
در مجموعههای RPG مانند The Elder Scrolls، یکی از اساسیترین جنبهها علاوه بر ساخت یا هویت، انتخاب بازیکن است. بازیهای RPG و بازیکنان هر دو در این جنبه پیشرفت میکنند، زیرا لایهای از عمق را به دنیای بازی اضافه میکنند، مسیر متفاوتی را برای شخصیتهای آنها معرفی میکنند و این پتانسیل را دارند که سرنوشت هر شخصیتی را از یک شخصیت به کل جهان تغییر دهند. امکانات انتخاب بازیکن - و در نتیجه پخش کننده گسترش - جزئیات ظریف و در عین حال پیچیده را به یک RPG اضافه می کند و ایده "علت و معلول" را به سطح کاملاً جدیدی می برد.
در The Elder Scrolls V: Skyrim، از این نظر تقریباً یکسان است. همانطور که بازیکنان برای تغییر سرنوشت Skyrim و افراد آن انتخاب های بسیار متنوعی دارند. برخی عمده هستند، برخی دیگر جزئی هستند. برخی پتانسیل تغییر چشمانداز سیاسی و اقتصادی یک کشور را دارند، برخی دیگر فقط بر سرنوشت گروه کوچکی از افراد یا یک فرد تأثیر میگذارند. یکی از این گزینه ها در دسته دوم قرار می گیرد، اما تأثیر آن بر انتخاب بازیکن، مفهوم اخلاقی منحصر به فردی را به Skyrim معرفی می کند. آن انتخاب؟ اینکه آیا پاارتورناکس را بکشیم یا نه.
پارتورناکس رهبر ریش خاکستری ها و یکی از قدیمی ترین اژدهایان موجود است.
مربی اژدها، استاد تووم
Paarthurnax، یا همانطور که اژدهایان دیگر او را می شناسند: "The Old One"، یکی از قدیمی ترین اژدهایان موجود، یکی از قدرتمندترین، و مسلماً عاقل ترین آنها است. او بر فراز گلوگاه جهان نشسته است و ریش خاکستری هایی را که در زیر قله زندگی می کنند رهبری می کند. او استاد Thuum: صدای طوفان، زبان خود اژدهاها است.
او حتی معلم قهرمان داستانSkyrim، Dovahkiin، Dragonborn، فانی است که با روح یک اژدها متولد شده است. او یکی از شخصیتهای اصلی Skyrim و شخصیت کلیدی در کمک به نجات کشور، مردم آن و کل نیرن از تهدید بحران اژدها است. اما او همیشه متحد فانی ها نبود. برعکس، او ابتدا دشمن آنها بود.
پارتورناکس ستوان آلدوین بود، اما علیه او مخالفت کرد
او به خاطر انسان های فانی به هم نوعان خود خیانت کرد
پارتورناکس، در گذشته، ستوان آلدوین، جهانخوار بود که رهبر همه اژدهاها و قدرتمندترین آنها بود. او به همراه آلدوین، تمدن و مردم آن را در طول جنگ اژدها در عصر مرتیک به هدر داد. به قول خود پارتورناکس، او هم شاهد جنایات ناگفتنی علیه بشر بوده و هم مرتکب شده بود و آنها را تا مرز انقراض پیش برده بود. اما با گذشت زمان، او از آلدوین و جاه طلبی هایش ناامید شده بود و علیه او روی آورد.
پارتورنکس در کنار انسان قرار گرفت و نه تنها به آنها کمک کرد تا علیه آلدوین و پیروانش مبارزه کنند، بلکه زبان اژدها، خود Thuum را نیز به آنها آموزش داد. با کمک او و سایر اژدهایان وفادار به او، بشر توانست آلدوین را شکست دهد و برای مدتی از سطح وجودی آنها تبعید کند.
- پارتورناکس دست راست آلدوین بود
- او به او خیانت کرد تا به بشریت کمک کند تا اولین شکست خود را رقم بزند
- کمک های او برای اژدها در زمانی که او را برای همیشه شکست داد بسیار مهم بود
الدوین سرانجام همانطور که در نبوت پیشبینی شده بود باز خواهد گشت و او یک بار دیگر در کنار انسان قرار میگیرد. در وقایع Skyrim، Paarthurnax به متولدین اژدها کمک میکند و به پیشرفت Thuum کمک میکند و به آنها در یادگیری Dragonrend، فریاد برای غلبه بر اژدها کمک میکند. کمک های او نه تنها به شکست دادن آلدوین و نجات اسکایریم، بلکه تمام نیرن کمک کرد. با این حال، جنایات او فراموش نشد و برای برخی نیز بخشیده نشد.
تیغه ها به دنبال مرگ پارتورناکس هستند
یک عمل بد، خوب را از بین نمی برد، و نه خوب، بد را
گذشته پارتورناکس فراموش نشد و گناهان او نیز فراموش نشدند. هر دو قرنها بعد وقتی تیغهها از وجود او مطلع شدند، هر دو به او بازگشتند. در طول بازی Skyrim، اگر بازیکنان میخواستند در خط ماموریت خود Blades پیشروی کنند، باید یک کار مهم را انجام میدادند: Paarthurnax را بکشند. در حالی که اژدهای پیر در نهایت به بشریت کمک کرد، اما گناهان فجایع گذشته او را پاک نکرد. در واقع، وقتی ضمانت میکند که پاارتورناکس را به خاطر اعمالش نجات دهد، رهبر تیغهها
دلفین استدلال میکند که او را بدتر میکند، زیرا اگر میتوانست به آلدوین خیانت کند، میتواند به بشریت نیز خیانت کند. این منجر به اولتیماتوم بین Dragonborn و Blades می شود: پاارتورنکس را بکشید یا دیگر از آنها کمک نگیرید. و این اولتیماتوم به نوبه خود منجر به انتخابی می شود که تا به امروز بازیکنان را آزار می دهد: پاارتورناکس را بکشید یا از او نجات دهید.
کشتن یا نکشتن پاارتورناکس
جلب لطف تیغه ها و خشم ریش خاکستری ها یا برعکس
در صورت داشتن گزینه کشتن پارتورناکس یا در امان ماندن از او، انتخاب ناخوشایندی برای اژدها متولد شده است. امتناع از کشتن او هر گونه پیشرفت یا کمک بیشتر از سوی تیغه ها را متوقف می کند، اما انجام این کار نه تنها به زندگی یکی از بزرگترین حامیان بشر پایان می دهد، بلکه باعث خشم ریش خاکستری ها نیز می شود. دومی صریحاً اژدهازاده را به خاطر کاری که انجام داده است سرزنش می کند.
این انتخاب همچنین فراتر از بازی به بازیکن نیز گسترش مییابد و آنها را با یک انتخاب مهم و یک دوراهی اخلاقی مواجه میکند. آیا تنها گزینه اخلاقی کشتن پارتورناکس است؟ این ممکن است عادلانه باشد، اما آیا درست است؟ آیا درست است که کسی را به خاطر اشتباهات گذشتهاش تنبیه کنیم، علیرغم تمام کارهایی که انجام داده است تا از آنها بالاتر برود؟
- کشتن پاارتورناکس کمک تیغه ها را به همراه داشت اما ریش خاکستری ها را تایید نکرد.
- امتناع از کشتن پاارتورناکس، هر گونه پیشرفت بیشتر با Blades را متوقف می کند
هنگامی که این موضوع را برای پاارتورناکس مطرح می کند، اژدهای پیر اصلاً از تمایل تیغه برای کشتن او شگفت زده نمی شود. برعکس، او آن را درک می کند. علیرغم تمام کارهایی که او برای نوع فانی انجام داده و از طبیعت اولیه خود بالاتر رفته است، او هنوز یک اژدها است و اژدهاها برای تسلط ساخته شده اند. او خودش این واقعیت را می پذیرد.
در واقع، او ادامه میدهد و میگوید که اگرچه بر این غریزه پست غلبه کرده است، اما حتی یک روز نیست که وسوسه نشود که دوباره به آن بازگردد. بنابراین احتمال شرور بودن او وجود دارد. پس این سؤال همچنان باقی است: آیا کشتن پاآرتورناکس به خاطر گناهان گذشته درست است یا او را به خاطر همه چیزهایی که از آن برخاسته است دریغ کنیم؟
سرنوشت پارتورناکس هم یک انتخاب اخلاقی و هم یک معضل اخلاقی است
انتخاب اخلاقی نهایی که باید انجام شود
Paarthurnax و سرنوشت او به انتخاب Dragonborn و در نتیجه، بازیکن بستگی دارد. در حالی که کشتن او با تمام جنایاتی که مرتکب شده توجیه می شود، همچنین به معنای انکار تمام خوبی هایی است که انجام داده و هنوز هم می تواند انجام دهد. اقدامات او باعث تغییر نه تنها در خود او، بلکه در سایر اژدهاها شد و به آنها کمک کرد تا بر آلدوین و جاه طلبی های خام او غلبه کنند.
او همچنین الهامبخش انسانهای فانی دیگری نیز بود، مانند یورگن ویندکالر، که به نوبهی خود «راه صدا» را به وجود آورد، فلسفهای که در تکامل پارتونکس نقش اساسی داشت، و ریش خاکستریها، یک نظم باستانی و محترم که تقدیم به مطالعه Thuum و احترام به خدایان است. به دلیل پارتورناکس، بشر ابزاری برای مبارزه با آلدوین و جلوگیری از سرنوشتی بدتر از مرگ در اختیار بشر قرار داد.
اما همه اینها گناهان او را هم پاک نمی کند. پاآرتورناکس، با وجود تمام کارهای خوبی که انجام داد، مرتکب تعداد زیادی فحاشی علیه جهان و انسانها هم بود. طنزهایی که گفته می شد ناگفتنی بود. همانطور که دستی برای کمک به بشر کرد، چنگالهای خود را نیز بر آنها تسلیم کرد. او، آلدوین، و اژدهایان بیشماری دیگر.
هنگامی که انتخاب برای کشتن یا نجات پاارتورناکس داده میشود، هنگام در نظر گرفتن هر دو طرف درگیری، هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد. اما نقل قولی توسط خود اژدهای پیر ارائه شده است که بینش کمی در مورد این معضل به ارمغان می آورد: "چه بهتر است - خوب به دنیا بیای یا با تلاش زیاد بر طبیعت شیطانی خود غلبه کنی؟" Paarthurnax، اگرچه در ابتدا غیرقابل انکار شیطانی بود، اما با تلاش و اراده محض از آن شر - ماهیت او - بالاتر رفت. این تکامل به شکست جهانخوار، امنیت وجود نیرن، و تجدید حیات الهام برای هر دو اژدها و فانی به طور یکسان کمک کرد.
پس آیا درست است که پارتورناکس را به خاطر اشتباهاتش تنبیه کنیم؟ شاید. اما این نیز درست است - و مسلماً بهتر است - اجازه دهیم او زنده بماند. تا به او اجازه بدهند که بار زندگی کردن چه کارهای خوب و چه بد را تحمل کند. اقدامات او ممکن است به جهان آسیب رسانده باشد، اما آنها همچنین به نجات آن کمک کردند و همچنان به سلامت، رفاه و آینده بهتر آن می افزایند. پارتورناکس یکی از بزرگترین دشمنان نیرن بود، اما در نهایت به یکی از بزرگترین ناجیان آن تبدیل شد و مرگ او بیشتر از اینکه سودی داشته باشد، برای جهان ضرر خواهد بود.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های بازی
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید