بر این، در یک جامعه سالم، مردم به دولت مشروعیت می‌دهند و پذیرفته‌اند که آن حق ایجاد و اجرای قانون را دارد.

وبر استدلال کرد که این مشروعیت می‌تواند ناشی از کاریزمای یک رهبر، ارجاع به سنت یا استفاده از رویه‌هایی مانند انتخابات باشد که اطمینان حاصل کند مردم دولت را به عنوان یک نهاد اساساً عادل می‌بینند.

تاریخ نشان داده است که، هنگامی که دولت از دید مردم مشروعیت خود را از دست می‌دهد، اغلب شورش به دنبال دارد. در فصل اول Silo، بینندگان می‌بینند که چگونه رهبران جامعه از ترکیبی از سنت و انتخابات برای کسب حمایت مردم استفاده می‌کنند. بنیان‌گذاران و حکمت آنان به طور منظم توسط بخش قضایی، IT و ادارت کلانتر یادآوری می‌شوند.

پکت، که قانون سیلو را تعیین می‌کند، به نظر می‌رسد به عنوان یک کتاب مقدس دیده می‌شود که حکمت آن ابدی است و جای سوال ندارد. در جامعه عموماً پذیرفته شده است که اوضاع در سیلو به همین شکل است چون همیشه اینگونه بوده و بنیان‌گذاران قصد داشتند به همین صورت باقی بماند. علاوه بر این، مناصبی مانند شهردار از طریق انتخابات انتخاب می‌شوند که به همه احساس می‌دهد دولتشان واقعاً نماینده آن‌هاست.

اما در طول فصل دوم، همه اینها فروپاشند. فصل دوم Silo's شاهد افشا تدریجی فساد و پوسیدگی در قلب دولت و فروپاشی اعتماد و احترامی است که مردم به نهادهای خود دارند. برنارد هولند با استناد به قوانین موجود سمت شهردار را بر عهده می‌گیرد اما به سرعت شروع به سوءاستفاده از قدرت خود کرده و قوانین تعیین‌شده پکت را زیر پا می‌گذارد.

از اعمال قرنطینه و بازداشت مخالفان بدون محاکمه تا ترتیب دادن حوادث ساختگی و قتل، او به طور نمایشی به بی‌قانونی خود افزوده تا جایی که دیگر نتوان آن را پنهان یا توجیه کرد. با وقوع این روند، روز به روز ساکنان بیشتری از سیلو، از ابتدای گروه مکانیکی تا سطح‌های بالاتر، احساس راحتی بیشتری در به چالش کشیدن رهبری او و قوانینی که از آن‌ها برای توجیه قدرتش استفاده می‌کند، پیدا می‌کنند.

Silo به هواداران یادآوری می‌کند که در نهایت، چیزی که ثبات را برقرار می‌کند، قوانین یا پلیس یا رهبران نیستند، بلکه باور مشترک به انصاف جامعه و مشروعیت دولت است.

وقتی رهبران از قدرت خود سوءاستفاده می‌کنند یا نشان می‌دهند قوانین خود را رعایت نمی‌کنند، تقریباً اجتناب‌ناپذیر است که مردم شروع به مقابله با آن‌ها کنند.

در زمانی از تاریخ که نهادهای موجود تحت حمله هستند و سوالات جدی درباره مشروعیت اقدامات دولتی مطرح می‌شود، Silo یادآوری به موقع از بدترین نتایجی است که ممکن است در نتیجه اتفاق بیفتد.

Silo یک سریال علمی-تخیلی انقلابی است

A group of Silo 17 rebels led by the sheriff on Silo

  • فصل دوم Silo ثابت می‌کند که 51 پناهگاه زیرزمینی ساخته شده بودند.
  • رویدادهای دو سیلو که تا کنون نمایش داده شده به نظر می‌رسد که انقلاب یک رویداد رایج است.
  • وجود یک "روند حفاظتی" نشان می‌دهد که سازندگان سیلوها احتمال شورش را در نظر گرفته بودند.

این نکته بسیار برجسته است که Sillo's فصل دوم آغاز می‌شود نه با شخصیت‌های شناخته‌شده بلکه با فلاش‌بکی از ساکنان سیلو 17.

طرفداران شورشی را می‌بینند که آن جامعه را به پایان رساند و جان تقریباً تمامی ساکنان پناهگاه را گرفت. لحظه اوج، پیش‌بینی می‌کند که کل فصل درباره چه خواهد بود و شجاعت و انگیزه انقلابی‌ها را برجسته می‌کند.

همچنین تراژدی و خشونت ناشی از آن را برجسته می‌کند و یادآوری می‌کند که چه توجیه شده و چه نشده، این حرکات همیشه قربانی‌هایی دارند. لحظات آغازین همچنین بینندگان را دعوت می‌کند تا بپرسند سیلو 17 چگونه به آن نقطه رسید و چه چیزی مردم را به شکافتن به دو جناح که آماده قتل یکدیگر بودند واداشت.

از قسمت دوم به بعد، Silo پاسخ احتمالی را از طریق رویدادهای در حال گشایش در سیلو 18 ارائه می‌دهد. این حرکت با پرسیدن از روایت‌های رسمی در سراسر سیلو و جلسات پنهانی در بخش مکانیکی آغاز می‌شود و به اندازه‌ای رشد می‌کند که دیگر توسط مقامات کنترل نشود. همچنین، طبق واقعیت، این حرکت غالباً از همبستگی دور است.

برای جنبش‌های مخالف، شورش‌ها و انقلاب‌ها که به صورت درونی تقسیم شده باشند، غیرمعمول نیست؛ اغلب تنها چیزی که انقلابی‌ها بر سر آن توافق دارند این است که دولت فعلی باید برکنار شود. در Silo، شورش رو به رشد به لحاظ روش‌ها و اهداف تقسیم شده است. نکس و شرلی به طور برجسته در مراحل اولیه درباره میزان رادیکالیسم در مخالفت و خواسته‌های خود بحث می‌کنند.

با موفقیت شورش، این دو توافق می‌کنند که حقیقت را می‌خواهند اما علاقه‌ای به باز کردن درها و بیرون رفتن ندارند، در حالی که پاتریک رهبری جناحی را بر عهده دارد که باور دارند جهان بیرون سالم است و خواستار خروج از سیلو می‌شوند.

فینال با یک نقطه عطف دراماتیک به پایان می‌رسد و طرفداران را به شک می‌اندازد که آیا شورش موفق خواهد شد یا به توپ خود فروپاشد. Silo به سرعت خود را به عنوان یک سریال تنش‌زا و هیجان‌انگیز، پر از رمز و راز و درام، معرفی کرده است.

همچنین بازنمایی به طرز نگران‌کننده واقع‌بینانه‌ای از خشونت سیاسی و بررسی چگونگی زوال و فروپاشی جوامع سالم است. ممکن است موضوعی خیلی شاد نباشد، اما با وجود سرگرم‌کننده بودن، به موقع و ارزش دیدن برای هرکسی که به انقلاب‌ها و ریشه‌های آن‌ها علاقه‌مند است، محسوب می‌شود.

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده اند

تازه های نقد (تلوزیون)

محتوای خود را پیدا کنید

نظرات

نظر خود را به اشتراک بگذارید

امتیاز شما 0