
Yellowjackets به ماجراجوییهای انفرادی مربی Ben در فصل ۳، قسمت ۲، "Dislocation" ادامه میدهد، اما این بار همراه با Mari است. او در برابر چیزی که فکر میکند یک آتشزای قاتل است، برای کمک فریاد میزند، در حالی که او در واقع سعی در یاری او دارد. این واقعیت که حتی تصور میکند او قصد کشتنش را دارد، باعث سردرگمی او میشود. او به او راهنمایی میکند تا زانوی جدا شده خود را به محل مناسب بازگرداند. در همین حال، Shauna جسد نوزاد فقیدش را از زمین بیرون میآورد و در جایی میدمد که Yellowjackets نتوانند آن را پیدا کنند. Shauna به گروه بازمیگردد تا آنها را در حال نگرانی از ناپدید شدن Mari بیابد. او ناپدید شدن مربوطه را نادیده میگیرد، در حالی که به وضوح موضوع مورد توجه قرار میگیرد، هرچند هیچ ربطی به آن ندارد. در حالی که بقیه به دنبال Mari میگردند، Lotti، Travis نامطمئن را قانع میکند تا بیشتر هالوسینوژن مصرف کند و با آن به عمق وحشیگری برسد. پس از رویدادهای شب قبل که شامل فریادهای فراطبیعی بود، Lottie بر این باور است که Travis کلید کشف خواستههای جنگل است. در روز حاضر، Shauna به تلاش نیکوکارانه خود برای پنهان کردن گذشته جنایی خانوادهاش با تصویری از زندگی عادی ادامه میدهد. Jeff به او یادآوری میکند که در شامی با "هیپهای کوچک داغ" حضور دارند که در حال تبدیل هتل محلی به یک هتل شیک هستند.
Lottie پس از گذراندن دوره بستری در بیمارستان روانپزشکی، سر به در منزل Shauna میزند. او میخواهد در منزل Shauna و Jeff بماند، که هر دو به درستی این ایده را بلافاصله رد میکنند. اما به دلیلی، Callie (که به دلیل تلاش Lottie برای کشتن Shauna به او شلیک کرده بود) آماده است تا بگذارد Lottie با آنها بماند. Callie اساساً مادر خود را به خاطر برخورد "میتوانم با مدیر صحبت کنم" و کنار زدن Lottie، به عنوان یک Karen خطاب میکند. اما نهایتاً Shauna پس از سفری پر از احساس گناه که توسط Callie رقم زده شده بود، تسلیم میشود. در جای دیگری، Van به Taissa اعتراف میکند که از بابت ترک رستوران پس از صرف غذا در قسمت قبلی، احساس گناه میکند و میخواهد حساب را پرداخت کند. در حین یک لحظه صمیمی، Van به قطعهای از شیشه پای میگذارد. خود Misty نیز لحظهای ناخوش است و از خماری کلاسیک رنج میبرد. Walter، همانطور که همیشه مهربان است، سعی میکند با غذا و پاسخ به فریاد کمک او، اثرات شب دلگیر بیرون را درمان کند. او توسط تماس کوتاهی که Misty با Shauna برقرار میکند قطع میشود و بلافاصله او را به هوش میآورد. او مصر است که Shauna و بقیه در واقع دوستان واقعی او نیستند، اما او به پیوند یکطرفهای که با Yellowjackets باقیمانده شکل داده، پایبند است. نوجوان Misty نیز در برقراری ارتباط با Nat هنگام جستجوی Mari چندان موفق نیست. با وجود اینکه Nat نسبت به نام Ben تند میزند، او سعی میکند تا Misty را از دیدن یکی از تلههای او منحرف کند. Nat میداند که او زنده است، اما نمیخواهد کسی این موضوع را بداند. Misty به این نکته پی میبرد و بعداً به Shauna اطلاع میدهد. احتمالا دلیلی موجه برای پنهان کردن حقیقت Ben توسط Nat وجود دارد، چرا که او حقیقتاً از اینکه کلبه سوخته است، شگفت زده میشود. Ben Mari را از چاله بیرون میآورد اما او را ربوده تا زمان بیشتری برای پیدا کردن راهی جهت رهایی او بدون اطلاع دیگران از بقای او به دست آورد. Taissa و Van در یکی از جلسات معمولشان Travis و Lottie را پیدا میکنند که دیگر چیزی شبیه به حال عادی نیست. Travis وقتی که Lottie بیش از حد او را فشار میدهد، به او حمله میکند. حتی اگرچه Van و Taissa اکنون به عنوان معتقدان وفادار به جنگل شناخته میشوند، آنها حتی میبینند که Lottie رفتارش با Travis بیش از حد است. در خانواده Sadecki، Walter در نهایت حق Misty را اثبات میکند. Shauna تنها برای این که Lottie را بچهداری کند و مانع از آن شود که با Callie درباره ارواح چوب و قربانیهای آیینی صحبت کند، او را دعوت کرده بود. البته، این حتی اندکی هم جواب نمیدهد. هم Lottie و هم Callie مشتاق هستند تا وارد ذهن یکدیگر شوند. Callie در حین بحث درباره مرگ Nat گوش میدهد، اما Lottie به Misty اطمینان میدهد که تقصیر او نبوده است. مطمئناً نبوده، اما مرگ Nat نیز قربانی بزرگ و از پیش تعیین شدهای نبود که "قرار بود" باشد. Callie زنان را با وجود مخالفت Misty متقاعد میکند تا یک شبانه مشترک داشته باشند.
زنان یک بازی حقیقت یا جرأت انجام میدهند، که در آن Callie از Misty و Lottie درباره شایعات آدمخواری و رویدادهای جنگل در محل استراحت Lottie استجو میکند. اما بیش از هر چیز، او میخواهد بداند "It" چیست -- همان چیزی که از زمان سقوط هواپیما، Yellowjackets با ترس به آن پرستش کردهاند. Misty پس از نوشیدن نوشیدنی که Callie با داروی خوابآور آمیخته بود، بیهوش میشود. Taissa به رستوران میرود تا حساب را پرداخت کند، اما متوجه میشود که پیشخدمتی که دنبالش بودند به دلیل سکته قلبی در حین تعقیب جان از دنیا برده شده است. او پیش از پرداخت محل را ترک میکند وقتی که یکی از کارکنان او را به عنوان مقصر میشناسد، اما تصمیم میگیرد موضوع را به Van نگزارند. در شام کاری Jeff، این مرد به وضوح از محیط خارج است چراکه در حال ارائه مبلمانش برای هتل جدید این هیپسترها میباشد. در حالی که در سرویس بهداشتی است، Shauna دچار قطع ارتباط برقی واقعی میشود. نورها خاموش میشوند و او سریعاً کلیدهای خود را برمیدارد تا به عنوان سلاح استفاده کند، تنها برای اینکه تلفنی را در قفسه بعدی بیابد که اعلان تماس از شناسهای ناشناس در آن وجود دارد. خریداران در شام به طرز عجیبی به آنچه در سرویس بهداشتی اتفاق افتاد، علاقهمندند، انگار که آنها ارتباطی با آن حادثه دارند یا به هر طریق ممکن دنبال یافتن دلیلی برای نقد Shauna هستند. در عوض، او خودشان را زیر سوال میبرد. او نشان میدهد که آنها به اندازهای که میگویند، از پس خود ساخته نیستند که خودبینیهایشان را از بین میبرد. Shauna ناامیدانه به خانه بازمیگردد تا ببیند Lottie و Callie مثل دو دوست صمیمی روی مبل در حال تماشای تلویزیون واقعی جمع شدهاند. به لطف آنکه Misty الکل دارویی را استفراغ کرده، اکنون میز نیاز به تمیزکردن دارد. بعداً Misty و Walter به دلیل "دوستیهای" Misty با Yellowjackets که بیشتر جنبه معاملاتی دارد، با یکدیگر مشاجره میکنند. Misty با Walter قطع رابطه میکند زیرا اشاره میکند Shauna و بقیه تنها از Misty و پوشش زیاد او سوء استفاده میکنند.
Akilah سعی میکند Travis آسیبدیده عاطفی را آرام کند، کسی که صدای درختان از ذهنش خارج نمیشود. برای دور کردن Lottie از پشت سرش، توجه او را به فرد دیگری معطوف میکند: Akilah. او به او دروغ میگوید که جنگل، Akilah را به خاطر ارتباطش با حیوانات میخواهد. در بخش دیگری از جنگل، Ben Mari اسیر شده را به غاری میبرد که ماههاست در آن زندگی میکند، شاید همان غاری که Javi برای پنهان شدن از نوجوانان پیدا کرده بود. Ben شروع به نشان دادن جنبه ناپایدار خود میکند وقتی که با خودش صحبت میکند، یا شاید چیزی که احتمالاً هالوسیناسیونی از دوست پسرش باشد. Jeff به درستی ناامیدی خود را از Shauna برای خراب کردن معامله و رفتار به گونهای که انگار تنها فرد جهان است، ابراز میکند. به طرز طعنهآمیزی، Shauna نوجوان نیز احساس مشابهی دارد. او مییابد که Melissa در حال جاسوسی بر او در قبر پسرش است. در حالی که Shauna بالغ، درونی Karen خود را بغل میکند تا با رستوران تماس بگیرد و بداند آیا کسی تلفن گمشده را مطالبه کرده است، Shauna نوجوان تهدید میکند که Melissa را برای دنبال کردنش بکشد. Melissa به Shauna بوسه میدهد و Shauna در حالی که چاقویش همچنان بر گردن Melissa است، بوسه را پاسخ میدهد.
قسمتهای جدید Yellowjackets هر جمعه در Paramount+ به همراه Showtime اکران میشوند.
مطالب مرتبط
دیگران نیز خوانده اند
تازه های نقد (تلوزیون)
محتوای خود را پیدا کنید
نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید