امتیاز شما 0
0
مقالات فیلم و سریال

۱۰ راز پروفسور اسنیپ Snape که فقط خوانندگان هری پاتر می دانند

ایرانیکارت 1234
هری پاتر یک حماسه فانتزی باورنکردنی است که دهه‌ها پس از انتشار اولین کتاب، همچنان یکی از محبوب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین‌ها باقی مانده است.
مجموعه کتاب‌ها شخصیت‌هایی با پیشینه‌های پیچیده و قوس‌های شخصیتی به‌یادماندنی معرفی کردند. طرفداران هری پاتر شخصیت‌هایی مانند هری، رون ویزلی و هرمیون گرنجر را دنبال کردند که در دنیای جادوگری بزرگ می‌شدند و در سفر خود برای شکست دادن یکی از تاریک‌ترین جادوگران تمام دوران، لرد ولدمورت، با چالش‌های متعددی روبرو می‌شدند. شخصیت‌های دیگر مانند آلبوس دامبلدور و سوروس اسنیپ نیز نقش مهمی در داستان ایفا می‌کنند و داستان‌ها، صحنه‌ها و قوس‌های شخصیتی آن‌ها از به‌یادماندنی‌ترین‌ها هستند.
با این حال، طرفدارانی که فقط فیلم‌های هری پاتر را دیده‌اند، احتمالاً چیزهای زیادی را در مورد برخی از این شخصیت‌ها از دست داده‌اند. با اقتباس‌های سینمایی از مجموعه کتاب‌های هری پاتر، بسیاری از طرفداران جدید با دنیای جادوگری آشنا شدند و توانستند داستان‌های این شخصیت‌ها را دنبال کنند. با این حال، تمام جزئیات به پرده سینما راه نیافتند و بسیاری از شخصیت‌ها پیشینه‌های عمیق‌تر یا لحظات به‌یادماندنی دارند که فقط طرفداران کتاب‌های هری پاتر از آن آگاه هستند. و یکی از آن شخصیت‌ها سوروس اسنیپ است، استاد هاگوارتز که قبل از اینکه یک مامور دوجانبه شود، مرگ‌خوار بود.

اسنیپ قرار بود خیلی جوان‌تر باشد

سوروس اسنیپ در مقابل ست لوازم معجون‌سازی خود در هری پاتر ایستاده است.

در حالی که آلن ریکمن همچنان یکی از به‌یادماندنی‌ترین بازیگران فیلم‌های هری پاتر باقی مانده است، او دقیقاً برای نقش سوروس اسنیپ مناسب نبود. ریکمن در طول فیلم هری پاتر و سنگ جادو، اولین فیلم از مجموعه فیلم‌های هری پاتر، در دهه 50 زندگی خود بود. در همین حال، اسنیپ کتابی فقط 31 سال سن داشت که هری برای اولین بار با معلم معجون‌ها ملاقات کرد. سوروس اسنیپ در سال 1960 به دنیا آمد و اولین سال هری در هاگوارتز بین سال‌های 1991 و 1992 رخ داد. (سال 1369 تا 1371 شمسی) تفاوت سنی بین شخصیت‌های کتاب و فیلم همچنین به این معنی بود که شخصیت‌های دیگری که قرار بود هم سن اسنیپ باشند، باید مسن‌تر نشان داده می‌شدند. ریموس لوپین و سیریوس بلک، و همچنین والدین هری، شخصیت‌هایی بودند که همزمان با اسنیپ به هاگوارتز رفتند و در طول جنگ جادوگری دوم نیز باید در اوایل دهه 30 زندگی خود می‌بودند. اما مانند سوروس اسنیپ، آن‌ها در اقتباس‌های فیلم بسیار مسن‌تر بودند.

شغل اسنیپ در هاگوارتز ماموریتی از طرف ولدمورت بود

اسنیپ در هری پاتر و سنگ جادو به هری خیره شده است.

وقتی هری برای اولین بار به هاگوارتز می‌رسد، سوروس اسنیپ سال‌هاست که در هاگوارتز تدریس می‌کند. در هری پاتر و محفل ققنوس، دلورس آمبریج با تمام اساتید هاگوارتز مصاحبه می‌کند و اسنیپ اشاره می‌کند که 14 سال است که معلم هاگوارتز بوده است. پنجمین کتاب هری پاتر همچنین فاش می‌کند که اسنیپ در مسافرخانه هاگز هد در طول مصاحبه شغلی سیبل تریلانی حضور داشته و او نیز به دنبال سمتی در هاگوارتز بوده است.

اسنیپ روی این نکته پافشاری نکرد. او دوباره نوشیدنی خود را برداشت، جرعه‌ای از آن نوشید و ادامه داد: "شما می‌پرسید کجا بودم وقتی لرد تاریکی سقوط کرد. من جایی بودم که او به من دستور داده بود باشم، در مدرسه جادوگری هاگوارتز، زیرا او می‌خواست من از آلبوس دامبلدور جاسوسی کنم. شما می‌دانید، تصور می‌کنم، که این به دستور لرد تاریکی بود که من این پست را پذیرفتم؟"

کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه جزئیات بیشتری از تلاش‌های اسنیپ برای به دست آوردن شغل در هاگوارتز ارائه می‌دهد. بلاتریکس لسترنج می‌پرسد اسنیپ کجا بوده وقتی ولدمورت در طول جنگ جادوگری اول سقوط کرد. اسنیپ فاش می‌کند که طبق درخواست خود ولدمورت در هاگوارتز بوده است. این بدان معناست که اسنیپ شغل خود را در هاگوارتز به عنوان بخشی از یک ماموریت برای ولدمورت به دست آورده است. پس از سقوط ولدمورت، اسنیپ در هاگوارتز باقی ماند. او به بلاتریکس می‌گوید که فکر نمی‌کرده ولدمورت بازگردد و نمی‌خواسته شغل راحت خود را ترک کند. اما از آنجایی که طرفداران می‌دانند او در آن زمان مرد داخلی دامبلدور بوده است، منطقی است که او تحت حمایت دامبلدور در هاگوارتز بماند، که او را از رفتن به آزکابان باز داشت.

اسنیپ کسی بود که نبوت را به ولدمورت گفت

اسنیپ در قسمت اول یادگاران مرگ در حال صحبت با ولدمورت با دیگر مرگ‌خواران است.

همان شبی که اسنیپ و تریلانی در مسافرخانه هاگز هد برای مصاحبه شغلی با دامبلدور به هم برخوردند، همان شبی بود که تریلانی نبوتی را به دامبلدور داد که سرنوشت هری و ولدمورت را رقم زد. او دو بار نبوت را به دامبلدور داد و بار دوم، حرف او توسط متصدی بار هاگز هد، آبرفورث دامبلدور، که مرد دیگری را که در حال گوش دادن پشت در پیدا کرده بود، حمل می‌کرد، نیمه تمام ماند. و آن مرد کسی نبود جز سوروس اسنیپ.

"لطفاً بگذارید حرفم را تمام کنم." دامبلدور صبر کرد تا هری سر تکان داد، سپس ادامه داد. "پروفسور اسنیپ اشتباه وحشتناکی مرتکب شد. او هنوز در شب شنیدن نیمه اول نبوت پروفسور تریلانی در استخدام لرد ولدمورت بود. طبیعتاً، او شتابان به ارباب خود گفت که چه شنیده است، زیرا این موضوع عمیقاً به اربابش مربوط می‌شد. اما او نمی‌دانست - هیچ راه ممکنی برای دانستن نداشت - که ولدمورت از آن به بعد کدام پسر را شکار خواهد کرد، یا اینکه والدینی که او در جستجوی قتل‌هایش نابود می‌کند، افرادی بودند که پروفسور اسنیپ می‌شناخت، که آن‌ها مادر و پدر شما بودند -"

سوروس اسنیپ نبوت تریلانی را شنید، اگرچه فقط نیمی از آن را شنید. از آنجایی که اسنیپ نتوانست کل نبوت را بشنود، مهم‌ترین بخش را نمی‌دانست، اینکه "لرد تاریکی او را به عنوان همتای خود نشان خواهد کرد، اما او قدرتی خواهد داشت که لرد تاریکی نمی‌داند... و یکی باید به دست دیگری بمیرد زیرا هیچ‌کدام نمی‌توانند در حالی که دیگری زنده است زنده بمانند." به همین دلیل است که ولدمورت سعی کرد نبوت را از اداره اسرار بدزدد، زیرا بعداً متوجه شد که اسنیپ تمام ماجرا را نشنیده است.

اسنیپ به طور تصادفی باعث از دست دادن گوش جورج ویزلی شد

جورج ویزلی با گوش آسیب دیده در هری پاتر

نبرد هفت پاتر بخش مهمی از هری پاتر و یادگاران مرگ است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که محفل ققنوس تلاش می‌کند هری را قبل از اینکه هری بالغ شود، با خیال راحت از خانه دورسلی‌ها به خانه لاغرها ببرد و محافظت لیلی دیگر اثری نداشته باشد. برخی از اعضای محفل معجون پولی‌جوس را می‌نوشند تا به هری تبدیل شوند و همه آن‌ها به صورت جفت به مکان‌های مختلف سفر می‌کنند. اما اتفاق دیگری در طول نبرد هفت پاتر رخ می‌دهد که فیلم‌ها هرگز آن را توضیح نمی‌دهند. این اسنیپ بود که نفرینی را فرستاد که گوش جورج را گرفت و خاطرات اسنیپ که هری در آب‌گردان در کتاب یادگاران مرگ می‌بیند، دقیقاً آنچه را که رخ داده است توضیح می‌دهد.

حالا هری در کنار اسنیپ روی یک جارو در یک شب تاریک و صاف پرواز می‌کرد: او توسط دیگر مرگ‌خواران نقاب‌دار همراهی می‌شد و جلوتر لوپین و هری بودند که واقعاً جورج بود... یک مرگ‌خوار از اسنیپ جلوتر رفت و چوب‌دستی خود را بالا برد و مستقیماً به پشت لوپین اشاره کرد.

در طول نبرد، اسنیپ در کنار یک مرگ‌خوار دیگر پرواز می‌کند. آن‌ها لوپین و کسی را که باور دارند هری است دنبال می‌کنند، اما در واقع جورج است که معجون پولی‌جوس را نوشیده است. مرگ‌خواری که کنار اسنیپ بود، می‌خواست نفرینی به لوپین بفرستد، بنابراین اسنیپ سعی کرد نفرین خود را برای متوقف کردن او بفرستد. اما به جای اینکه دست مرگ‌خوار را بگیرد، به طور تصادفی به گوش جورج برخورد می‌کند. اسنیپ هرگز سعی نکرد به جورج یا هیچ عضو دیگری از محفل ضربه بزند. اسنیپ و دامبلدور در واقع کسانی بودند که طرح استفاده از طعمه‌ها را ارائه کردند و سپس اسنیپ این ایده را در ذهن ماندانگاس فلچر کاشت، که بعداً آن را به محفل پیشنهاد داد.

پدر اسنیپ یک مشنگ بود

سوروس اسنیپ (آلن ریکمن) با ردای سیاه، در حالی که بازوهایش را از هری پاتر دراز کرده، به بالا نگاه می‌کند.

هری پاتر و شاهزاده دورگه به یافتن یک کتاب معجون‌های مستعمل توسط هری با حاشیه‌نویسی‌های "شاهزاده دورگه" می‌پردازد که به هری کمک می‌کند بهترین شاگرد معجون‌ها شود. اما کتاب به سرعت خطرناک می‌شود زیرا او از نفرین ناشناخته‌ای که در آن نوشته شده است برای حمله به مالفوی استفاده می‌کند. سپس هری کتاب را در اتاق نیازمندی‌ها رها می‌کند و قسم می‌خورد که دیگر هرگز از آن استفاده نکند. با این حال، "شاهزاده دورگه" در داستان بسیار مهم می‌شود. در پایان فیلم، اسنیپ فاش می‌کند که شاهزاده دورگه است. با این حال، هیچ جزئیات بیشتری در مورد اینکه چگونه یا چرا اسنیپ خود را شاهزاده دورگه نامیده است وجود ندارد. کتاب‌های هری پاتر بیشتر توضیح می‌دهند که پدر اسنیپ یک مشنگ بود و نام خانوادگی مادرش پرنس بود. این او را یک دورگه با مادری جادوگر و پدری مشنگ می‌سازد. اسنیپ نام خانوادگی مادرش را برگزید زیرا رابطه پیچیده‌ای با پدرش داشت.

اسنیپ در کودکی از بی‌توجهی و احتمالاً آزار رنج می‌برد

لی‌لی ایوانز و سوروس اسنیپ جوان در کنار هم در علف‌ها در هری پاتر دراز کشیده‌اند.

در حالی که هیچ صحنه مستقیمی در کتاب‌های هری پاتر وجود ندارد که نشان دهد اسنیپ توسط پدرش مورد آزار جسمی قرار گرفته است، نشانه‌های زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه دوران کودکی اسنیپ اصلاً شاد نبوده است. در کتاب هری پاتر و محفل ققنوس، هری سعی می‌کند انسداد ذهن را یاد بگیرد و به طور تصادفی به خاطرات اسنیپ نگاه می‌کند. یکی از این خاطرات صحنه‌ای است که در آن مردی سر زنی فریاد می‌زند و هری به زودی متوجه می‌شود که این‌ها والدین اسنیپ هستند.

اسنیپ متزلزل شد - چوب‌دستی‌اش به سمت بالا پرواز کرد، دور از هری - و ناگهان ذهن هری پر از خاطراتی شد که متعلق به او نبودند: مردی با بینی قلاب‌دار بر سر زنی ترسان فریاد می‌زد، در حالی که پسر کوچکی با موهای تیره در گوشه‌ای گریه می‌کرد... نوجوانی با موهای چرب تنها در اتاق خواب تاریکی نشسته بود، چوب‌دستی‌اش را به سمت سقف گرفته بود، مگس‌ها را به پایین شلیک می‌کرد... دختری می‌خندید در حالی که پسر نحیفی سعی می‌کرد سوار جاروی سرکش شود -

اسنیپ همچنین لباس‌های پاره و کهنه، بیشتر لباس‌های قدیمی والدینش را می‌پوشید. اسنیپ در کودکی با لیلی در مورد بحث و جدل‌های مداوم والدینش و اینکه به نظر می‌رسد پدرش از هیچ چیز خوشش نمی‌آید، درد دل می‌کرد. اسنیپ مشتاق بود خانواده‌اش را ترک کند و به هاگوارتز برود، جایی که امیدوار بود تجربه بهتری داشته باشد. متاسفانه، قلدری که اسنیپ از جیمز و سیریوس متحمل شد، هیچ کمکی به کاهش رنجش اسنیپ نکرد و او به سرعت به جمع اشتباهی افتاد قبل از اینکه به طور کامل به سمت ولدمورت بچرخد.

اسنیپ یکی از اساتیدی بود که از سنگ جادو محافظت می‌کرد

هرمیون، رون و هری در هری پاتر و سنگ جادو.

هری پاتر و سنگ جادو هری، رون و هرمیون را نشان می‌دهد که سعی می‌کنند کسی را از دزدیدن سنگ اصلی، که در هاگوارتز پنهان شده است، باز دارند. آن‌ها در ابتدا باور دارند که اسنیپ سعی دارد آن را بدزدد و سعی می‌کنند هاگرید را از این موضوع متقاعد کنند. با این حال، هاگرید اشاره می‌کند که اسنیپ یکی از اساتیدی است که از سنگ محافظت می‌کند. با این حال، در حالی که هاگرید این را می‌گوید، محافظت اسنیپ از سنگ جادو در نسخه فیلم وجود ندارد. در کتاب هری پاتر و سنگ جادو، هری و هرمیون کسانی هستند که به محافظت اسنیپ برای سنگ می‌رسند. هنگامی که آن‌ها وارد اتاقی می‌شوند که آزمون اسنیپ را در خود جای داده است، دری که به جلو می‌رود، و همچنین دری که به عقب می‌رود، هر دو در آتش فرو رفته‌اند. تنها راه عبور از هر یک از این درها با یکی از معجون‌های زیادی است که روی میز پیدا می‌کنند. با این حال، برای اینکه بدانند کدام یک از این معجون‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا از آتش در هر دو در عبور کنند، هری و هرمیون باید معمای اسنیپ را حل کنند. خوشبختانه، هرمیون قادر است به سرعت معما را حل کند و معجون‌های صحیح را پیدا کند.

اسنیپ کسی بود که لوپین را به عنوان یک گرگینه افشا کرد

فرم گرگینه ریموس لوپین در فیلم هری پاتر و زندانی آزکابان

هری پاتر و زندانی آزکابان داستانی است بیشتر در مورد گذشته، به ویژه در مورد گذشته اسنیپ و دوران جیمز پاتر در هاگوارتز. دشمنی سوروس و جیمز نقش بزرگی در رویدادهای این کتاب ایفا می‌کند. یکی از بهترین دوستان جیمز، ریموس لوپین، استاد دفاع در برابر جادوی سیاه می‌شود. و دیگری، سیریوس بلک، از آزکابان، زندان جادوگران، فرار می‌کند، جایی که او سال‌های زیادی را پس از متهم شدن به قتل پیتر پتی‌گرو، یکی دیگر از دوستان جیمز، گذرانده بود.

لوپین به سمت در رفت و آن را پشت سر هری بست.

سوروس اسنیپ در کار کردن با لوپین مشکل دارد و شک دارد که لوپین به سیریوس بلک کمک می‌کند. همه هنوز به گناه سیریوس باور داشتند تا اینکه هری متوجه شد که پیتر پتی‌گرو روی نقشه غارتگر ظاهر شده است. در جریان رویارویی نهایی در زندانی آزکابان، اسنیپ سیریوس را دستگیر می‌کند و وزارت سحر و جادو تصمیم می‌گیرد نشان درجه دو مرلین را به خاطر خدماتش به او اعطا کند. اما پس از اینکه هری و هرمیون از گرداننده زمان برای نجات جان سیریوس استفاده می‌کنند، وزارت سحر و جادو نشان مرلین اسنیپ را پس می‌گیرد و او بیش از حد عصبانی می‌شود. و او این عصبانیت را سر لوپین خالی می‌کند و با افشای گرگینه بودن لوپین به مدرسه.

اسنیپ در کتاب‌ها قلدرتر بود

آلن ریکمن در نقش سوروس اسنیپ در حالی که چوب‌دستی خود را در هری پاتر دراز کرده است.

در حالی که هیچ انکاری نیست که سوروس اسنیپ به عنوان یک دانش آموز در هاگوارتز قلدری زیادی را متحمل شده است، هیچ راهی برای چشم پوشی از نحوه رفتار اسنیپ با دانش آموزانش به عنوان یک بزرگسال وجود ندارد. اسنیپ شخصیتی پیچیده با ویژگی‌های بیشتر خاکستری است که او را به شخصیتی عالی تبدیل می‌کند. با این حال، این بدان معنا نیست که شخصیت فرد بزرگی بوده است.

او هرمیون را مجبور کرد دندان‌هایش را به اسنیپ نشان دهد - او تمام تلاشش را می‌کرد تا آن‌ها را با دست‌هایش پنهان کند، اگرچه این کار دشوار بود زیرا آن‌ها اکنون تا پایین یقه او رشد کرده بودند. پانسی پارکینسون و دیگر دختران اسلایترین با خنده‌های بی‌صدا دولا شدند و از پشت سر اسنیپ به هرمیون اشاره می‌کردند.

اسنیپ دائماً دانش آموزانش را قلدری می‌کرد، تا جایی پیش می‌رفت که ظاهر هرمیون را مسخره می‌کرد یا تهدید به کشتن وزغ نویل می‌کرد. این بخشی از فیلم‌ها نیست که در آن اسنیپ، در حالی که ترسناک است، فرد بسیار بهتری است. دلیل بزرگ تغییر شخصیت اسنیپ در فیلم‌های هری پاتر مربوط به کار عالی آلن ریکمن در به تصویر کشیدن این شخصیت است، که انسانیتی را به آن اضافه می‌کند که بیشتر در نسخه کتابی شخصیت وجود ندارد.

اسنیپ یک بار لیلی را دورگه کثیف خطاب کرد

Image

عشق بی‌اجابت اسنیپ به لیلی ایوانز، بعداً لیلی پاتر، یکی از خطوط داستانی اصلی در هری پاتر است. این دلیل تبدیل شدن اسنیپ به یک مامور دوجانبه است، زیرا او متوجه شد که ولدمورت خانواده پاتر را هدف قرار داده و لیلی را خواهد کشت. این همچنین دلیلی است که اسنیپ موافقت کرد به دامبلدور کمک کند زیرا او هری پاتر را در سفرش برای شکست دادن ولدمورت راهنمایی کرد. با این حال، چیزی که فیلم‌ها از قلم انداختند، یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات بین اسنیپ و لیلی بود.

"پس نفرین را از او بردار!"

اسنیپ و لیلی همزمان با جیمز، سیریوس، ریموس و پیتر پتی‌گرو به هاگوارتز رفتند. همه آن‌ها همکلاسی بودند و غارتگران عاشق هدف قرار دادن اسنیپ و قلدری کردن به او بودند، به ویژه جیمز پاتر و سیریوس بلک. از طرف دیگر، لیلی دوست اسنیپ باقی ماند و حتی در یک مقطع در برابر جیمز و سیریوس ایستاد. اما اسنیپ، به جای اینکه سپاسگزار باشد که لیلی از او دفاع می‌کند، او را دورگه کثیف خطاب کرد. این یکی از بدترین توهین‌ها در دنیای جادوگری است و دلیلی بود که دوستی اسنیپ و لیلی برای همیشه از هم پاشید. هری این را در یکی از خاطرات اسنیپ در کتاب هری پاتر و محفل ققنوس می‌بیند. با این حال، اقتباس سینمایی این را نشان نمی‌دهد، و نه میزان قلدری که اسنیپ از جیمز و سیریوس متحمل شد را نشان می‌دهد.

ایرانیکارت 1234

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده اند

تازه های مقالات فیلم و سریال

محتوای خود را پیدا کنید

نظرات

نظر خود را به اشتراک بگذارید

امتیاز شما 0